تبلیغات
قـــلــــم - مرگ

جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


مرگ

فصل اول : مرگ

اول منزل این سفر، مرگ است

این منزل پیچ و خمهاى دشوار دارد، اینك ما به دو نمونه از آن اشاره مى كنیم :

مرحله اول مرگ ، شدت جان كندن است ؛ و جاءت سكرة الموت بالحق ذلك ما كنت منه تحید(2) این مرحله اى است بسیار دشوار كه شدائد و سختیها از هر طرف به محتضر رو مى كند؛ از طرفى شدت مرض ‍ و درد و بسته شدن زبان و رفتن قوا از اندام ، از طرف دیگر گریستن اهل و عیال و وداع آنها با او و غم یتیمى و بى كس شدن بچه هاى خود، از طرف دیگر غم جدا شدن از مال و منزل و املاك و اندوخته ها و چیزهاى نفیس ‍ خود كه عمر عزیز خود را صرف به دست آوردن آنها كرده و چه بسا كه بسیارى از آنها مال مردم بود كه با ظلم و غصب ، آنها را مالك شده و چقدر حقوق بر اموال او تعلق گرفته و نداده ، حال ملتفت خرابیهاى كار خود شده كه كار گذشته و راه اصلاح آنها بسته شده ؛ فكان كما قال اءمیر المومنین (ع) یتذكر اءموالا جمعها اغمض فى مطالبها و اخذها من مصر حاتها و مشتبهاتها قد لزمته تبعات جمعها و اءشرف على فراقها تبقى لمن وراءه ینعمون بها فیكون المهناء لغیره و العب ء على ظهر(3) و از طرفى ترس ورود به جائى كه غیر از این دنیا است و چشمش چیزهایى را مى بیند كه پیش از این نمى دید فكشفنا عنك غطائك فبصرك الیوم حدید(4) حضرت رسول و اهل بیت او و ملائكه رحمت و ملائكه غضب را حاضر مى بیند تا درباره او چه حكم شود و چه سفارشى نمایند، و از طرف دیگر، شیطان و یارانش براى آنكه او را به شك اندازند جمع شده اند و مى خواهند كارى كنند كه بى ایمان از دنیا برود، و از طرفى وحشت از آمدن ملك الموت دارد كه آیا به چه هیئت خواهد بود، و به چه نحو جان او را خواهد گرفت الى غیر ذلك . قال اءمیرالمؤ منین (ع): فاجتمعت علیه سكرات الموت فغیر موصوف ما نزل به .

شیخ كلینى از حضرت صادق (ع) روایت كرده كه حضرت امیرالمؤ منین (ع) را درد چشمى عارض شد حضرت رسول صلى الله علیه و آله به عیادت آن حضرت تشریف برد او را دید كه صیحه و فریاد مى كشد، فرمود كه آیا این صیحه جزع و بیتابى است یا از شدت درد است ؟ امیرالمؤ منین (ع) عرض ‍ كرد یا رسول الله من هنوز دردى نكشیده ام كه سخت تر از این درد باشد. فرمود یا على چون ملك الموت براى گرفتن روح كافر نازل شود سیخى از آتش را با خود بیاورد و با آن سیخ روح او را بیرون كشد پس صیحه كشد! حضرت امیرالمؤ منین چون این را شنید برخاست و نشست و گفت : یا رسول الله دوباره حدیث را بر من بخوان سپس گفت آیا از امت شما كسى به این نحو قبض روح مى شود؟ فرمود بلى حاكمى كه جور كند و كسى كه مال یتیم را به ظلم و ستم بخورد و كسى كه شهادت دروغ دهد.

و اما چیزهائى كه سبب آسانى سكرات موت است از جمله :

شیخ صدوق از حضرت صادق (ع) روایت كرده كه فرمود هر كه بخواهد كه حق تعالى بر او سكرات مرگ را آسان كند باید صله ارحام و خویشان خود كند، و به پدر و مادر خود نیكى و احسان نماید، پس هر گاه چنین كند خداوند دشواریهاى مرگ را، بر او آسان كند و در حیات خود فقر به او نرسد.

