قـــلــــم .....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆ _______________,*-:¦:-* ___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-* _0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-* 0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-* 0♥00000000000000♥0,*-:¦:-* _0♥000000000000♥0,*-:¦:-* ___0♥00000000♥0,*-:¦:-* _____0♥000♥0,*-:¦:-* _______0♥0,*-:¦:-* _____0,*-:¦:-* ____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0 __*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0 _*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0 _*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0 __*-:¦:-*____0♥000000000000♥0 ____*-:¦:-*____0♥00000000♥0 ______*-:¦:-*_____0♥000♥0 _________*-:¦:-*____0♥0 ______________,*-:¦:-* ........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸ ........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆ _______________,*-:¦:-* ___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-* _0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-* 0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-* 0♥00000000000000♥0,*-:¦:-* _0♥000000000000♥0,*-:¦:-* ___0♥00000000♥0,*-:¦:-* _____0♥000♥0,*-:¦:-* _______0♥0,*-:¦:-* _____0,*-:¦:-* ____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0 __*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0 _*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0 _*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0 __*-:¦:-*____0♥000000000000♥0 ____*-:¦:-*____0♥00000000♥0 ______*-:¦:-*_____0♥000♥0 _________*-:¦:-*____0♥0 ______________,*-:¦:-* ........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸ مجتبی رنجبری http://mojtaba3655.mihanblog.com 2019-10-14T08:45:03+01:00 text/html 2019-05-19T17:47:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری نفوذ اقتصادی در فضای مجازی http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/737 <p>همان‌گونه که اطلاع دارید، هم‌زمان با پیشرفت فن‌آوری شاهد گذار از عصر اقتصاد و صنعت «انرژی پایه» به اقتصاد و صنعت «اطلاعات‌پایه» هستیم. چنانکه از آن به‌عنوان «عصر دانش و فن‌آوری اطلاعات» یاد می‌شود و ازاین‌روی «پیدایش فضای‌مجازی در چند دههٔ اخیر» را «یکی از بزرگ‌ترین نمادهای تحول جهانی» می‌دانند؛ رخدادی که تأثیرات شگرف آن هرروز در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و دفاعی در عرصهٔ ملی و بین‌المللی نمود بیشتری پیدا می‌کند. و اما متأسفانه «امروز امریکا با سعهٔ نفوذ اقتصادی‌ای که در تمام دنیا دارد»، «فقر و گرسنگی و محرومیت را در دنیا ایجاد کرده است» و اکنون شواهد و قراین نشان می‌دهد که به اسم توافق هسته‌ای برنامه دارد تا «نفوذ اقتصادی» خود را در ایران اسلامی توسعه دهد؛ درنتیجه برای صیانت کشور از این خطر بزرگ «چشم‌های بینای مسئولین اقتصادی بایستی باز باشد و مواظب باشند که [دشمنان] نفوذ اقتصادی پیدا نکنند؛ چون نفوذ دشمن پایهٔ اقتصادِ محکم را متزلزل می‌کند»... لذا مسئولین کشور باید با «احراز جایگاه و سهم مناسب برای اقتصاد دانش‌بنیان در فضای‌مجازی در چارچوب سیاست‌های اقتصاد مقاومتی کشور و برنامه‌ریزی همه‌جانبه برای بهبود شرایط کسب‌وکار مرتبط با فناوری‌های مجازی و بهره‌گیری از فرصت‌های اشتغال‌زایی و نیز رونق محتوا، خدمات و تجارت در این عرصه» راه نفوذ را «به‌طور قاطع» بر روی دشمن ببندند و اجازه «نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان» از طریق فضای‌مجازی نیز ندهند. به این منظور دولت می‌تواند با به‌دست آوردن استقلال در فضای‌مجازی، ایجاد زیرساخت‌های اساسی تولید علم مفید در کشور طبق نیازها و ارزش‌های انقلاب اسلامی را فراهم کند، زمینه‌های اشتغال‌زایی در حوزه‌های مختلف را ایجاد نماید، بستر امن و بین‌المللی تجارت الکترونیک را به وجود آورد و آرمان‌هایی چون الگوسازی به‌منظور ترویج