تبلیغات
قـــلــــم

جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


ویژگی افراد موفق،موفقیت

مهم نیست فرد موفق، تاجر، هنرمند، ورزشكار و یا مخترع باشد، آن‌چه اهمیت دارد این است كه تمام افراد موفق در یك سری موارد ویژگی‌های مشتركی دارند... این خصوصیات باعث می‌شود كه آن‌ها مسایل را بهتر از دیگران ارزیابی كنند، بر مشكلات شخصی خود پیروز شوند و بهتر بتوانند رقبای خود را از میدان به در كنند. شما نیز می‌توانید با طرز فكر آن‌ها آشنا شوید تا زندگی خود را به نحو شایسته‌ای تغییر دهید. نكته مهمی كه همواره بایستی به خاطر داشته باشید این است كه برای رسیدن به موفقیت باید از قبل خودتان را آماده سازید. در این‌جا به شما روش‌هایی را معرفی می‌كنیم تا با به كارگیری آن‌ها بتوانید در زندگی‌تان مانند افراد موفق فكر كنید، تصمیم بگیرید و در آینده‌ای نه چندان دور شاهد موفقیت‌های چشمگیری در زندگی خود باشید. قدرت دید و تمركز بالا داشته باشید. یكی از ویژگی‌های افراد موفق این است كه قدرت دید و تمركز بالایی دارند. نسبت به همه چیز دقیق هستند و اگر دلیل را ندانند، آن‌قدر سوال می‌كنند تا كاملا متوجه شوند. همین علاقه و كنجكاوی برای فراگیری به آن‌ها كمك می‌كند تا ذهنی فعال و خلاق داشته باشند. فردی كه دارای ذهن خلاق است آینده را به خوبی می‌بیند و شرایط و احتمالات را به درستی ارزیابی می‌كند، كاری كه دیگران قادر به انجام آن نیستند. شخص موفق ابتدا در مورد هر مساله‌ای به خوبی فكر می‌كند، آن را در ذهن طوری تجسم می‌كند كه گویی واقعی است، سپس با اراده‌ای قوی به سمت هدفش گام برمی‌دارد و برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی دریغ نمی‌ورزد. جالب است بدانید اولین كسی كه با كامیون بار حمل می‌كرد، روزی در ذهنش تصور كرد اگر با كشتی بارها حمل شوند چقدر سریع‌تر بارها به مقصد می‌رسند و همین جرقه فكری باعث شد تا صنعت كشتیرانی رونق گیرد. در زندگی خود ریسك‌های حساب شده كنید. شاید شما داستان بعضی از افراد را شنیده باشید كه در زندگی ریسك كرده‌اند و در همان بار اول ثروتمند شده‌اند ولی بهتر است بدانید همیشه این اتفاق نمی‌افتد و این موارد جزو استثناها هستند. آن‌چه اهمیت دارد این است كه افراد موفق از ریسك كردن نمی‌ترسند و در عین حال تمام جوانب و احتمالات را نیز در نظر می‌گیرند و سپس با اراده‌ای استوار، به سوی هدفشان گام برمی‌دارند. والدین خود را به خاطر اشتباهات‌تان سرزنش نكنید. اگر به هدف مورد نظرتان نرسیدید والدین خود و یا دیگران را مقصر ندانید. افراد موفق وقتی به نتیجه دلخواه در كارشان نرسند، به جای این‌كه وقت‌شان را تلف كنند، گله و شكایت كنند و دیگران را مقصر بدانند، آستین‌های خود را بالا می‌زنند و دست به كار می‌شوند و خود مسوولیت اعمالشان را به عهده می‌گیرند. قدر دیگران را بدانید. افراد موفق خود را به تمام كسانی كه به آن‌ها كمك كرده‌اند تا از پله‌های موفقیت بالا روند، مدیون می‌دانند و همواره قدرشناس آن‌ها هستند. هنگامی كه به هدفشان می‌رسند، فراموش نمی‌كنند كه در طول راه چه كسانی در موفقیت‌شان نقش داشته‌اند. به نیروی خداوند كه همواره پشتیبان آن‌ها بوده است اعتقاد دارند. بنابراین همواره افتاده‌حال