و روایت شده كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله نزد جوانى بهنگام وفات او حاضر شد پس به او فرمود: بگو: لا اله الا الله ، آنگاه زبان آن جوان بسته شد و نتوانست بگوید، و هر چه حضرت تكرار كرد باز نتوانست بگوید؛ پس حضرت به آن زنى كه كنار جوان بود گفت : آیا این جوان مادر دارد؟ عرض كرد: بلى من مادر او مى باشم فرمود: آیا تو بر او خشمناكى ؟ گفت : بلى و الان شش سال است كه با او سخن نگفته ام حضرت فرمود كه از او راضى شو. آن زن گفت رضى الله عنه برضاك یا رسول الله (5) و چون این كلمه را كه مُشعِر بر رضایت او بود از پسرش گفت ، زبان آن جوان باز شد. حضرت به او فرمود بگو: لا اله الا الله گفت : لا اله الا الله حضرت فرمود چه مى بینى ؟ عرض كرد: مرد سیاه قبیح المنظر با جامه هاى چركین و بدبو كه نزد من آمده و گلو و راه نفس مرا گرفته . حضرت فرمود: بگو: یا من یقبل الیسیر و یعفو عن الكثیر اقبل منى الیسیر واعف عنى الكثیر انك انت الغفور الرحیم (6) آن جوان این كلمات را گفت آن وقت حضرت به او فرمود: نگاه كن چه مى بینى ؟ گفت : مردى سفید رنگ ، نیكو صورت ، خوشبو با جامه هاى خوب را مى بینم كه به نزدم آمده و آن سیاه پشت كرده و مى خواهد برود؛ حضرت فرمود: این كلمات را تكرار كن ، تكرار كرد، حضرت فرمود: چه مى بینى ؟ عرض كرد: دیگر آن سیاه را نمى بینم و آن شخص نورانى نزد من است ، پس در آن حال آن جوان وفات كرد.

مؤ لف مى گوید: خوب در این حدیث تاءمل كن ببین اثر عاق پدر و مادر چه اندازه است كه این جوان با آنكه از صحابه است و شخصى مانند پیغمبر به عیادت او آمده و به بالین او نشسته و خود آن جناب كلمه شهادت به او تلقین فرموده ولى نتوانست آن كلمه را تلفظ كند مگر وقتى كه مادرش از او راضى شد آن وقت زبانش باز شد و كلمه شهادت گفت .

و دیگر از حضرت صادق (ع) مروى است كه هر كس جامه زمستانى یا تابستانى را بر برادر خود بپوشاند، خداوند او را از جامه هاى بهشتى مى پوشاند و سكرات مرگ را بر او آسان مى كند و قبرش را گشاد مى سازد.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه هر كه برادر خود را حلوائى بخوراند حق تعالى تلخى مرگ را از او برطرف مى كند.

و از چیزهائى كه براى محتضر سودمند است خواندن سوره یس ، و الصافات و كلمات فرج (7) است .

و شیخ صدوق از حضرت صادق (ع) روایت كرده كه هر كه یك روز از آخر ماه رجب روزه بگیرد، حق تعالى او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از ترس بعد از مرگ و از عذاب قبر ایمن گرداند و بدان كه از براى روزه گرفتن بیست و چهار روز از رجب ثواب زیادى رسیده ؛ از جمله آنكه ، ملك الموت به صورت جوانى با لباس خوب با قدحى از شراب بهشت ، وقت قبض روح او حاضر مى شود، و آن شراب را به او بدهد تا سكرات مرگ بر او آسان شود.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله مرویست كه هر كس در شب هفتم رجب چهار ركعت نماز بخواند در هر ركعت حمد را یك مرتبه و توحید را سه مرتبه و سوره فلق و ناس را و بعد از فراغ ده مرتبه صلوات بفرستد و ده مرتبه تسبیحات اربعه بخواند حق تعالى او را در سایه عرش جاى مى دهد و به او ثواب روزه دار ماه رمضان عطا مى كند و برایش ملائكه استغفار مى كند تا از این نماز فارغ شود و جان دادن و فشار قبر را بر او آسان گرداند و از دنیا بیرون نرود مگر اینكه جاى خود را در بهشت ببیند و حق تعالى او را از فزع اكبر ایمن گرداند.

