تبلیغات
قـــلــــم - مطالب دی 1396

جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


اداب سخن رانی

آداب سخنرانی

در همه ابعاد سخنوری، بر «خدا» توکل کنیم و بویژه هماره از او بخواهیم که ما را از «اشتباه » و «انحراف » در سخن و سخنوری مصون بدارد تا مبادا انسان و یا انسانهایی را با سخنان یا سخنوری خود در اشتباه افکنیم و یا به انحراف بکشانیم . و هنگامی که به طرف جایگاه سخنرانی می روید، جمله هایی مانند «یا فاطمة الزهرآءادرکینا» ، «یا اباعبدالله ادرکنا» و یا «یا صاحب الزمان ادرکنا» را در قلب خود و بر زبان خویش جاری سازید تا از امدادهای غیبی نیز بهره مند شوید; زیرا به تجربه ثابت شده است که پس از گفتن این جملات، مطالبی که به صلاح نبوده، از ذهن سخنران بیرون رفته و به جای آن، مطالبی که به مصلحت بوده بر زبان وی جاری شده و نیز فضای محل سخنرانی حالت معنوی بیشتری به خود گرفته است .

پیش از سخنرانی وضو بگیرید تا هنگام سخنرانی با طهارت باشید و سخنان شما از وجودی «طاهر» سرچشمه بگیرد و به گوش شنوندگان برسد و بر دل و جان آنان بپاکی نقش بندد .

اگر روحانی هستید و عمامه بر سر خود دارید، مواظب باشید که هنگام رفتن به سوی مجلس سخنرانی، آن را جا نگذارید . یکی از سخنوران روحانی، در بین راه و به طور اتفاقی دست بر سر خود گذاشته و متوجه شده بود که عمامه اش بر سرش نیست و فریاد «یاللعجب! یاللعجب!» در دل خود سر داده بود . و در صورتی که بر بالای منبر، سخنرانی می نمایید، مواظب باشید که هنگام بالارفتن از پله های منبر، پای شما میان قبا یا عبایتان گیر نکند; هرچند در صورت بروز چنین اتفاقی و یا حتی حادثه ای، هرگز آرامش و خونسردی خود را از دست ندهید و دوباره بالای منبر بروید و سخنرانی تان را با یک عذرخواهی آغاز نمایید .

چنانچه از کنار شنوندگان عبور می کنید، هنگام رفتن به آنان سلام نمایید و هنگام برگشتن با آنان خداحافظی کنید . این دو کار را در آغاز و پایان سخنرانی نیز می توانید انجام دهید . به طور مثال و در آغاز سخنرانی و در فصل زمستان، می توانید چنین بگویید: «در این هوای سرد، سلامی گرم را از این جانب پذیرا باشید» . و یا در پایان سخنرانی می توانید چنین بگویید: «این همه گفتیم لیک اندر بسیچ/بی عنایات خدا هیچیم هیچ; تا درودی دیگر، بدرود!» .

شنوندگان، پیش از آغاز سخنرانی، سخنران را از روی وضع ظاهری و حالاتش نیز داوری می کنند . خوشرویی، ادب ظاهر، نوع نگاه، چگونگی لباس و شیوه نشستن و ایستادن، همگی نخستین قضاوتها را موجب می شوند . پس باید کاری کنید که نخستین قضاوتها درباره شما نیکو باشند . به طور نمونه، ورود شما به محل سخنرانی با چهره ای عبوس، ابروهایی درهم کشیده، چشمانی خواب آلود یا خشم آلود، جورابهایی پاره و بدبو، کفشهایی کثیف و واکس نزده، و لباسهایی چرک و چروک و اتو نکرده می تواند در همان آغاز، تاثیراتی منفی بر شنوندگانتان بگذارد .

هنگام سخنرانی می توانید لیوانی آب را در کنار خود بگذارید تا در صورت تشنه شدن و یا خشک شدن دهان و حنجره تان از آن بنوشید; هرچند اگر از انجام دادن این کار - مگر در موارد لزوم - چشم بپوشید، بهتر است .

در صورت پراکنده نشستن مخاطبانتان، از آنان بخواهید که جلوتر بیایند وکنار یکدیگر بنشینند تا هم شما بر مجلس سخنرانی خود مسلطتر باشید و هم آنان از تمرکز حواس بیشتری برخوردار باشند .