هستند و علم و ثروتی را كه كسب كرده‌اند با كمال میل با دیگران تقسیم می‌كنند. پله‌های موفقیت با درس گرفتن از اشتباهات گذشته است كه فرد می‌تواند قدم به سوی موفقیت بردارد از شكست خود درس بگیرید. موفقیت به دنبال شكست كسب می‌شود. با درس گرفتن از اشتباهات گذشته است كه فرد می‌تواند قدم به سوی موفقیت بردارد. افراد موفق اگر در زندگی دچار اشتباهی شوند، سعی می‌كنند از آن درس بگیرند و خود را اسیر آن نكنند. آن‌ها یاد گرفته‌اند اگر در زندگی شكست بخورند، همین شكست برای آن‌ها راهی می‌شود تا به موفقیت دست یابند. خیلی از افراد موفقی را كه امروز می‌بینیم در زندگی خود شكست‌هایی خورده‌اند. تصور كنید اگر در آن موقع تسلیم می‌شدند و شروع به فعالیت مجدد نمی‌كردند. یقینا به موفقیتی كه امروز شاهد آن هستند، نمی‌رسیدند. از تمام فرصت‌های زندگی‌تان استفاده كنید. شاید دوست داشته باشید بدانید چگونه افراد موفق به موفقیت رسیده‌اند. بهتر است بدانید هیچ‌گونه فرمول جادویی وجود ندارد كه با به كارگیری آن بتوانید مانند آ‌ن‌ها شوید. تنها چیزی كه آن‌ها در طول زندگی فرا گرفته‌اند این است كه از تمامی فرصت‌های زندگی‌شان به نحو احسن استفاده می‌كنند، تنها بر روی افكار مثبت خود تمركز می‌كنند، تمام نگرش‌های منفی را از خود دور می‌كنند، راحت تسلیم مشكلات نمی‌شوند و در برابر تغییرات، قدرت انعطاف‌پذیری زیادی دارند. هر گاه افراد موفق در زندگی خود با مشكلی مواجه می‌شوند سعی می‌كنند از این فرصت به خوبی استفاده كنند و تغییرات لازم را در جهت رسیدن به هدفشان اعمال كنند. درست مثل این است كه یك شهر از دید افراد موفق پر از هتل، خانه، رستوران و ... است در صورتی كه از دید یك فرد معمولی در آن شهر هیچ چیز برای یك زندگی خوب موجود نیست و جایی برای پیشرفت وجود ندارد. مسلم است كه این شخص هیچ‌گاه به پیروزی نخواهد رسید زیرا خود او نمی‌خواهد اطرافش را با دقت نگاه كند و از داشته‌هایش بهره ببرد، در صورتی كه افراد موفق تمام جوانب و فرصت‌ها را می‌بینند و در مواقع مناسب از آن‌ بهره می‌برند و همواره خود را در بهترین شرایط و موقعیت می‌بینند. كار گروهی كنید. افراد موفق كاملا آگاهند كه برای دستیابی به موفقیت نیاز به كار گروهی دارند. برای موفق شدن نمی‌توانید به تنهایی اقدام به كار مورد نظرتان كنید. برای این منظور نیاز به افرادی دارید كه دارای استعداد، مهارت و دانش فراوان هستند. البته انتخاب اشخاص واجد شرایط نیز برای افراد موفق كار دشواری نیست. افراد موفق در هر كاری خود را برنده می‌پندارند و از افرادی كه مرتب به آن‌ها انرژی منفی می‌دهند و آن‌ها را دچار شك و تردید می‌كنند، دور می‌شوند. در هر موقعیتی كه هستید، دست از تلاش بر ندارید. افراد موفق در هر موقعیتی كه قرار دارند حتی در شرایط دشوار، باز هم خود را دست كم نمی‌گیرند و دست از تلاش برنمی‌دارند. شاید در زندگی خود با افرادی برخورد كرده باشید كه با وجود این‌كه مشكلات زیادی در زندگی خود دارند، به موفقیت‌های چشمگیری نیز دست یافته‌اند. تمام این‌ها مدیون پشتكار و تمركز آن‌ها بر روی توانایی‌هایشان است. مطمئنا شما نیز می‌توانید به هر آن‌چه می‌خواهید دست یابید، تنها اگر اراده كنید. منبع:مجله موفقیت