فرهنگ کار، کارآمد نمودن کنش گران اقتصادی، تبیین صحیح مؤلفه‌های اقتصادی زندگی فردی و اجتماعی انسان از طریق محصولات چندرسانه‌ای، مبارزه با بی‌عدالتی‌های اقتصادی در ایران، جهان اسلام و جهان و تبیین نگاه اسلامی به اقتصاد و ایجاد و ترویج بانکداری اسلامی را پیگیری کند و از طرفی با تهدیدهای روزافزون اقتصادی در فضای‌مجازی مانند امکان اختلال در تعاملات اقتصادی کشور و توان دشمن در اختلال در نظام بانک داری و ایجاد مشکل در راه‌اندازی سرویس‌های مرتبط با دولت الکترونیک مقابله نماید. برای دست‌یابی به این مهم پیشنهاد می‌شود راهبردهای زیر در ارتباط با پیشرفت اقتصادی و جلوگیری از نفوذ اقتصادی دشمن از طریق فضای‌مجازی عملیاتی گردد: • ایجاد شاه‌راه‌های متمرکز و قابل هدایت در نقاط تماس دسترسی بین‌المللی. • توسعه به‌کارگیری استانداردهای لازم برای دسترسی به فضای‌مجازی. • نهادینه ساختن ارزش‌های مطرح در علم و پژوهش در حوزه فناوری اطلاعات. • توسعه کمی و کیفی به‌کارگیری تجارت الکترونیکی درون‌زا در مجموعه دولت و سازمان‌های تابع آن. • حمایت از توسعه به‌کارگیری تجارت الکترونیکی در صنایع و بخش‌های مختلف اقتصادی و تشویق مصرف‌کنندگان در استفاده از محصولات و فروشگاه‌های الکترونیک داخلی. • ایجاد آمادگی و توسعه نظام‌های پایه و اساسی اقتصاد شبکه‌ای و تجارت الکترونیکی در نظام اقتصادی کشور. • ایجاد و توسعه نظام‌های اطلاعاتی پایه ملی به‌منظور افزایش میزان یکپارچگی در اقتصاد شبکه‌ای و نظام تصمیم‌گیری. • استقرار نهاد راهبری منسجم، واحد، مقتدر و جامع برای دستیابی به استقلال در فناوری اطلاعات در همه ابعاد دارای ویژگی حاکمیتی و فرا بخشی. • تأمین امنیت فضای تبادل اطلاعات و ارتباطات و سلامت آن، به‌ویژه حفاظت از مرکز داده‌های ملی در کشور در فضای ملی و بین‌المللی. • تدوین، تصویب و اجرای قوانین و مقررات لازم در فضای‌مجازی که تسهیل‌کننده دستیابی به امنیت اطلاعاتی و عدالت اجتماعی باشند. • ایجاد ارتباطات فعال بین‌الملل در حوزه فناوری اطلاعات به‌منظور تأمین اهداف ملی، تعامل سازنده منطقه‌ای و جهانی. • اهتمام به تحقیق، توسعه و نوآوری در حوزه فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات باهدف تجاری‌سازی تحقیقات. • جایگزینی «نیاز» به سرویس‌دهندگان خارجی. • ایجاد تسهیلات و مشوق‌ها برای راه‌اندازی و تقویت کمی و کیفی سرویس‌های مبتنی بر نیاز داخلی از طریق پرداخت وام و تسهیلاتِ بانکی، اصلاح ضوابط در جهتِ افزایشِ معافیت‌های مالیاتی و معافیت از پرداختِ عوارضِ حق الامتیاز و حق‌السهم دولتی اپراتورهای ارتباطی بابتِ پهنای باند مصرف‌شده جهت استفاده از سرویس‌های داخلی (مشابه کاری که در ارتباط با پیامکِ فارسی در اپراتورها انجام شد). • مشتری سازی و ترویجِ استفاده از سرویس‌های داخلی به روش‌هایی مانند برند سازی از طریق رسانه‌ها، عضویت مسئولین و چهره‌های سرشناس در سرویس‌های داخلی، حمایت از ارائه‌دهندگان خدماتِ مبتنی بر لیست سفید از سرویس‌های سالم داخلی، معرفی جایگزینِ سرویس‌های مشهور خارجی در مدارس و مراکز تجمع افراد، اعطای یارانه بابت مصرفِ سرویس‌های داخلی به کاربران، تأمین هزینه بخشی از پهنای باند استفاده‌کننده از سرویس‌های داخلی، ارائه یارانه بابتِ تأمین بخشی از هزینه دانش آموزانِ استفاده‌کننده از خدماتِ اینترنتِ پاک (مبتنی بر لیست سفید)، دادن یارانه در قالب بن کارتِ الکترونیکِ هوشمند بابتِ خریدِ نرم‌افزارهای محتوایی بومی به مردم و... . • ایجاد مزیت رقابتی همچون سرعت بالا و درآمد سالم و تضمینی برای سرویس‌های داخلی به شکلی که سرویس‌دهندگان داخلی بابت تولید و صادرات ترافیک از وزارت ارتباطات پول دریافت کنند و سرعت دسترسی به سایت‌ها و سرویس‌های داخلی، حداقل ۱۰ برابرِ نمونه‌های مشابه خارجی شود. • جلوگیری جدی از ایجاد انحصار با روش‌های سلبی و همچنین افتراق تمرکز بر استفاده از سرویس‌های خاص خارجی و استفاده از جایگزین‌های متنوع خارجی از طریق دریچه داخلی (مانند ابرجستجوگرها و...). • عنداللزوم، استفاده مدیریت‌شده از برخی محصولات خارجی با تحت کنترل کامل قرار دادن آن‌ها به روش‌هایی مثل الزام به نصب سیستم‌عامل اندرویدِ ایمن سازی شده در مبادیِ گمرکی توسط واردکنندگان گوشی و تغییر اپلیکیشن های مبتنی بر سرویس‌های خارجی به اپلیکیشن های سالم داخلی، پالایش و حذفِ نتایج نامناسبِ حاویِ محتوای مجرمانه از خروجیِ موتورهای جستجو، انتقال و هدایتِ مجدد (Redirect) نشانی‌های غیرقابل‌کنترل خارجی به سرویس‌های داخلی یا جایگذاری. (نمایشِ آنلاین) • ضد ارزش و نامطلوب سازی استفاده از محصولات خارجی. • آگاهی‌بخشی نسبت به خطرات و آسیب‌های استفاده از محصولات غیر ایرانی و بخصوص متعلق به دشمن از طریق تولیدِ برنامه‌های تلویزیونی و رادیوییِ آگاهی‌بخش برای خانواده‌ها در خصوصِ ماهیتِ سرویس‌های جاسوسیِ خارجی و معرفیِ سرویس‌های داخلی، حمایت از انتشارِ نشریات و کتبِ آگاهی‌بخش در این خصوص، ایجادِ آگاهی در کتاب‌های درسی مدارس در خصوصِ نحوه استفاده صحیح از فضای‌مجازی، تقویتِ مشاوره و آموزشِ مشاورانِ خانواده و... • تقویت زیرساخت‌های شبکه ملی اطلاعات و اینترانت ملی باهدف مزیت بخشی به تبادل اطلاعات بر روی پهنای باندِ داخلی، تقویتِ زیرساختِ نقاطِ تبادل داده (IXP)، تقویت شبکه ارسال محتوا «CDN های داخلی» که منجر به افزایشِ استفاده از سرویس‌های داخلی و کاهشِ مراجعه به سرویس‌های خارجی می‌شود. • وضع و اجرای قوانین جامع‌ومانع برای کنترلِ داده ستاندهٔ اطلاعاتی به خارج از کشور با راه‌اندازی گمرک اطلاعات و ایجاد محدودیت و وضع عوارض بر فعالیت شرکت‌های خارجی، ساماندهیِ ضوابطِ امنیتِ اطلاعات، ازجمله الزام به ارائه گواهیِ امنیتیِ مورد تأیید مراجعِ ذیصلاح برای خدماتِ اطلاعات در داخل که منجر به تطبیقِ شرکت‌های خارجی با این ضوابط یا حذف آن‌ها می‌گردد، تدوین و تصویب ضوابطی برای حمایت از حقوق مصرف‌کننده، مثل تضمینِ پایاییِ اطلاعاتِ در دسترسِ خدمات دهندگان در داخلِ کشور در قبالِ رعایت استانداردها و سپردن وثیقه و جریمه در قبالِ کوتاهی در حفظِ اطلاعاتِ کاربران و... اجرای این راهکارها می‌تواند بخش مهمی از راه‌های نفوذ اقتصادی دشمن از طریق فضای‌مجازی را مسدود کند و به جد باید جلو فعالیت و تقویت شرکت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری حوزه فن‌آوری اطلاعات خارجی و بخصوص آمریکایی گرفته شود؛ لذا صراحتاً به دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی نسبت به همکاری با این‌گونه شرکت‌ها هشدار می‌دهیم و زمینه‌سازی برای ایجاد فعالیت آزاد و بدون محدودیت شرکت‌های آمریکایی مانند eBay، Amazon و Microsoft در جغرافیای ایران را در جهت تسهیل نفوذ اقتصادی دشمن در سایه سهل اندیشی دستگاه‌های دولتی ارزیابی می‌کنیم و در صورت لزوم در مواجهه با این اقدامات خلاف امنیت ملی، اقدامات قانونی لازم را در دستور کار قرار خواهیم داد. منبع»گرداب </p> text/html 2019-05-19T17:44:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری عناصر خود باخته در نفوذ دشمن http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/736 <p>نفوذ آمریکا در دوران پسابرجام مقوله‌ای است که با هشدار امام خامنه‌ای به سر تیتر بولتن‌ها و میز خطابه‌ها آمد حال آنکه این نفوذ، به نوعی قبلاً تحقق یافته بود و همه می‌دانند که فتنه سال ۸۸ حاصل این نفوذ بود. حتی این نفوذ را در دوران دولت اصلاحات می‌توان بیشتر مشاهده کرد؛ آنجا که سکولارها از توهین به خدا، قرآن، اهل‌بیت، ولایت‌فقیه، شورای نگهبان، سپاه، بسیج و حجاب ابایی نداشتند و فضای دانشگاه‌ها را متشنج کردند و غائله ۷۸ را سبب شدند. در آن زمان نفوذ، آن‌قدر شدید شد که امام خامنه‌ای درباره آن‌ها فرمود: آن‌ها حتی از اربابان خارجی خودشان هم جلوتر حرکت می‌کنند. اگر اکنون بحث از نفوذ پسابرجام است به خاطر آن است که آن دوران سیاه تکرار نشود و یا در قالب بزک شده و تغییر شکل یافته‌ای، عموم جامعه را آلوده و بیمار نکند و ذائقه دینی و انقلابی تغییر نیابد زیرا در دوران اصلاحات، عموم جامعه آلوده نشد و نشانه آن، رو گرفتن مردم از شعارهای اصلاحات در انتخابات ۸۴ و ۸۸ است. از طرفی در دو مطلب تردید و اختلافی نیست: 1- نفوذ خارجی بدون وجود افراد غرب‌زده داخلی امکان‌پذیر نیست و به اصطلاح فلسفی باید مقتضی موجود باشد. 2- این افراد هم اکنون