در هنگام سخنرانی و نیز در حضور دیگران، انگشت خود را توی گوش یا بینی تان نکنید و اگر خمیازه می کشید، دست خود را جلوی دهانتان بگیرید . این امور - هرچند کوچک به نظر می آید - از کارهای زشتی است که برخی از سخنوران یا به آنها توجه نمی نمایند و یا به آنها کم توجه می نمایند و در نتیجه، به دست خود تصویری نازیبا از خود در ذهن مخاطبانشان ترسیم می کنند . و چنانچه سیگاری هستید، شایسته یا بایسته است که باطن خود را آلوده دود نکنید و حداقل در حضور شنوندگانتان و مثلا پیش یا پس از سخنرانی خود سیگار نکشید; زیرا از نظر تاثیر سخن بر آنان، آثار مطبوعی در پی نخواهد داشت و آثار مطلوبی بر جای نخواهد گذاشت .

اگر گفتگوی دو یا چند شخص یا شخصیت را در سخنرانی خود نقل می نمایید، توجه داشته باشید که از الفاظ احترام آمیز و متناسب با شان و مقام آنان استفاده کنید . مثلا چنین بگویید: «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمودند . یا حضرت فاطمه زهرا علیها السلام به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کردند» . و چنانچه آن دو شخص در یک سطح باشند، چنین بگویید: «آیت الله علوی به آیت الله حسینی گفتند . یا دکتر حسن زاده به دکتر مهدوی گفتند» .

دقت کنید که در هنگام سخنرانی، دست در جیب خود نداشته باشید; زیرا گاه بر غرور و تکبرتان حمل می شود، هرچند شما قصد آن را نداشته اید . و جز در موارد ضرور، از کوبیدن دست بر منبر یا صندلی و یا میز خطابه خودداری کنید; زیرا ممکن است این کار برای برخی از شنوندگان شما آزار دهنده و گریزاننده باشد .

اگر می خواهید اشک شنوندگانتان را جاری سازید، دست کم آثار غم را بر چهره خویش ظاهر کنید . و چنانچه می خواهید آنان را بخندانید، حداقل تبسمی برلبان خود نمایان نمایید .

چنانچه حرکات سر و دست و بدن شما به تفهیم مطالبتان کمک می کنند و به طور ساده و طبیعی و هماهنگ اجرا می شوند و از حرکات اضافی و تصنعی به دورند، انجام دادن آنها در سخنرانی و برای سخنرانی سودمند و لازم است . در غیر این صورت، بایسته است که از انجام دادن چنین حرکاتی خودداری ورزید . و شما، از نظر حرکات سر و دست و بدن و حالت چهره و چگونگی صدا، باید به گونه ای سخن بگویید که با موضوع و محتوای سخنانتان همساز و هماهنگ باشد . مثلا اگر مرثیه می خوانید، با حالت حزن و اندوه بخوانید . چنانچه لطیفه ای می گویید، با حالت شاد و نشاط بگویید . در صورتی که از باران رحمت الهی و نزول برکات آسمانی سخن می گویید، سر را به سوی آسمان بلند کنید . اگر از پاکی دل سخن به میان می آورید، دستها را به سوی قلب و سینه خود روانه سازید .

از برگزارکنندگان و بانیان مجلس سخنرانی تان به گونه ای درخور - نه با اغراق و مبالغه - تشکر و قدردانی کنید . مثلا چنین بگویید: «از بانیان; برگزارکنندگان، دست اندرکاران و همه کسانی که برای برپایی این مراسم الهی زحمت کشیدند و تلاش بی شائبه کردند، به نوبه خود تشکر و قدردانی می نمایم و پاداش آنان و توفیقات روزافزونشان را برای برگزاری مجدد این گونه جلسات، از درگاه خداوند بزرگ خواستارم » .