چگونه در زندگی موفق باشیم

در دنیای امروز از ساده‌ترین تا پیچیده‌ترین محصولات صنعتی یا فرهنگی برای موفق شدن در بازار رقابت تنگاتنگ موجود، باید بتوانند به عنوان یك «برند» خودشان را معرفی و ثابت كنند و در بسیاری از مواقع بخش زیادی از سرمایه خریداران یا متقاضیان یك محصول، تنها صرف خریدن یك نام خاص می‌شود تا كیفیت واقعی اجناس! با این مقدمه ما در این مطلب می‌خواهیم مژده بدهیم كه هركسی باشید با هر اندازه‌ای از دانش و مهارت، می‌توانید برند شخصی خودتان را داشته باشید؛ یك خانم خانه‌دار با برندی اختصاصی در آشپزی و یك آقای دیگر با برندی خاص و چشمگیر در بیمه یا پزشكی! این بازی جذاب و جدی، بسته به تخیل و خلاقیت شما می‌تواند تا هزاران مورد متنوع و متفاوت ادامه داشته باشد. هیچ محدودیتی وجود ندارد تنها كافی است بخواهید و برند شدن برای‌تان دغدغه باشد، برند شدن ممكن می‌شود. دکتر دهقان، نویسنده و مدرس مهارت‌های زندگی به شما می‌گوید چطور برند شخصی خودتان را بسازید. برند شخصی یك تركیب جادویی شاید جالب باشد بدانید یك برند شخصی را تركیبی از عوامل درونی و فردی مثل نظام فكری، ارزش‌ها، آرمان‌ها و اهداف سازنده آن برند همراه نمودهای بیرونی مثل چهره، زبان بدن و شبكه ارتباطات شخص یا افرادی كه در آن فعال هستند، شكل می‌دهند. «برند» شامل همه احساسات، ویژگی‌ها و مفاهیمی است كه به یك نام گره خورده و در واقع برداشت افراد از یك نام معتبر است؛ یعنی مخاطبان با دیدن، شنیدن یا هرگونه ارتباطی با یك برند خاص، صفات و ویژگی‌های آن برند در ذهن و قلب‌شان تداعی می‌شود؛ بنابراین برند شخصی شما نشان می‌دهد شما چه كسی هستید؟ چه كار می‌كنید و چه چیز متفاوت و متمایزی در شما وجود دارد؟ برند شخصی به چه دردی می‌خورد؟ دكتر دهقان در مورد اهمیت برندسازی می‌گوید: «انسان‌ها همواره از بدو پیدایش، درصدد بوده‌اند تا به كمك نمادها و دیگر عوامل، نشانه و اثری از خود را بر پیشانی تاریخ ثبت كنند. امروزه برندها، نمودی از هویت محصولات و حتی انسان‌ها به شمار می‌روند و اهمیت برند در شكل‌گیری ارتباطات و جریان‌های مرتبط با كسب و كار، غیرقابل انكار است. حالا خبر خوب این است كه برند تنها در انحصار محصولات و سازمان‌ها نیست و اشخاص نیز می‌توانند برندی شخصی برای خود داشته باشند و از مزایایش استفاده كنند؛ ضمن اینكه بدون هیچ شكی برندسازی روی اعتبار و خوشنامی افراد تاثیر بسزایی دارد كه نتیجه این پروسه در نهایت شهرت درآمدزایی است.» از كجا شروع كنیم؟ اولین قدم برای شروع برندسازی این است كه نسبت به خودتان شناخت كافی داشته باشید؛ یعنی بدانید ضعف‌ها و توانایی‌ها، مهارت‌ها و ناتوانی‌های شما دقیقا شامل چه چیزهایی است. باید بدانید كجای زندگی ایستاده‌اید و دوست دارید كجا باشید و از همه مهم‌تر اینكه هدف‌تان از برندسازی چیست؟ در همان ابتدا تكلیف‌تان را با خودتان مشخص كنید. دانش‌ها و مهارت‌های‌تان را بنویسید و از خود بپرسید در كدام‌شان می‌توانم بهترین باشم و خلاقانه و متمایز حركت كنم؟ تصویری كه مردم از من دارند چه بوده و حالا تصویری كه دوست دارم از من و برندم داشته باشند، چیست؟ ارزش‌ها و ضدارزش‌هایم چه چیزهایی هستند؟ با پرسیدن این سوالات از خودتان روی خودشناسی و ارزیابی و شناخت عملكردتان به‌طور دقیق‌تر تمركز می‌كنید و اهداف‌تان هم به‌تدریج به صورت كلی مشخص می‌شوند، در مراحل بعد هم با توجه به هدفگذاری‌های صورت گرفته، استراتژی شما برای رسیدن به هدف شكل خواهد گرفت. شناخت مخاطب مهم است دكتر دهقان در مورد اهمیت مخاطبان یك برند می‌گوید: «جایگاه‌سازی و تثبیت برند در واقع تصوری است كه شما در ذهن یا حتی قلب مخاطب در مورد خود خلق می‌كنید و برند شخصی، دقیقا همان چیزی است كه می‌خواهید دیگران – یك رئیس، همكار، دوست، مشتریان و مخاطبان احتمالی یا حتی شریك زندگی – در مورد شما احساس كنند. به بیان دیگر جایگاه‌سازی برند، بیان‌‌كننده این نیست كه شما دقیقا چه كسی هستید، بلكه بیان و تفسیری از تصویر شما در ذهن «مخاطبان» شماست. با این توضیحات روشن است كه در برندسازی شخصی، شما باید خودتان را به دیگران معرفی كنید و اینكه چگونه از سوی دیگران درك شوید، بستگی به اهداف شما و طیف مخاطبان برند شما دارد. به‌طور مثال آیا مخاطبان برند شما خانم‌های خانه‌دار هستند یا مردان بازنشسته؟ مخاطبان شما در كدام رده تحصیلی و اجتماعی قرار داشته و از برند شما چه توقعی دارند؟ این سوالات و هزاران سوال جزیی و كلی دیگر می‌تواند روی برنامه‌ریزی شما برای جذب مخاطبان و معرفی برندتان تاثیر زیادی داشته باشد؛ پس همان‌طور كه شناخت شما از خود و برندتان مهم است، شناخت درست و دقیق‌تان از مخاطبان هم اهمیت ویژه دارد چون قطعا با همان شیوه كه می‌شود به سادگی، یك جوان 19 ساله را جذب كرد نمی‌شود روی مخاطب میانسال اثرگذار بود. استراتژی و سایر مخلفات بعد از گذر از مراحل خودشناسی، مخاطب‌شناسی و تعیین اهداف، حالا باید برای رسیدن به هدف‌تان نقشه دقیقی داشته و مطابق یك زمان‌بندی واقع‌بینانه قدم به قدم به هدف نزدیك شوید. ناگفته پیداست هر برندی اندیشه یا محصولی را عرضه می‌كند؛ بنابراین باید به تولید محتوا دست بزنید و بعد به نحوه انتشار گسترده این محتوا فكر كنید؛ محتوایی كه باید خلاقانه، خاص و ارزشمند بوده و باید به لحاظ سر و شكل ظاهری و نوع ارائه هم با اهداف‌تان همسو باشد. برای مثال شما نمی‌توانید درحالی كه برندی در حمایت از محیط زیست هستید پیام‌های‌تان را روی لوح‌های چوبی ارائه دهید! شاید این نوع ارائه چشمگیر باشد اما با اهداف شما در یك راستا نیست؛ پس در مرحله طراحی استراتژی با دقت بر هدف و نوع مخاطبان، شبكه ارتباطات و آنچه برای توسعه و تبلیغ ایده‌تان در دسترس دارید، باید نقشه درستی كشیده و زمان‌بندی هم داشته باشید. اهمیت برندسازی فراموش نكنید برند شدن، یعنی دیده شدن و برای دیده شدن باید «دیدنی» باشید ولی افتاد مشكل‌ها. . . درست از همان روزی كه تصمیم گرفتید برند شخصی داشته باشید باید بدانید تمام گفتار، رفتار، پوشش و در كل تصویر بیرونی شما در فضای حقیقی و مجازی باید به دقت در راستای تقویت اهداف‌تان بازنگری شده و در صورت لزوم اصلاح شود چون وقتی قرار است دیده شوید اگر كلام و تصویر شما خوشایند یا در راستای شعارها و اهداف‌تان نباشد، خودتان اولین ضربه مهلك را به برند خودتان زده‌اید؛ بنابراین بخشی از استراتژی شما برای رسیدن به هدف، مربوط به مدیریت ظاهری و نوع برقراری رابطه شما با دیگران است. عادات و رفتارهای غلط خودتان را اصلاح كنید و روی تاثیر و عواقب هر حركت واقعی یا مجازی‌ روی برندتان دقیق باشید. مردم بسیار باهوش هستند؛ بنابراین قبل از اینكه در مركز دیدشان قرار بگیرید خودتان را اصلاح كرده و بدانید تصویر بیرونی و درونی شما باید در یك راستا باشد و در صورت تناقض داشتن، دیر یا زود شكست می‌خورید؛ یعنی اگر عاشق پول هستید نمی‌توانید برندی برای ترویج ساده‌زیستی داشته