و شیخ كفعمى از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت كرده است كس ‍ هر كه هر روزه ده مرتبه این دعا را بخواند حق تعالى چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد و او را از سكرات مرگ و فشار قبر و هول قیامت نجات دهد و از شر شیطان و لشكرهاى او محفوظش بدارد و دینش ادا شود، و غم و همش ‍ زایل گردد این دعا این است :

اعددت لكل هول لا اله الا الله ، و لكل هم و غم ما شاء الله ، و لكل نعمة الحمد لله ، و لكل رخاء الشكر لله ، و لكل اعجوبة سبحان الله ، و لكل ذنب استغفر الله ، و لكل مصیبة انا لله و انا الیه راجعون ، و لكل ضیق حسبى الله و لكل قضاء و قدر توكلت على الله ، و لكل عدو اعتصمت بالله ، و لكل طاعة و معصیة لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم .

و بدان نیز كه از براى این ذكر شریف ، هفتاد مرتبه فضل عظیم است از جمله آنكه وقت مردن او را مژده و بشارت دهند و آن ذكر این است : یا اسمع السامعین و یا ابصر الناظرین و یا اسرع الحاسبین و یا احكم الحاكمین .

شیخ كلینى از حضرت صادق (ع) روایت كرده كه فرمود: از قرائت اذا زلزلت الاءرض زلزالها ملول نشوید زیرا كه هر كه این سوره را در نوافل خود بخواند حق تعالى زلزله بر او وارد نسازد و او را به زلزله و صاعقه و به آفتى از آفات دنیا نمیراند، و در وقت مردن او ملكى كریم از نزد حق تعالى بر او نازل شود و بالاى سر او بنشیند و بگوید: اى ملك الموت ، نسبت به ولى خدا مدارا كن زیرا كه او مرا بسیار یاد مى كرد.

عقبه دوم عدیله عند الموت است

یعنى عدول كردن از حق به باطل در وقت مردن و آن چنانست كه شیطان نزد محتضر حاضر شود و او را وسوسه كند و به شك اندازد تا او را از ایمان بیرون برد و از این جهت است كه در دعاها استعاذه از آن شده و جناب فخر المحققین ، رحمة الله فرموده كه هر كس بخواهد از آن سالم بماند استحضار كند ادله ایمان و اصول خمسه را با ادله قطعیه و صفاى خاطر و بسپرد آنرا به حق تعالى كه در وقت حضور موت به او رد فرماید به این طریق و بعد از ذكر عقاید حقه بگوید:

اللهم یا ارحم الراحمین انى قد اءودعتك یقینى هذا و ثبات دینى و اءنت خیر مستودع و قد اءمرتنا بحفظ الودایع فرده على وقت حضور موتى . پس بر حسب فرمایش آن بزرگوار خواندن دعاى عدیله معروف و استحضار معنى آن در خاطر براى سلامت جستن از خطر عدیله عندالموت نافع است .

و شیخ طوسى رحمة الله از محمد بن سلیمان دیلمى روایت كرده است كه به خدمت حضرت صادق صلى الله علیه و آله عرض كردم كه شیعیان تو مى گویند: كه ایمان بر دو قسم است : یكى مستقر و ثابت و دیگر آنكه به امانت سپرده شده است و زایل مى گردد، پس مرا دعائى بیاموز كه هر گاه آنرا بخوانم ایمانم كامل گردد و زایل نشود. فرمود كه بعد از هر نماز بگو: رضیت بالله ربا و بمحمد صلى الله علیه و آله نبیا و بالاسلام دینا و بالقرآن كتابا و بالكعبة قبلة و بعلى ولیا و اماما و بالحسن و الحسین و على بن الحسین و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد والحسن بن على و الحجه بن الحسن صلوات الله علیهم اءئمة ، الله انى رضیت بهم اءئمة فارضنى لهم انك على كل شى ء قدیر.

و از چیزهائى كه براى این عقبه سودمند است مواظبت به اوقات نمازهاى واجب است .