دست یافتن به استقلال فرهنگی

به گزارش جنگ نرم و عملیات روانی؛ یکی از خصوصیات سیاست فرهنگی دین‌گرایانه آن است که دولت اسلامی می‌باید، علاوه بر اینکه جامعه‌ی اسلامی را در حوزه‌‌های سیاسی و اقتصادی از وابستگی و ریزه‌خواری برهاند و عزت و خودبنیادی را برای آن فراهم ‌سازد، در حوزه‌ی فرهنگی نیز باید وصول به «استقلال فرهنگی» را دنبال نماید؛ البته چنین نیست که «استقلال فرهنگی» در عرض «استقلال سیاسی» یا «استقلال اقتصادی» قرار داشته باشد، بلکه این نوع از استقلال، از اهمیت و تعیین‌کنندگی بیشتری برخوردار است؛ زیرا جامعه‌ای که در حوزه‌ی فرهنگی به جوامع دیگر وابسته باشد، خواه‌ناخواه، در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی نیز از آن تبعیت خواهد کرد. به این ترتیب، هویت و اساس آن جامعه فرو خواهد پاشید و شأنی به جز «دنباله‌روی» و «تقلید» نخواهد داشت. قرآن کریم به صورت کلی می‌فرماید که خداوند متعال به هیچ رو نمی‌خواهد جامعه‌ی غیرمسلمان بر جامعه‌ی اسلامی «سیطره» و «غلبه» یابد:

«وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا»

هرگز بر [زیان] مؤمنان براى کافران راه [تسلطى] قرار نداده است.

در واقع، جامعه‌ی اسلامی به سبب برتری و فضیلت اعتقادی نسبت به سایر جوامع، می‌باید نسبت به صیانت از «کرامت» و «شرافت» خویش، حساس و فعال باشد، اما وابستگی و مغبونیّت نافی چنین وضعیتی است. تجربه‌ی دو سده‌ی اخیر حیات جمعی مسلمین، در نقطه‌ی مقابل توصیه‌ی این آیه‌ی شریفه قرار دارد؛ مسلمین پس از افول و انحطاط تمدنی اسلامی از یک سو و قدرت‌یابی تمدن الحادی غرب از سوی دیگر عزّت و استقلال خود را باختند و نقش خود را در معادلات و مناسبات جهانی از دست دادند؛ البته موج شگفت‌آور بیداری اسلامی در سال‌های اخیر، آینده‌ای درخشان و امیدآفرین را نشان می‌دهد، اما به هر حال این واقعیت قابل انکار نیست که جامعه‌ی اسلامی در آن سطح و مرتبه‌ای از استقلال فرهنگی قرار ندارد که قرآن کریم خواهانش است.

اما استقلال فرهنگی چگونه به دست می‌آید؟ پاسخ روشن است: از آنجا که جامعه‌ی اسلامی عبارت است از جامعه‌ای که از جهت فرهنگی، تنها و تنها، بر ‌«ایدئولوژی اسلامی» تکیه دارد و مناسبات و شئون خویش را بر اساس تعالیم و آموزه‌های آن طراحی می‌کند، وصول به استقلال فرهنگی نیز از طریق استقلال ایدئولوژیک میسّر خواهد شد. بنابراین، هر تلاش و تکاپویی در راستای «اقتباس» و «گرته‌برداری» از ایدئولوژی‌های سکولار غربی و شرقی انجام بگیرد، یا در پی «آمیختن» و «التقاط» ایدئولوژی اسلامی با آن‌ها باشد، قطعاً استقلال فرهنگی و فکری جامعه‌ی اسلامی را مخدوش می‌سازد و آن را به جامعه‌ای پیرو و دنباله‌رو تبدیل می‌کند.

البته این سخن بدان معنا نیست که لازمه و معنای تحقق استقلال فرهنگی در جامعه‌ی اسلامی، مسدود ساختن تعاملات بین فرهنگی و کشیدن حصارها و حریم‌های نفوذناپذیر در گرداگرد اقلیم جامعه‌ی اسلامی است؛ چنین رویکردی نه توصیه و خواسته‌ی دین است و نه در جهان یک‌پارچه و جهانی‌شده‌ی امروزین ممکن است. قرآن کریم با اینکه دعوت انبیای الهی را حق می‌داند و هیچ امر دیگری را در عرض آن‌ها مستحق اجابت و پذیرش نمی‌انگارد، اما در عین حال، به مؤمنین توصیه می‌کند به گفته‌های دیگران نیز اعتنا کنند و محاسن و فضایلشان را برگیرند:

«فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (سوره‌ی زمر، آیه‌ی ۱۷و ۱۸) پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرا مى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند.

اما از آن سو، خداوند متعال تأکید می‌کند که مسلمین باید نسبت به غیرمسلمین مرزبندی و فاصله داشته باشند تا مبادا، به تدریج، در ذیل ولایت و سلطه‌ی آن‌ها قرار بگیرند:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّه‌ی وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِن کُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاء مَرْضَاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّه‌ی وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن یَفْعَلْهُ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ* إِن یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْدَاء وَیَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ» (سوره‌ی ممتحنه، آیه‌ی ۱ و ۲)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگیرید [به طورى] که با آن‌ها اظهار دوستى کنید و حال آنکه قطعاً به آن حقیقت که براى شما آمده کافرند [و] پیامبر [خدا] و شما را [از مکه] بیرون مى‏کنند که [چرا] به خدا پروردگارتان ایمان آورده‏اید، اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بیرون آمده‏اید، [شما] پنهانى با آنان رابطه‌ی دوستى برقرار مى‏کنید؛ در حالى که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم و هر کس از شما چنین کند، قطعاً از راه درست منحرف گردیده است* اگر بر شما دست ‏یابند دشمن شما باشند و بر شما به بدى دست و زبان بگشایند و آرزو دارند که کافر شوید.

هر تلاش و تکاپویی در راستای «اقتباس» و «گرته‌برداری» از ایدئولوژی‌های سکولار غربی و شرقی انجام بگیرد، یا در پی «آمیختن» و «التقاط» ایدئولوژی اسلامی با آن‌ها باشد، قطعاً استقلال فرهنگی و فکری جامعه‌ی اسلامی را مخدوش می‌سازد و آن را به جامعه‌ای پیرو و دنباله‌رو تبدیل می‌کند. البته این سخن بدان معنا نیست که لازمه و معنای تحقق استقلال فرهنگی در جامعه‌ی اسلامی، مسدود ساختن تعاملات بین فرهنگی و کشیدن حصارها و حریم‌های نفوذناپذیر در گرداگرد اقلیم جامعه‌ی اسلامی است؛ چنین رویکردی نه توصیه و خواسته‌ی دین است و نه در جهان یک‌پارچه و جهانی‌شده‌ی امروزین ممکن است.

فرد مسلمان، در مواجهه‌ی فرهنگی با غیرمسلمان، همواره باید بداند که با عضوی از یک پیکر بیگانه روبه‌روست. از این رو، رابطه و تعامل مسلمان با غیرمسلمان نباید در سطح رابطه‌ی مسلمان با مسلمان باشد (مطهری، ۱۳۹۰، ص ۲۱)؛ چرا که اگر چنین بشود، استقلال فرهنگی مسلمین و جامعه‌ی اسلامی از دست خواهد رفت. توضیح اینکه طبیعت انسان، خصوصیت گیرندگی و اقتباس دارد؛ یعنی انسان چنانچه با امری مواجه گردد، تا حدی از آن واقعیت بیرونی اثر می‌پذیرد و به رنگ آن در می‌آید. از این رو، چه بسا تعامل زیاده از حد و صمیمی با جوامع غیرمسلمان سبب گردد فرد مسلمان «ناخودآگاه، افکار و اندیشه‌های دیگران را در لوح خویش ثبت کند.» (همان، ص ۲۵) البته علاوه بر اینکه انسان به صورت ذاتی و طبیعی خصوصیت گیرندگی و رنگ‌پذیری دارد، بر اساس آیات بالا، غیرمسلمین نیز تلاش می‌کنند تا از دریچه‌ی تعامل و رابطه مسلمین را از ایدئولوژی اسلامی روی‌گردان کنند و به سوی آیین و کیش خود سوق دهند، همچنان که امروز چنین تلاشی را به عیان مشاهده می‌کنیم.

دست کم بیش از دو دهه است که تمدن غرب با تمام توان و بضاعت خود به میدان کارزار فرهنگی و معرفتی آمده و مصمم گشته است تا در پروژه‌ی «تهاجم فرهنگی» استقلال فرهنگی جامعه‌ی اسلامی را نابود سازد و به واسطه‌ی ایجاد وضعیت وابستگی و انحطاط فرهنگی، تحولات سیاسی را در جامعه‌ی ایران پدید آورد. حاصل اینکه نمی‌توان به عنوان «تعامل فرهنگی» مناسبات و ارتباطات فرهنگی جامعه‌ی اسلامی با جوامع غیرمسلمان را به حال خود رها کرد و نیت‌ها و انگیزه‌های قوی تصمیم‌سازان در جوامع غربی را برای زدودن و به حاشیه کشاندن فرهنگ و تفکر اسلامی ناشی از توطئه‌اندیشی و منفی‌بافی قلمداد نمود.