باشید و اگر ساده‌زیست هستید ساختن برند لاكچری، كار شما نیست! ایده را در زرورق بپیچید. . . فراموش نكنید برند شدن، یعنی دیده شدن و برای دیده شدن باید «دیدنی» باشید. مردم دوست دارند هر روز با یك پدیده تازه مواجه باشند و این هنر شماست كه دائم به روز شوید و به ورطه تكرار نیفتید؛ ضمن اینكه دانش، ایده یا به‌طوركلی محتوایی كه ارائه می‌كنید باید همیشه در زرورق خلاقیت و نو‌آوری بپیچید تا به چشم بیایید و بدرخشد. خلاق باشید و بدانید برای برند شدن داشتن خلاقیت، شرط بسیارمهم و كارسازی است. دست‌اندازها كجاست؟ هرقدرجایگاه، موقعیت و اهداف شما بزرگ‌تر باشد، دشمنان‌تان هم بزرگ‌تر خواهند بود؛ پس اعتماد به نفس و عزت نفس كافی داشته باشید تا در اثر مخالفت‌ها سست نشوید؛ ضمن اینكه باید بدانید پروسه برندسازی با رمل و اسطرلاب و درجا پیش نمی‌رود بلكه یك روند زمان‌بر و حتی هزینه‌بر است. باید صبور و مقید به برنامه‌ریزی‌های‌تان باشید و با گام‌های كوچك به سوی موفقیت قدم ‌بردارید. مساله این است كه در هر حرفه و زمینه‌ای، افراد زیادی فعال هستند اینكه بین آن همه شما شاخص باشید، نیازمند تلاش مستمر و خستگی‌ناپذیر است. باید به بهترین نماینده از رشته‌ای كه در آن برند هستید، تبدیل شوید؛ بنابراین باید در زمینه تقویت مهارت‌ها و توسعه دانش خودتان به ‌طور مداوم فعال باشید. دقت به رقیب‌ها و برندهای مشابه برند شما هم بخش مهمی از گام‌های همیشگی برای برندسازی موفق است. شما می‌توانید از رقبای‌تان الگو گرفته و از كوچه‌های میانبر به جاده اصلی برسید؛ البته بی‌تردید برای اینكه از رقبا موفق‌تر باشید باید چیزی بیشتر از آنها برای ارائه داشته باشید. روابط قوی یا سرمایه زیاد؟ اگر بخواهیم كلید قفل برندسازی را در یك كلام معرفی كنیم باید بگوییم شاه‌كلید قفل برند، ایجاد ارتباط با دیگران یا به عبارت بهتر شبكه‌سازی ارتباطات برای معرفی و جذب دیگران به برند تازه‌كار است؛ پس سعی كنید به ‌طور مداوم ارتباطات جدید ایجاد كنید و همواره در پی توسعه‌ آن باشید. به مراكزی كه می‌توانند به شما برای رسیدن به اهداف‌تان كمك كنند، فكر كنید و مجموعه‌ای از كانال‌های ارتباطی با مردم را در فضای واقعی و مجازی در كنار خود داشته باشید. خیلی وقت‌ها نیاز به صرف هزینه زیادی نیست تنها كافی است ارتباطات درستی داشته باشید؛ آن وقت افرادی پیدا می‌شوند كه داوطلبانه و رایگان به كمك‌تان بیایند. حالا بدرخشید همان‌طور كه گفتیم به منظور نشان‌ دادن تخصص، مهارت یا تفكر خود باید «تولید محتوا» در هسته‌ فعالیت‌های برندسازی شما قرار گیرد؛ بنابراین از ابراز دیدگاه‌های خود نترسید و بر اشتراك‌گذاری دانش خود تمركز كنید. از انواع رسانه‌ها مانند وب‌سایت، پادكست، كتاب الكترونیكی و چاپی برای تولید محتوای خود استفاده كنید. گاهی ارائه‌ یك عكس باكیفیت و مناسب به ایجاد اعتبار و اعتماد كمك بزرگی می‌كند؛ پس از گرافیك و تاثیر شگفت‌انگیزش غافل نشده و تا جای ممكن محتوای‌تان را خوش‌آب و رنگ ارائه كنید؛ ضمن اینكه باید بدانید در جهان امروز، تبلیغات رسانه‌ای نقش مهمی را ایفا می‌كنند پس از هر فرصت و بستری برای تبلیغ ایده‌ها و محتوای خود استفاده كنید. داشتن سایت، وبلاگ و حضوری هوشمند و فعال در اینستاگرام، تلگرام و وایبر امكان تبلیغات كم‌هزینه‌ای را برای‌تان فراهم می‌كند كه تاثیرات گرانقیمت و مغتنمی دارند؛ پس همین امروز شروع كنید، راستی برند شخصی شما چیست؟ منبع:مجله زندگی ایده آل