به‌صورت بقایای اصلاح‌طلبان افراطی و طرفداران فتنه ۷۸/۸۸و پشیمان شدگان از انقلاب در کشور وجود دارند هرچند بسیار قلیل و ضعیف و دچار یأس و ناامیدی و افسردگی سیاسی و خودخوری هستند. آنچه اکنون می‌خواهم به آن اشاره کنم کیفیت نفوذ کابوهای آمریکایی و کیفیت تأثیر پیاده نظام داخلی آن‌ها در جامعه نیست که آن بسیار مفصل است بلکه می‌خواهم به تفکر غرب‌زده‌های داخلی که روزنه نفوذ هستند اشاره کنم: شاید برای کسی چنین سؤالی پیش بیاید که این غرب‌زده‌ها چگونه با علم به دشمنی آمریکا، سعی در بزک کردن این شیطان دارند و مرتب بر استقلال و انقلاب و نیروهای مؤمن و سپاه می‌تازند؟ خب با چه هدفی و به چه امیدی؟ منافع آنان چیست؟ این منافع چه وقت تأمین می‌شوند؟ چه وقت به هدف و آرزوی خود می‌رسند؟ آیا اینان از نفوذ آمریکا و در پی آن فتنه و هرج‌ومرج و ناامنی و آنگاه حمله نظامی امریکا به کشور نمی‌ترسند؟ جواب بسیار ساده است در واقعه تاریخی جنگ احزاب خیانت بنی قریظه معروف است که قرآن در سوره انفال (۵۶/۵۷) به آن اشاره می‌نماید؛ همچنین قرآن در اوایل سوره شریفه بقره آیاتی بسیار دقیق دارد. از جمله: - وَإذا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ - أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکن لاَّ یشْعُرُونَ - وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـکن لاَّ یعْلَمُونَ - وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَی شَیاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ آیات قران به صراحت از مدعیان اصلاحات پرده برمی‌دارد که فاسد کننده جامعه هستند و وقتی به آن‌ها گفته می‌شود که فساد نکنید، می‌گویند ما دنبال اصلاح هستیم. آن‌ها در جمع مؤمنین خود را از آن‌ها معرفی می‌کنند اما مخفیانه و در نزد شیطان، مؤمنین را تمسخر می‌کنند و به شیطان میگویند که ما با شما هستیم؛ اینان نه تنها از حمله آمریکا به ایران هراسی ندارند بلکه خوشحال هم هستند و حتی کدهایی به آمریکا می‌فرستند که در فلان نقطه و مسئله نقطه ضعف داریم. دلیل واضح است: آن‌ها با حمله به مقدسات و انقلاب و ایجاد زمینه نفوذ و حمله، می‌خواهند در دوران پساحمله، مزد خوش‌رقصی خود را از دست شیطان بگیرند و به‌عنوان دست‌نشانده آمریکا، خود به حکومت برسند. آن‌ها در صورت حمله نه به جبهه می‌روند و نه آسیب خواهند دید لذا به چه علت باید نگران نفوذ و حمله آمریکا باشند؟ اتفاقاً آن‌ها برای حمله روزشماری می‌کنند تا از وضع فلاکت‌بار امروزشان که منفور جامعه هستند خلاص شوند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که آمریکا پس از اشغال یک کشور، نمی‌تواند خود بر آن کشور حکومت کند بلکه نیاز به یک دست‌نشانده‌ای از ملیت همان کشور اشغال‌شده دارد. آمریکا حتی در عراق نیز فقط برای مدت کوتاهی از یک حاکم محلی آمریکایی استفاده کرد. گفتار آن‌ها به آمریکا «قالوا انا معکم» است و در این راه در حال مسابقه با سلطنت‌طلبان خارج نشین هستند که مبادا اپوزیسیون خارجی از آن‌ها جلو بزند و بیش از آن‌ها، خود را در دل شیطان جای دهد؛ توصیه ما به وطن‌فروشان و غرب‌زده‌های داخلی آن است که یا از سرنوشت شمر و عمر و شبث عبرت بگیرند و احتمال بدهند حتی در صورت دامن زدن به بدترین خیانت، آمریکایی‌ها آن‌ها را جواب کنند. یا اینکه دست از نفاق بردارند و به صراحت موضع خود را شفاف کنند و اگر هم ترس از قانون دارند باید هزینه آن را بپردازند و خون بدهند یا مانند رفقایشان چادر به سر مخفیانه از مرز خارج شوند تا حداقل به آن‌ها یک اتاق ۱۰ متری برای بدگویی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جایزه بدهند. چه اینکه ما حاضریم در راه بستن راه نفوذ و حمله، خون بدهیم و جواب خون فقط خون است وگرنه خود را بیش از این خسته نکنند و به دو مقاله و تریبون و رقاص و بی حجاب دخیل نبندند که نظام اسلامی با این بادها تکان نمی‌خورد. و چه خوش گفت حافظ مرز ادب فارسی این مملکت: ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست .... عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری ناگفته پیداست که روی سخن ما با ساده اندی‌شان و سهل اندی‌شانی نیست که در هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب به آن‌ها اشاره شد زیرا سهل اندی‌شان چه بسا حقیقت دشمنی و عمق خطر نفوذ را درک نکنند و از روی غفلت و جهالت، دچار خطای محاسباتی می‌روند اینان حتی در صورت کسب قدرت کامل در کشور، حاضرند ولی‌فقیه و مراجع معظم تقلید را هرچند در حد مقام پاپ نما و تشریفاتی، بپذیرند و به مراسم مذهبی هم کمک‌هایی کنند و حجاب را در سطح یک دستمال ۱۰ سانتی بر سر زنان قبول کنند اما منافقان داخلی با اصل ولایت‌فقیه نیز مخالف‌اند و تا مرز پذیرش قانون همجنس‌بازی نیز پیش خواهند رفت. نویسنده: ناصر اکبری/مشرق چرا اصلاح‌طلبان بهترین ابزار برای نفوذ آمریکایی هستند؟ </p> text/html 2019-05-19T17:43:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری بزنگاه های نفوذ دشمن http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/735 <p>نفوذ آمریکا در دوران پسابرجام مقوله‌ای است که با هشدار امام خامنه‌ای به سر تیتر بولتن‌ها و میز خطابه‌ها آمد حال آنکه این نفوذ، به نوعی قبلاً تحقق یافته بود و همه می‌دانند که فتنه سال ۸۸ حاصل این نفوذ بود. حتی این نفوذ را در دوران دولت اصلاحات می‌توان بیشتر مشاهده کرد؛ آنجا که سکولارها از توهین به خدا، قرآن، اهل‌بیت، ولایت‌فقیه، شورای نگهبان، سپاه، بسیج و حجاب ابایی نداشتند و فضای دانشگاه‌ها را متشنج کردند و غائله ۷۸ را سبب شدند. در آن زمان نفوذ، آن‌قدر شدید شد که امام خامنه‌ای درباره آن‌ها فرمود: آن‌ها حتی از اربابان خارجی خودشان هم جلوتر حرکت می‌کنند. اگر اکنون بحث از نفوذ پسابرجام است به خاطر آن است که آن دوران سیاه تکرار نشود و یا در قالب بزک شده و تغییر شکل یافته‌ای، عموم جامعه را آلوده و بیمار نکند و ذائقه دینی و انقلابی تغییر نیابد زیرا در دوران اصلاحات، عموم جامعه آلوده نشد و نشانه آن، رو گرفتن مردم از شعارهای اصلاحات در انتخابات ۸۴ و ۸۸ است. از طرفی در دو مطلب تردید و اختلافی نیست: 1- نفوذ خارجی بدون وجود افراد غرب‌زده داخلی امکان‌پذیر نیست و به اصطلاح فلسفی باید مقتضی موجود باشد. 2- این افراد هم اکنون به‌صورت بقایای اصلاح‌طلبان افراطی و طرفداران فتنه ۷۸/۸۸و پشیمان شدگان از انقلاب در کشور وجود دارند هرچند بسیار قلیل و ضعیف و دچار یأس و ناامیدی و افسردگی سیاسی و خودخوری هستند. آنچه اکنون می‌خواهم به آن اشاره کنم کیفیت نفوذ کابوهای آمریکایی و کیفیت تأثیر پیاده نظام داخلی آن‌ها در جامعه نیست که آن بسیار مفصل است بلکه می‌خواهم به تفکر غرب‌زده‌های داخلی که روزنه نفوذ هستند اشاره کنم: شاید برای کسی چنین سؤالی پیش بیاید که این غرب‌زده‌ها چگونه با علم به دشمنی آمریکا، سعی در بزک کردن این شیطان دارند و مرتب بر استقلال و انقلاب و نیروهای مؤمن و سپاه می‌تازند؟ خب با چه هدفی و به چه امیدی؟ منافع آنان چیست؟ این منافع چه وقت تأمین می‌شوند؟ چه وقت به هدف و آرزوی خود می‌رسند؟ آیا اینان از نفوذ آمریکا و در پی آن فتنه و هرج‌ومرج و ناامنی و آنگاه حمله نظامی امریکا به کشور نمی‌ترسند؟ جواب بسیار ساده است در واقعه تاریخی جنگ احزاب خیانت بنی قریظه معروف است که قرآن در سوره انفال (۵۶/۵۷) به آن اشاره می‌نماید؛ همچنین قرآن در اوایل سوره شریفه بقره آیاتی بسیار دقیق دارد. از جمله: - وَإذا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ - أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکن لاَّ یشْعُرُونَ - وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـکن لاَّ یعْلَمُونَ - وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَی شَیاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ آیات قران به صراحت از مدعیان اصلاحات پرده برمی‌دارد که فاسد کننده جامعه هستند و وقتی به آن‌ها گفته می‌شود که فساد نکنید، می‌گویند ما دنبال اصلاح هستیم. آن‌ها در جمع مؤمنین خود را از آن‌ها معرفی می‌کنند اما مخفیانه و در نزد شیطان، مؤمنین را تمسخر می‌کنند و به شیطان میگویند که ما با شما هستیم؛ اینان نه تنها از حمله آمریکا به ایران هراسی ندارند بلکه خوشحال هم هستند و حتی کدهایی به آمریکا می‌فرستند که در فلان نقطه و مسئله نقطه ضعف داریم. دلیل واضح است: آن‌ها با حمله به مقدسات و انقلاب و ایجاد زمینه نفوذ و حمله، می‌خواهند در دوران پساحمله، مزد خوش‌رقصی خود را از دست شیطان بگیرند و به‌عنوان دست‌نشانده آمریکا، خود به حکومت برسند. آن‌ها در صورت حمله نه به جبهه می‌روند و نه آسیب خواهند دید لذا به چه علت باید نگران نفوذ و حمله آمریکا باشند؟ اتفاقاً آن‌ها برای حمله روزشماری می‌کنند تا از وضع فلاکت‌بار امروزشان که منفور جامعه هستند خلاص شوند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که آمریکا پس از اشغال یک کشور، نمی‌تواند خود بر آن کشور حکومت کند بلکه نیاز به یک دست‌نشانده‌ای از ملیت همان کشور اشغال‌شده دارد. آمریکا حتی در عراق نیز فقط برای مدت کوتاهی از یک حاکم محلی آمریکایی استفاده کرد. گفتار آن‌ها به آمریکا «قالوا انا معکم» است و در این راه در حال مسابقه با سلطنت‌طلبان خارج نشین هستند که مبادا اپوزیسیون خارجی از آن‌ها جلو بزند و بیش از آن‌ها، خود را در دل شیطان جای دهد؛ توصیه ما به وطن‌فروشان و غرب‌زده‌های داخلی آن است که یا از سرنوشت شمر و عمر و شبث عبرت بگیرند و احتمال بدهند حتی در صورت دامن زدن به بدترین خیانت، آمریکایی‌ها آن‌ها را جواب کنند. یا اینکه دست از نفاق بردارند و به صراحت موضع خود را شفاف کنند و اگر هم ترس از قانون دارند باید هزینه آن را بپردازند و خون بدهند یا مانند رفقایشان چادر به سر مخفیانه از مرز خارج شوند تا حداقل به آن‌ها یک اتاق ۱۰ متری برای بدگویی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جایزه بدهند. چه اینکه ما حاضریم در راه بستن راه نفوذ و حمله، خون بدهیم و جواب خون فقط خون است وگرنه خود را بیش از این خسته نکنند و به دو مقاله و تریبون و رقاص و بی حجاب دخیل نبندند که نظام اسلامی با این بادها تکان نمی‌خورد. و چه خوش گفت حافظ مرز ادب فارسی این مملکت: ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست .... عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری ناگفته پیداست که روی سخن ما با ساده اندی‌شان و سهل اندی‌شانی نیست که در هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب به آن‌ها اشاره شد زیرا سهل اندی‌شان چه بسا حقیقت دشمنی و عمق خطر نفوذ را درک نکنند و از روی غفلت و جهالت، دچار خطای محاسباتی می‌روند اینان حتی در صورت کسب قدرت کامل در کشور، حاضرند ولی‌فقیه و مراجع معظم تقلید را هرچند در حد مقام پاپ نما و تشریفاتی، بپذیرند و به مراسم مذهبی هم کمک‌هایی کنند و حجاب را در سطح یک دستمال ۱۰ سانتی بر سر زنان قبول کنند اما منافقان داخلی با اصل ولایت‌فقیه نیز مخالف‌اند و تا مرز پذیرش قانون همجنس‌بازی نیز پیش خواهند رفت. نویسنده: ناصر اکبری/مشرق چرا اصلاح‌طلبان بهترین ابزار برای نفوذ آمریکایی هستند؟ </p> text/html 2019-05-19T17:41:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری اهداف پشت پرده امریکا از نفوذ http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/734 <p>هیات های تجاری و اقتصادی غربی پی در پی، به ایران سفر می کنند و آمادگی خود را برای گسترش روابط اقتصادی با ایران آعلام می کنند. این وضعیت قابل تأمل و بررسی است. آنها چه اهدافی را در ایران دنبال می نمایند؟ آلوده سازی مهمتر از مهار جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتو بین‏ المللی استراتژیک لندن که در هفته نامه آمریکایی نیوزویک در فروردین ماه 1377 منتشر شده است، عمق سیاست غرب در قبال ایران را نشان می‌دهد. وی می‏گوید: " ... غرب باید به شیوه‏ای که کمونیسم را مهار و آلوده کرد با سایر دشمنان خود عمل کند .... آلوده سازی، شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن و .... از راههای اصلی آلوده‏ سازی جوامع است.... اکنون نیز باید یک استراتژی دوگانه مهار و آلوده ‏سازی در دستور کار باشد... مهار کافی نیست و آلوده ‏سازی مهمتر است. ... خوشبختانه آلوده‏ سازی شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن (در کالاهای غیر استراتژیک) و .... از جمله آنهاست ..."