فضیلت مسواک زدن

"فضیلت مسواک زدن"

در احادیث معتبره از حضرت صادق علیه‌السلام منقول است: مسواک کردن از سنّت پیغمبران است.

و حضرت رسول صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: پیوسته جبرئیل مرا امر به مسواک می فرمود، تا آن که ترسیدم: دندان هایم ساییده شود یا بریزد.

و در روایت دیگر فرمود: جبرئیل آن قدر مرا امر به مسواک کرد که گمان کردم که بر امّت من واجب خواهد کرد.

حضرت صادق علیه‌السلام فرمود: در مسواک دوازده خصلت است: از سنّت پیغمبران است، و پاک کننده دهان است، و جلا دهنده چشم است، و موجب خشنودی پروردگار است، و بلغم را دفع می کند، و حافظه را زیاد می کند، و دندان ها را سفید می کند، و حسنات را مضاعف می گرداند، و پوست انداختن و پوسیدن دندان را می برد، و بن دندان را محکم می کند، و اشتهای طعام را زیاد می کند، و ملائکه به آن خشنود می شوند.

در حدیث دیگر فرمود: آب ریختن چشم را برطرف می کند، و نور چشم را زیاد می کند.

و حضرت رسول صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: چرا من دندان های شما را زرد می بینم؟! چرا مسواک نمی کنید؟! در حدیث دیگر منقول است: به امیر المؤمنین علیه‌السلام وصیت فرمود: بر تو باد به مسواک کردن برای هر نمازی.

به سند معتبر از امام موسی کاظم و امام رضاعلیهما‌السلام منقول است: سنّت های حنیفه حضرت ابراهیم علیه‌السلام ده است: پنج در سر و پنج در بدن. امّا آن ها که در سر است: پس مسواک کردن، شارب گرفتن، موی سر را دو حصه کردن که جای مسح گشوده شود، و مضمضه کردن؛ یعنی آب در دهن کردن و گردانیدن و ریختن، و استنشاق کردن؛ یعنی آب در بینی کردن و بالا کشیدن. و امّا آن پنج که در بدن است: پس ختنه کردن، و پشت زهار را تراشیدن، و موی زیر بغل ها را کندن، و استنجا کردن، و ناخن گرفتن.

در روایت دیگر منقول است: آن پنج که در سر است: موی شارب گرفتن، ریش را بلند گذاشتن، موی سر را تراشیدن، مسواک کردن و خلال کردن. و آن پنج که در بدن است: موهای بدن را ازاله کردن، ختنه کردن، ناخن گرفتن، غسل جنابت کردن و استنجا با آب کردن.

از رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم منقول است: اگر نه این بود که بر امّت من دشوار بود، هرآینه واجب می گردانیدم بر ایشان که در وقت هر نماز مسواک بکنند.

و از حضرت صادق علیه‌السلام منقول است: چون به نماز شب برخیزی، مسواک بکن که مَلَکی می آید و دهان خود را بر دهان تو می گذارد و هرچه از قرآن و دعا و ذکر که می خوانی به آسمان می برد، پس باید که دهان تو خوشبو باشد.

علی بن جعفر از برادر خود امام موسی کاظم علیه‌السلام سؤال کرد: آیا می تواند کسی که به نماز شب برخیزد با انگشت مسواک کند و او می تواند که مسواک به هم رساند؟ حضرت فرمود: اگر ترسد که صبح طالع شود، باکی نیست.

در حدیث دیگر منقول است: امام جعفر صادق علیه‌السلام دو سال پیش از فوت، ترک مسواک کردند، به سبب آن که دندان های آن حضرت بسیار ضعیف شده بود.

از حضرت رسول علیه‌السلام منقول است: سه چیز است که حافظه را زیاد می کند و دردهای بدن را می برد: کندر خواییدن و مسواک کردن، و قرآن خواندن.

در حدیث دیگر فرمود: چهار چیز است که از سنّت پیغمبران است: بوی خوش کردن، و با زنان نزدیکی کردن، و مسواک کردن، و خضاب به حنا کردن.

از امام محمّد باقر علیه‌السلام منقول است: خانه کعبه به خدا شکایت کرد از نفس های بدبوی کافران. حق تعالی به او وحی فرمود: ای کعبه! قرار گیر، که به عوض ایشان جماعتی را به سوی تو خواهم فرستاد که دهان های خود را به چوب درختان پاک کنند. پس چون حضرت رسول صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مبعوث شد، جبرئیل مسواک و خلال از برای آن حضرت آورد.