موانع موفقیت

شاید شما هم دیگر انگیزه ای برای رسیدن به هدف ندارید. راه موفقیت را گم کرده اید و خود را در اتاقی تاریک احساس می کنید که بن بست است و راه فراری نیست. «مسعود 21ساله، دانشجوی سال دوم در یکی از دانشگاه های معتبر است. او از یکی از بهترین دبیرستان های شهر خود فارغ التحصیل شده و با رتبه بسیار خوبی در دانشگاه پذیرفته شده است. او الآن سال دوم دانشگاه است ولی متأسفانه در طی چهار ترم تحصیل خود، تنها توانسته 30 واحد را پاس کند و دو ترم است که مشروط می شود. او بسیار ناامید است، نگران آن است که خانواده متوجه اوضاع بد تحصیلی او شوند. او همیشه در درس جز بهترین ها بوده است و همه خانواده حساب خاصی روی مسعود باز می کنند و به آینده او بسیار امیدوارند. اما مسعود روز به روز عملکرد تحصیلی اش بدتر و بدتر می شود.» بیشتر مردم برای رفتن به گردش و تفریح برنامه ریزی جدی و حساب شده می کنند اما گویی هنوز این رسم جا نیفتاده که برای رسیدن به موفقیت نیز، برنامه ریزی ضرورت جدی دارد. البته برنامه ریزی برای اوقات فراغت و تعطیلات بسیار مهم و حتی در دوران نوجوانی و جوانی می تواند بسیار سرنوشت ساز باشد؛ اما این ضرورت جدی وجود دارد که همین توجه و برنامه ریزی برای رسیدن به موفقیت هم وجود داشته باشد. برای این منظور باید اهداف بلند مدت خود را صریحاً مشخص کنید، راه های رسیدن به آن را تعیین کنید و اهداف کوتاه مدتی که در راه رسیدن به اهداف غایی، کمک مان می کند مشخص کنیم. نوع هدف مهم نیست بلکه مهم تعیین این اهداف و برنامه ریزی برای رسیدن به آنهاست. وقت مناسب بیایید برای این منظور یک کاغذ بردارید. روزهای هفته را در سطر و اوقات روز را در ستون بنویسید. دقیق مشخص کنید که در هر روز هفته چه کارهایی را (صبح، عصر، شب) انجام می دهید. البته می توانید یک سر رسید بردارید و فعالیت آن روز هفته را در هر صفحه آن سر رسید یادداشت کنید. بعد از اینکه یک هفته فعالیت تان را به طور کامل نوشتید، حالا از خودتان بپرسید: * از انجام چه کاری بیشترین لذت را می برم؟ (با خودکار قرمز علامت گذاری کنید) * چه کاری را باید انجام دهم ؟ (با خودکار سبز علامت گذاری کنید) * چه کارهایی را باید حذف کنم تا بتوانم به اهدافم برسم؟ (با خودکار سیاه علامتگذاری کنید) اهداف تان را تعیین کنید برای این منظور: * سه مورد از اهداف بلند مدت (در پنج سال آینده) * سه مورد از اهداف سال آینده * سه مورد ازاهداف شش ماه آینده * سه مورد از اهداف یک ماه آینده * سه مورد از اهداف هفته آینده را کامل بنویسید. به موقعیت دلخواه خود برسید حال از فهرست اهداف خود، سه مورد را برای برنامه ریزی مفصل انتخاب کنید. برای رسیدن به هر هدف موعد مقرر تعیین کنید و برنامه ای با مراحل مشخص در نظر بگیرید. شناسایی موانع موفقیت نوع هدف مهم نیست بلکه مهم تعیین این اهداف و برنامه ریزی برای رسیدن به آنهاست منابع حمایتی و موانع را در نظر بگیرید برای این منظور منابعی که می تواند به شما کمک کند تا به اهداف تان برسید را مشخص کنید. این منابع را مورد اولویت بندی قرار دهید (حداقل سه منبع را مشخص کنید) سپس بررسی کنید که موانع تحقق یافتن اهداف تان چیست؟ (حداقل سه مانع را مشخص کنید.) در گام بعدی سعی کنید افرادی را مشخص کنید که به اهدافی که شما در نظر دارید رسیده اند. سپس ببیند این افراد چه خصوصیاتی داشته اند؟ و حتی در برخی از زمینه ها از آنها کمک بگیرید و مشورت کنید. چند توصیه برای موفقیت در مدیریت برنامه زندگی - هر روز به برنامه هفتگی تان توجه داشته باشید و آن را بررسی کنید. همواره اهداف بلندمدت را در نظر بگیرید و اهداف کوتاه مدت مرتبط با اهداف بلند مدت را به طور دقیق مشخص کنید. - سعی کنید در یک زمان چند کار مختلف انجام ندهید. کارهایتان را یکی یکی انجام دهید. - به ذهن تان استراحت دهید. مثلاً برای مدتی کوتاه (در هر یک ساعت، یک ربع به خود استراحت ذهنی دهید) - هیچ کار نکنید. حالت هایتان را عوض کنید مثلاً بایستید، قدم بزنید، بدوید. همچنین فعالیت جسمی برای سلامت و افزایس اعتماد به نفس تان بسیار موثر است. - به نظم و ترتیب توجه خاص داشته باشید. میز کار یا میز مطالعه تان را همیشه مرتب نگهداری کنید. - از «نه» گفتن نترسید. از انجام کارهایی که مانع رسیدن به اهداف تان می شود خودداری کنید و اگر کسی تقاضای انجام آن را از شما داشت، با آسودگی «نه» بگویید. - برخی وظایف را واگذار کنید. واگذاری برخی مسئولیت ها به اطرافیان به شما کمک می کند که وقت بیشتری صرف اهداف مهم تان کنید. - بر مسامحه کاری غلبه کنید. اگر کاری را یک ماه پشت سرهم انجام دهید عادت می شود لذا سعی کنید روز خود را با کارهایی که چندان برای تان خوشایند نیست شروع کنید. منبع:تبیان