(1) همچنین انستیتو سیاست خاورمیانه واشنگتن، نتیجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر نمود و در آن تأکید کرد که: " ... صادرات کالاهای مصرفی به ایران باید از سر گرفته شود، این کار باعث کم شدن ارز خارجی موجود در ایران خواهد شد ..."(2) ممکن است تصور شود که سیاست‌های فوق مربوط به دشمنی غرب با ایران در نظام جمهوری اسلامی ایران است. اسناد و مدارک نشانگر آن است که غرب اصولا با ملل مسلمان خصومت داشته است و سیاست خویش علیه مسلمان را حتی در زمان رژیم‌های دست نشانده نیز دنبال می‌کرده و اصولا برای اعمال همین سیاست‌ها بوده است که با کودتا و هزار ترفند و توطئه دیگر، رژیم‌های مزدوری را بر کشورها حاکم می‌کرده است. تلاش انگلیس برای ترویج فرهنگ مصرف گرایی فرهنگ مصرف زدگی و تجمل گرایی در جامعه که بسیار گسترده است، در ادارات نیز نمود می‏ یابد. مصرف های بی‏ رویه در ادارات، تجمل گرایی‌ها و تغییر مکرر دکوراسیون‏ ها، نشأت گرفته از این فرهنگ غلط جاری است. آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلیس در رژیم شاه که پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از کشور، ایران را ترک کرد در کتاب خود تحت عنوان غرور و سقوط، متن اظهاراتش را در سال 1974 میلادی (1352 شمسی) خطاب به بازرگانان انگلیس و کسانی که دست اندر کار تجارت و معامله با ایران بودند، چنین به رشته تحریر در آورده است: ".... نخستین کاری که اینجا می‏ کنید این است که تا می ‏توانید کالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایه ‏گذاری کنید که برای فروش کالایتان چاره ‏ای جز این کار نداشته باشید. اما اگر مجبور باشید در اینجا سرمایه ‏گذاری کنید به میزان حداقل ممکن، سرمایه‏ گذاری کنید و صنایعی را انتخاب کنید که قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنایع مونتاژ که در واقع سوار کردن قطعات صادراتی انگلیسی در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نکات، من معتقدم که ایران، یکی از بهترین بازارهایی است که شما می‏توانید برای مصرف کالاهای خود در جهان سوم پیدا کنید."(3) اظهارات سفیر انگلیس که در اوج روابط حسنه انگلیس با رژیم شاه بیان شده، نشان دهنده ماهیت سیاست انگلیس نسبت به ایران و سایر ملل جهان سوم می‏باشد. مسلماً توصیه مقام‌های انگلیسی به کسانی که مسئولیت طراحی و سازماندهی امور قانون‏ گذاری، اقتصادی، گمرکات، تبلیغات و... ایران را به عهده داشته ‏اند نیز در راستای همین سیاست، برای رشد مصرف گرایی در ایران بوده است. آمریکا نیز همین سیاست را در مورد ایران داشته است. اما توطئه علیه ملت‌های مسلمان و سایر کشورهای جهان سوم، یک سیاست دیرینه است که آمریکا از سال ها قبل آنرا دنبال می کرده است و طبیعتا انگلستان نیز که در سیاست های استعماری خود، از قرنها پیش به اجرا در آورده بود. راه موفقیت از دیدگاه سازمان سیای آمریکا آمریکایی ها در تبلیغات خود، به ویژه در رادیو آزادی، متعلق به سازمان سیا، بارها خود را دلسوز ملت ایران مطرح کرده‌اند و برای آنها اشک تمساح ریخته‌اند و خواستار موفقیت ملت ایران شده‌اند. برای آشنایی با اینکه آمریکایی‌ها چه راهی را برای کسب موفقیت، به مردم جهان اسلام نشان می‌داده‌اند، نوشته‌ای از محمد حسنین هیکل، نویسنده و روزنامه‏ نگار معروف مصری ذکر می‌گردد. او در زمان جمال عبدالناصر، رهبر فقید مصر، در زمان جنگ جهانی دوم، وزیر امور تبیلغات دولت او بود. هیکل، ، در کتاب خود تحت عنوان «میان مطبوعات و سیاست» که به فارسی نیز منتشر شده است، مطلبی را به صورت پاورقی در صفحه 187 کتاب به شرح زیر نوشته است: گزارش کمیته ویژه کنگره آمریکا... در سال 1974 به ریاست سناتور چرچ تشکیل شد و وی مأمور بررسی فعالیت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بود. بخشی از آن به تأسیس مؤسسات مطبوعاتی و انتشاراتی در بسیاری از کشورهای اروپایی و جهان سوم و حتی در خود آمریکا مربوط می‏ شد. از جمله نکته ‏های قابل توجه در این گزارش این بود که مجله «ریدرز دایجست» که بعداً نیز با عنوان «المختار» به زبان عربی منتشر شد، در فهرست مجلاتی ذکر شده بود که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا به انتشار آن کمک کرد و عجب این بود که نخستین شماره عربی آن که در مصر چاپ شد به سردبیری «فواد مصروف» بود... هم او بود که وی را به سال 1944 به کرمیت روزولت (عضو سیا در سفارت آمریکا در مصر) معرفی کرد... سالی که اواخر آن مجله الخبارالیوم منتشر شد و نیز المختار بعد توسط مؤسسه اخبارالیوم منتشر شد. ارزش هایی هم که المختار ترویج می‏کرد، در دو مورد قابل توجه است: - اول موفقیت بستگی به شانس دارد و بر حسب اتفاق بدست می‏آید. - دوم عدالت اجتماعی، مرهون کرم کسانی است که حاضر به دادن اعانه و نیکوکاری باشند.