در حدیث معتبر منقول است: شخصی از امام جعفر صادق علیه‌السلام سؤال کرد از مسواک کردن بعد از وضو. حضرت فرمود: مسواک را پیش از وضو باید کرد، و اگر کسی فراموش کند تا وضو بسازد، بعد از وضو مسواک کند، پس سه مرتبه مضمضه کند بعد از مسواک کردن.

از امیر المؤمنین علیه‌السلام منقول است: اگر کسی با وضو مسواک کند و به نماز بایستد، ملک می آید و دهان را بر دهان او می گذارد و آنچه می گوید به خاطر نگاه می دارد. و اگر مسواک نکند به کناری می ایستد و قرائتش را می شنود.

از حضرت رسول صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم منقول است: دو رکعت نماز که با مسواک باشد بهتر است از هفتاد رکعت نماز که بی مسواک باشد.

از حضرت صادق علیه‌السلام منقول است: هرکه مسواک کند باید بعد از آن مضمضه بکند.

در حدیث دیگر منقول است: حضرت رسول صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مسواک را به عرض دندان ها می مالیدند. و امام موسی کاظم علیه‌السلام فرمود: مسواک کردن در بیت الخلاء مورث گند دهان است.

منقول است از امام محمّد باقر علیه‌السلام که مسواک کردن در حمام، دندان ها را می ریزد. و فرمود: مسواک را ترک مکن در هر سه روز اگر چه به یک مالیدن باشد.

سفرهای نیک و بد و ایام و ساعات نیک و بد آن"

"

از حضرت صادق علیه‌السلام منقول است: در حکمت آل داوود نوشته است که نباید کسی سفر کند مگر از برای سه چیز؛ سفری که توشه آخرت در آن حاصل شود، یا سفری که باعث مرمت امور معاش گردد، یا سفری که از برای سیر و لذتی باشد که حرام نباشد.

در حدیث دیگر فرمود: سفر کنید تا بدن های شما صحیح شود، و جهاد کنید تا غنیمت دنیا و آخرت بیابید، و حج کنید تا مال دار و بی نیاز شوید.

در حدیث دیگر فرمود: سفر قطعه ای است از عذاب، چون کار شما در سفر ساخته شود زود به اهل خود برگردید.

در حدیث صحیح منقول است: محمّد بن مسلم از حضرت صادق علیه‌السلام پرسید: به زمینی می روم که در آنجا به غیر از برف و یخ چیزی نیست. فرمود: چون مضطر است تیمم کند و دیگر به همچنین زمینی نرود که دینش در آنجا هلاک شود.

در حدیث صحیح منقول است که شخصی به خدمت امام موسی کاظم علیه‌السلام آمد و گفت، می خواهم به سفر روم برای من دعا کنید. فرمود: در چه روزی می روی؟ گفت: در روز دوشنبه از برای برکت آن روز، زیرا حضرت رسول صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در روز دوشنبه متولد شده است. حضرت فرمود: دروغ می گویند، حضرت رسول صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در روز جمعه متولد شدند، و هیچ روزی شوم تر از روز دوشنبه نیست، حضرت رسول صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در آن روز وفات کرد، و وحی آسمان از ما منقطع شد و در آن روز حق ما را از ما غصب کردند. می خواهی خبر دهم تو را و دلالت کنم به روز سهل و آسانی که خدا در آن روز نرم کرد آهن را از برای حضرت داوود؟ گفت: بلی. فرمود: آن روز سه شنبه است.

در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه‌السلام منقول است: هرکه اراده سفری داشته باشد، باید در روز شنبه سفر کند که اگر سنگی از کوهی بگردد در روز شنبه، البته آن را خدای تعالی به جای خود برگرداند. و هرکه کارها بر او دشوار شود، در روز سه شنبه طلب کند که آن، روزی است که آهن برای حضرت داوود علیه‌السلام نرم شده است.

در حدیث معتبر منقول است: حضرت رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در روز پنج شنبه به سفر می رفتند و می فرمودند که روز پنج شنبه را خدا و رسول و ملائکه دوست می دارند.

در حدیث صحیح از حضرت صادق علیه‌السلام منقول است: مکروه است سفر کردن و سعی در حوایج کردن در بامداد روز جمعه، از برای آن که مبادا از نماز بازماند. اما بعد از نماز از برای تبرک خوب است.