پنج راه کاری برای موفقیت

مدیرعامل یک شرکت موفق بودن کار آسانی نیست مخصوصاً اگر بیشتر اوقات برای صحبت کردن با سرمایه‌گذاران بیرون از شرکت باشید و زمانی که می‌توانید با تیم کاری تان بگذرانید محدود باشد. اگر مسئول مدیریت تیم‌های مختلفی در شهرهای مختلف باشید که کارتان پیچیده‌تر هم خواهد شد. آیا همکاری کردن بدون اینکه کنار هم باشید واقعاً ممکن است؟ چطور می‌توانید بدون اینکه از نزدیک کنار تیمتان باشید، آنها را رهبری کنید؟ رمز کار این است که تیمی قوی تشکیل دهید که حتی وقتی رئیس حاضر نیست بتوانند عملکرد موثری داشته باشند. کارمندان یک شرکت مثل یک تیم بسکتبال هستند، اگر با هم کار نکنند برنده نمی‌شوند. شما بعنوان مدیرعامل باید بدانید که هر عضو تیم نقشی در شرکت بر عهده دارد و هر نفر جزئی از کل است. اگر بخواهید عملکرد شرکت موفق باشد، تیم باید هماهنگ کار کند. در زیر به پنج راه برای تشکیل یک تیم موفق کاری اشاره می‌کنیم: ۱. اعتماد و احترام ایجاد کنید. محیط کار باید برمبنای اعتماد و احترام شکل گیرد. بدون این دو موفقیت امکانپذیر نخواهد بود. یک شرکت مثل کشتی‌ای می‌ماند که رو به مقصدی نامعلوم در حرکت است. کاپیتان به اعتماد تیمش نیاز دارد چون آدم‌ها دنباله‌رو اعتماد و یکپارچگی می‌شوند نه یک انسان. تردیدها را می‌توان با اعتماد متعادل کرد و این توانایی با هم کار کردن را به آنها می‌دهد. همچنین اگر در شرکت حضور ندارید باید مطمئن شوید که اعضای تیم در محیطی که بر پایه ارتباط باز و آزاد است کار می‌کنند. هرچه این اعتماد قوی‌تر شود، تیم راحت‌تر می‌تواند بدون حضور کاپیتان در مسیر خود حرکت کند. ۲. روی حرفتان بمانید. اگر بازده و کیفیت بالای کار می‌خواهید، باید به اندازه حرف‌هایتان خوب باشید. شما همان چیزی را به دست می‌آورید که ارائه کرده‌اید. اگر قول می‌دهید که کاری را انجام دهید، حتماً آن را انجام دهید. وقتی اعضای تیم متوجه شوند که آدم خوش‌قول و قابل اعتمادی هستید، رفتار شما را تقلید خواهند کرد. ۳. با همه کارمندان جلسه تشکیل دهید. اگر می‌خواهید کار تیمی را گسترش دهید، باید به همه کمک کنید همدیگر را بشناسند. حداقل یکبار در سال یا حتی بیشتر جلساتی با اعضا برگزار کنید. گفتگوهای غیررسمی افراد را به هم نزدیک کرده و روابط انسانی را گرم‌تر می‌کند. مثلاً می‌توانید اعضای تیمتان را به یک بازی دعوت کنید، مثلاً بسکتبال یا فوتبال. اگر بازیکن‌ها بخواهند برنده شوند باید با هم همکاری کنند. همین اصل در محیط‌کار هم صادق است. و از طریق همین کارهای گروهی و ورزشی، شخصیت‌ها و استعدادهای هر فرد مشخص می‌شود. آنها در آن شرایط مجبور خواهند بود سریع تصمیم بگیرند به همین دلیل وقت برای آماده کردن واکنش‌هایشان نخواهند داشت. اینها موقعیت‌هایی است که شخصیت واقعی همه نشان داده می‌شود و روابط واقعی شکل می‌گیرد. ۴. از تضادها استفاده ببرید. در همه تیم‌ها سوء‌تفاهم پیش می‌آید. یک روزی یک جا بالاخره تضاد و کشمکش پیش می‌آید. وقتی مناقشات بین کارمندها از کنترل خارج شود، این مدیرعامل است که باید با آن روبه‌رو شود. با انتخاب اینکه چه چیز خوب است و چه چیز بد موضوع را پیچیده‌تر نکنید. به صحبت‌های دو طرف خوب گوش کنید و بعد با بقیه آنهایی که مناقشه آن دو طرف را دیده‌اند حرف بزنید. راه‌حل‌هایی که در این مواقع به ذهن همه خطور می‌کند نتیجه‌ای می‌دهد که بدون دعوا و کشمکش امکان نداشت به ذهن کسی برسد. البته این به آن معنا نیست که دعوا و جدل خوب است. به این معنی است که این دعواها باعث می‌شود که همه به دو دیدگاه در آن واحد فکر کنند و دیدگاه‌های بیشتر یعنی فرصت‌های بیشتر. ۵. استخدام‌های جدید را یک کار تیمی بدانید. اگر می‌خواهید کارمند جدیدی استخدام کنید، این مسئله را با تیمتان مطرح کنید. اجازه دهید اعضای تیمتان با فرد موردنظر صحبت کنند چون آنها هستند که قرار است با هم کار کنند و خیلی مهم است که آن فرد با تیم هماهنگی داشته باشد. البته، تجربه و ویژگی‌ها و کارآمدی آن فرد هم مهم است اما مهمترین ویژگی‌ها برای استخدام همیشه شخصیت و مهارت‌های اجتماعی فرد هستند که باید با تیم شما سازگاری داشته باشد. باتوجه به اعتماد و احترامی که در بالا به آن اشاره شد، شخصیت و مهارت‌های اجتماعی مثل چسب هستند که به ارتباط بین اعضا کمک می‌کند. این مهارت‌ها می‌تواند اعضای تیم را به هم بچسباند و کیفیات فردی باعث می‌شود کارها درست انجام شود. منبع: مردمان

خانوادگی موفق شدن

خانواده را به اهداف خود رساندن، آرزوی هر زن و شوهری است. شما می توانید خانواده تان را به این آرزو برسانید اگر رازهای موفقیت از نوع دسته جمعی را بلد باشید.

ما به عنوان یک خانواده چگونه می توانیم به هدف هایمان برسیم؟ .