و در حدیثى است كه در مشرق و مغرب عالم اهل بیتى نیست مگر آنكه ملك الموت در هر شبانه روز در اوقات نماز پنج مرتبه به ایشان نظر مى كند پس هر گاه كسى را كه مى خواهد قبض روح كند از كسانى باشد كه مواظب اوقات نماز است پس ملك الموت به او شهادتین را تلقین كند و شیطان را از او دور سازد.

و روایت شده كه حضرت صادق (ع) براى شخصى نوشت كه اگر بخواهى كارت بخوبى پایان پذیرد و بخوبى جانت گرفته شود پس حق خدا را بزرگ شمار و نعمتهاى او را در راه گناه مصرف مكن و از حلم خدا مغرور مشو و هر كس كه مرا یاد كند و اظهار دوستى ما كند چه راست گوید یا دروغ گرامى بدار زیرا اگر دروغ گوید ضررش به خود او مى رسد.

حقیر گوید: كه براى عاقبت بخیر شدن و از شقاوت به سعادت رسیدن خواندن دعاى یازدهم صحیفه كامله : یا من ذكره شرف للذاكرین تا آخر، و خواندن دعاى تمجید كه در كافى و غیره نقل شده سودمند است و حقیر در كتاب باقیات الصالحات ساعات آن را نقل كرده ام ، و همینطور خواندن نمازى كه در یكشنبه ذى القعده وارد شده ، و مداومت به این ذكر شریف خوب است : ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنك رحمة انك انت الوهاب (8) و تسبیح حضرت زهراء را ادامه دهد و انگشتر عقیق در دست كند به ویژه اگر بر آن نقش محمد نبى الله و على ولى الله باشد و خواندن سوره قد افلح المؤ منون در هر جمعه ، و خواندن هفت مرتبه بعد از نماز صبح و نماز مغرب : بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم ، و آنكه در شب بیست و دوم رجب هشت ركعت نماز گزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و قل یا ایها الكافرون هفت مرتبه بخواند و بعد از فراغ ده مرتبه صلوات بفرستد و ده مرتبه استغفار كند.

و سید بن طاووس از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت كرده كه هر كه در شب ششم شعبان چهار ركعت نماز گزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و پنجاه مرتبه توحید بخواند روح او را با سعادت بگیرد و قبرش را وسیع گرداند و از قبر خود بیرون شود در حالیكه صورتش مثل ماه باشد. و مى گوید اشهد اءن لا اله الا الله و اءشهد اءن محمدا عبده و رسوله .

مؤ لف گوید: كه این نماز بعینه نماز حضرت اءمیرالمؤ منین (ع) است كه فضیلت بسیار دارد و من در این مقام شایسته و مناسب دیدم دو حكایت ذكر كنم :

((حكایت اول :))

نقل است كه فضیل بن عیاض كه یكى از رجال طریقت است شاگردى داشت كه اءعلم شاگردان او محسوب مى شده ، وقتى ناخوش شد، هنگام احتضار، فضیل به بالین او آمد و نزدش نشست و شروع به خواندن یس كرد، آن شاگرد محتضر گفت : اى استاد این سوره را مخوان پس فضیل ساكت شد و به او گفت : بگو لا اله الا الله گفت : نمى گویم چون از آن بیزارم پس با این حال مرد. فضیل از مشاهده این حال بسى درهم شد، و به منزل خود رفت و بیرون نیامد؛ پس در خواب دید كه او را به سوى جهنم مى كشند. فضیل از او پرسید كه تو اءعلم شاگردان من بودى چه شد كه خداوند معرفت را از تو گرفت و به عاقبت بد مردى ؟ گفت : براى سه چیز كه در من بود اول نمامى و سخن چینى دوم حسد سوم آنكه من بیمارى داشتم كه به طبیبى مراجعه كرده بودم ، او به من گفته بود كه در هر سال یك قدح شراب بخور كه اگر نخورى این بیمارى در تو باقى خواهد ماند. پس من به دستور آن طبیب شراب مى خوردم . به خاطر این سه چیز پایان كار من بد شد و به آن حال مردم .