در حدیث دیگر فرمود: باکی نیست سفر کردن در شب جمعه.

از امام رضا علیه‌السلام منقول است: هرکه در چهارشنبه آخر ماه سفر کند برردّ آن جماعتی که به فال بد می دادند، از هر بلایی نگاه داشته شود و حاجتش را خدا برآورد.

و در بعضی از روایات وارد شده است: سفر مکن در روز سوم ماه و روز چهارم و روز پنجم و روز سیزدهم و روز شانزدهم و روز بیستم و روز بیست و چهارم و روز بیست و پنجم و روز بیست و ششم.

در روایت دیگر منقول است: هشتم ماه و بیست و سوم ماه برای سفر خوب نیست. و اگر روزهای ماه با روزهای هفته معارض شود، رعایت روزهای هفته کردن اولی است زیرا که احادیث معتبر در ایام هفته بیشتر است.

در روایت معتبر منقول است: هرکه سفر کند یا زن بخواهد، ماه در عقرب باشد، عاقبت نیکو نیست.

اداب توبه

حقیقت توبه، پشیمانی قلبی است؛ پشیمانی که در عمل خود را نشان می‏‌دهد که مهم‏ترین نمُود آن انجام واجبات و تدارک و قضای آن چه عمل نشده و ترک محرّمات است. با همین مقدار توبه تحقق پیدا می‏کند. توبه آداب خاصی دارد که باید آن را از مستحبات توبه دانست که عبارتند از:

۱- سه روز روزه گرفتن؛

امام صادق(ع) می‏‌فرماید: توبه نصوح که خداوند به آن امر فرموده، روزه گرفتن روز چهارشنبه و پنج‏شنبه و جمعه است.[۱]

۲- غسل توبه؛

پیامبر اکرم(ص) می‌‏فرماید: بنده‌‏ای نیست که گناهی کند (هر چه و هر اندازه که باشد) سپس پشیمان شود و توبه کند مگر این که خداوند به مغفرت و آمرزش به او نظر کند، سپس پیامبر به شخصی که می‏‌خواست توبه کند فرمود: «برخیز و غسل کن و برای خدا سجده نما».[۲]

۳- خواندن دو یا چهار رکعت نماز؛

امام صادق (ع) می‏فرماید: «هر بنده‌‏ای که گناهی کرد، پس برخیزد و طهارت کند (وضو بگیرد) و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند طلب آمرزش نماید، بر خدا است که توبه ‏اش را بپذیرد، چون خود فرموده ‏است: هر کس کار زشتی کند یا به خودش ستم نماید، پس استغفار کند، خدا را آمرزنده و مهربان می‌‏یابد».[۳]

در روز یکشنبه ماه ذی‌القعده رسول‏ خدا(ص) به یارانش فرمود: کیست که بخواهد توبه کند؟ گفتند: همه می‏‌خواهیم توبه کنیم، حضرت فرمود: غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز بخوانید. در هر رکعت پس از حمد، سوره قل هو الله را سه مرتبه و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را یک مرتبه بخوانید، پس هفتاد مرتبه استغفار کنید و آخرش بگویید:

لا حول و لا قوه الا باالله العلی العظیم، نیز این دعا را بخوانید: یا عَزِیزُ، یا غَفّارُ، اغْفِرلی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ فانه لا یغْفِرُ الذُّنُوبَ اًّلاّ أنْتَ. هر کس از امت من این عمل را به‏ جا آورد، از آسمان ندا می‏شود که توبه‏‌ات پذیرفته و گناهانت آمرزیده شد.

اصحاب گفتند: اگر کسی این عمل را در غیر این ماه به ‏جا آورد، چگونه است؟ حضرت فرمود: مثل همان است که بیان کردم. این کلمات را جبرئیل در شب معراج به من یاد داد.[۴]

۴- دعاهای توبه؛

مناسب است کسی که می‌‏خواهد توبه کند، دعاهای توبه‏‌ای را که از ائمه معصومین وارد شده‏ است، به ویژه دعاهای صحیفه سجادیه، مخصوصاً دعای ۳۱ و یا مناجات خمسْ عشر، به‏ خصوص مناجات تائبین را بخواند.

۵- استغفار (درخواست بخشش)؛

قرآن مجید می‏فرماید: «وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ؛[۵] و از پروردگارتان طلب مغفرت كنید و بسوى او بازگردید».

1 2 3 4 5 6

آخرین عناوین


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من