پیش به سوی هدف

هر خانواده ای برای خود هدف هایی دارد. هدف خانواده شما چیست؟ خوشبختی؟ تربیت فرزندانی صالح؟ خریدن خانه؟ داشتن بچه هایی تحصیل کرده و موفق؟ فکر می کنید چگونه می توانید خانواده تان را به سوی اهداف مورد نظر راهنمایی کنید؟ خانواده ای می تواند به اهدافش برسد که چند قاعده مهم را رعایت کند:

یک رهبر داشته باشید

رسیدن به هر هدفی مستلزم گذر از پیچ و تاب های مختلف است. گاهی رسیدن به هدف، زمان زیادی می طلبد و گاهی نیازمند هزینه کردن از خزانه ی روانی و مادی خود است. برای این که خانواده تحت تأثیر این عوامل مداخله گر، از مسیر هدف خود خارج نشود، باید رهبری برای آن تعیین شود. رهبری که از بقیه عاقل تر و آگاه تر است و می تواند مسیرهای انحراف از هدف را به موقع تشخیص بدهد و اعضای خانواده را در مسیر درست نگه دارد.

در مورد هدف نهایی توافق کنید

در مورد هدف اصلی، تفاهم و توافق صورت بدهیم. برای این که بتوانیم خانواده مان را به سر منزل مقصود برسانیم، باید درباره ی هدف مان با اعضای خانواده گفتگو کنیم و سعی کنیم به یک فهم مشترک برسیم. برای مثال اگر هدف مان خوشبخت شدن است باید فرصتی فراهم کنیم تا هر یک از افراد خانواده برداشتی را که از این مفهوم دارند بیان کنند و بعد رهبر خانواده، جمع بندی ای از این هدف ارائه کند که در بر دارنده ی نکات خوب همه نظرات باشد.

نسبت به هدف تعهد داشته باشید

نسبت به هدف مشترک، احساس تعهد و مسؤلیت داشته باشیم. شناختن هدف بدون احساس مسؤلیت نسبت به آن، کاری از پیش نخواهد برد. باید شرایطی را فراهم کنیم که تک تک اعضای خانواده نسبت به رسیدن به هدف مورد توافق، احساس علاقه، تعهد و وظیفه داشته باشند.

جزئیات هدف را مشخص کنید

خرده هدف ها را تعیین کنیم. به هیچ هدف بزرگی نمی توان دست یافت مگر این که آن هدف، به هدف های کوچکتری تقسیم شده باشد و ساز و کارهایی برای تشویق افراد خانواده بعد از رسیدن به هر خرده هدفی در نظر گرفته شده باشد.

ظرفیت های افراد خانواده را شناسایی کنید

هر یک از افراد خانواده استعدادها و توانایی های خاص خود را دارد. اگر ما بعد از اینکه خرده هدف هایمان را تعیین کردیم، به این نکته نیز توجه بکنیم که چه کاری را چه فردی می تواند بهتر انجام بدهد، به عبارت دیگر اگر کارها را به درستی بین خودمان تقسیم کنیم به احتمال بیشتری می توانیم به هدف مان دست پیدا کنیم.

همکاری و مساعدت به خرج بدهید

در مسیر رسیدن به یک هدف، موانع زیادی وجود دارد. برای مثال ممکن است، یکی از افراد خانواده بیمار شود یا به هر دلیل دیگری نتواند به مسؤلیتش عمل کند. خانواده ای به پیروزی می رسد که همیشه نیروهای ذخیره و با گذشتی برای این جور مواقع داشته باشد. نیروهایی که تا زمان رفع شدن مشکلِ فرد دیگر، مسؤلیت های او را بین خودشان تقسیم می کنند و به هر نحوی شده اجازه نمی دهند کاری روی زمین باقی بماند.

بی قید و شرط تلاش کنید

در راه رسیدن به هدفمان، بی قید و شرط تلاش کنیم. برای کسب موفقیت خانوادگی، فضایی امن و آرام نیاز است. و این امنیت و آرامش برقرار نمی شود مگر اینکه خدمات اعضای خانواده به همدیگر که در راستای رسیدن به هدف است به صورت نامشروط باشد. برای مثال اگر هدف خانواده ی شما خریدن خانه است، وقتی به هدف تان می رسید که همه اعضای خانواده بدون مزد و منت در قناعت کردن و صرفه جویی کردن کوشا باشند. در این شرایط اگر یکی دو نفر مدام ایثارشان را به رخ بقیه بکشند، ممکن است عطای خدمتشان به لقایشان بخشیده شود و حالا حالا ها امکان خریدن خانه فراهم نشود.

امیدوار باشید

امیدوار بودن. امید یعنی داشتن یک هدف معین، دانستن راه های مختلف برای رسیدن به آن هدف و داشتن انگیزه برای رسیدن به هدف. یک خانواده ی امیدوار، هرگز از رسیدن به اهدافش ناامید نمی شود و اگر در یک راه شکست خورد به سراغ راه های دیگری که از قبل برای رسیدن به آن هدف به صورت ذخیره نگه داشته بود می رود. یک خانواده ی امیدوار، تسلیم موانع و مشکلات نمی شود چرا که انگیزه ای پایان ناپذیر برای رسیدن به اهدافش دارد.

منبع: تبیان

1 2 3 4 5 6 7 ...

آخرین عناوین


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من