مؤ لف گوید: كه در ذیل این حكایت مناسب دیدم این خبر را ذكر كنم :

شیخ كلینى از ابوبصیر روایت كرده كه گفت : ام خالد معبدیه بر حضرت صادق (ع) وارد شد و من در خدمت آن حضرت بودم ، عرض كرد فدایت گردم مرا درد شكم مى گیرد به طبیبان عراق مراجعه كردم آنها مرا سفارش به خوردن آبجو كردند ولى من از خوردن آن خوددارى كردم چون مى دانستم از آن كراهت دارید، پس دوست داشتم كه از خود شما سوال كنم ، آن حضرت فرمود چه عاملى تو را از خوردن آن باز داشت ؟ گفتم من تا روز قیامت مطیع شما هستم . حضرت رو به ابى بصیر كرد و فرمود: اى ابا محمد آیا گوش نمى دهى به حرف این زن و مسائل او؟ سپس به آن زن فرمود تو را در خوردن حتى یك قطره از آن اذن نمى دهم ، همانا هنگام جان دادن از خوردن آن پشیمان خواهى شد. پس فرمود: آیا فهمیدى چه گفتم ؟

((حكایت دوم :))

شیخ بهائى (ره ) در كشكول ذكر نموده كه مرگ شخصى از ثروتمندان فرا رسید، در حال احتضار به او شهادتین تلقین كردند، او در عوض ، این شعر را خواند:

یا رب قائلة و قد تعبت اءین الطریق الى حمام منجاب

و سبب خواندن او این شعر را عوض كلمه شهادت آن بود، كه روزى زن عفیفه خوش صورتى از منزل خود در آمد كه به حمام معروف منجاب برود پس راه حمام را پیدا نكرد و از راه رفتن خسته شد، مردى را بر در منزلى دید از او پرسید كه حمام منجاب كجا است ؟ او اشاره كرد به منزل خود و گفت حمام این است آن زن به خیال حمام داخل خانه آن مرد شد. آن مرد فورا در را بر روى او بست و خواست كه با او زنا كند. آن زن بیچاره دانست كه گرفتار شده و چاره ندارد جز آنكه به تدبیر، خود را از چنگ او خلاص كند. لاجرم اظهار كرد كمال رغبت و سرور خود را به این كار و آنكه من چون بدنم كثیف و بدبوست كه مى خواستم به حمام بروم ، خوبست كه یك مقدار عطر و بوى خوش براى من بگیرى كه من خود را براى تو خوشبو كنم و قدرى هم غذا بگیرى كه با هم بخوریم ، و زود بیا كه من مشتاق تو هستم . آن مرد چون كثرت رغبت آن زن را به خود دید مطمئن شد. او را در خانه گذاشت و براى گرفتن عطر و غذا از خانه بیرون رفت . چون آن مرد پا از خانه بیرون گذاشت آن زن از خانه بیرون رفت و خود را خلاص كرد. چون مرد برگشت زن را ندید و به جز حسرت چیزى عایدش نشد؛ الحال كه آن مرد در حال احتضار است در فكر آن زن افتاده و قصه آن روز را در شعر عوض كلمه شهادت مى خواند.

اى برادر در این حكایت تاءمل كن و ببین چگونه اراده یك گناه این مرد را به هنگام مرگ ، از شهادتین منع كرد در حالى كه كارى جز قصد زنا به آن زن نداشت .

و بدان كه شیخ كلینى از حضرت صادق (ع) روایت كرده كه فرموده : هر كس ‍ یك قیراط از زكوة را ندهد پس وقت مردن مى خواهد یا به مذهب یهود بمیرد یا نصارى . فقیر گوید: قیراط بیست و یك دینار است ، و قریب به همین مضمون در حق كسى كه مستطیع باشد و حج نرود تا وفات كند وارد شده است .

((لطیفه :))

از عارفى نقل شده كه نزد محتضرى حاضر شد. حاضرین از او خواستند كه محتضر را تلقین كند. او این رباعى را تلقین او كرد:

گر من گنه جمله جهان كردستم گوئى كه به وقت عجز دستت گیرم لطف تو امید است كه گیرد دستم عاجزتر از این مخواه كه اكنون هستم

نظرات مطلب

آخرین عناوین


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من