(4) ابعاد آلوده سازی باید بررسی کرد که سازمان سیا چه هدفی را از ترویج اعتقاد به شانس به عنوان عامل موفقیت دنبال می‏کند و چرا نزد مردم جهان سوم به تبلیغ شانسی بودن موفقیت می ‏پردازد؟ و اینکه چرا به جای تشکیل یا حفظ حکومتی مردمی و خواستار عدالت و مبارزه با مفاسد و مفسدین، باید عدالت را مرهون کرم داراها دانست و کاری به این نداشت که این داراها، این دارایی‌ها را از کجا آورده‌اند؟! چرا آمریکا که در تبلیغات داخلی کشور خود، راه موفقیت را "کار، کار، کار" عنوان می‌نماید، اما در کشورهای اسلامی، آنرا به شانس ربط می‌دهد؟ قطعا هدف آمریکا تضعیف فرهنگ کار و ممانعت از موفقیت مسلمانان بوده است. راستی، آلوده سازی که به قول جرالد سگال، شیوه‌های گوناگونی دارد، از چه راه‌هایی قابل تحقق است. مصرف زدگی و تضعیف فرهنگ کار، فقط بخشی از این آلوده سازی است. گسترش مفاسد اجتماعی و اقتصادی نیز در حقیقت بخشی از آن است. یکی از طرقی که غرب برای ترویج مفاسد اقتصادی به کار می‌برد، پناه دادن به کسانی است که با ارتکاب دزدی و اختلاس به خارج از ایران فرار می‌کنند. احساس امنیت در صورت فرار به خارج، می‌تواند مشوق و هموار کننده گسترش مفاسد اقتصادی باشد. چرا غربی‌ها، اینقدر در مقابل جریان مبارزه با مفسدین اقتصادی برآشفته شده‌اند و در تبلیغات خود که توسط رادیوهای فارسی زبان آنها صورت می‌گیرد، در صدد خدشه وارد کردن و در حقیقت متوقف کردن مبارزه با مفسدین هستند؟ اصولا چه راه‌های دیگری برای آلوده سازی وجود دارد که به قول جرالد سگال، مهمتر از مهار است. خلاصه آنکه آنچه را آمریکا در ایران خواستار آن است، آلوده سازی است. نه فقط آنچه را ما آلودگی می‌دانیم، بلکه آنها، نیز سیاست خود را آلودگی و "آلوده سازی" می‌دانند و آن را مکمل مهار محسوب می‌کنند. غربی ها مایلند با ایران در امور غیر استراتژیک و مصرفی تجارت نمایند اما حاضر نمی شوند در امور زیر بنایی مشارکت کنند. مراقب نیت آنها باشیم. بدانیم که تجارت با ایران در کالاهای غیراستراتژیک مکمل تحریم ها و مبتنی بر دشمنی با ملت ایران است. تجارت با آنها باید در امور استراتژیک و زیر بنایی باشد وگرنه باید مراقب فریب کاری و دشمنی آنها باشیم خداوند در آیه 118 تا 120 سوره آل عمران می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان، (دوست و) همراه مگیرید. (آنان) از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی‌ورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید. دشمنی از لحن و سخنشان آشکار است؛ و آنچه را در سینه‌هاشان نهان می‌دارند، بزرگتر است. در حقیقت، ما نشانه‌های(دشمنی آنان) را برای شما بیان کردیم، اگر تعقل کنید. هان، شما کسانی هستید که آنان را دوست دارید، و (حال آنکه) آنان شما را دوست ندارند، و شما به همه کتابها(ی خدا) ایمان دارید، و چون با شما برخورد کنند، می‌گویند: "ایمان آوردیم." و چون (با هم) خلوت کنند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را می‌گزند. بگو: "به خشم خود بمیرید" که خداوند به راز درون سینه‌ها داناست. اگر به شما خوشی رسد آنان را بد حال می‌کند؛ و اگر به شما گزندی رسد بدان شاد می‌شوند؛ و اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌رساند؛ یقینا خداوند به آنچه می‌کنند احاطه دارد. پی‌نوشت‌ها: 1) جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتوى بین المللى استراتژیک لندن در هفته نامه آمریکایى نیوزویک در فروردین ماه 1377 بر مطلب مذکور تاکید کرده بود. 2) روزنامه کیهان مورخ 1380/1/18 به نقل از گزارش گروه مطالعات ریاست جمهورى انستیتو سیاست خارجى واشنگتن به نقل از اینترنت به آدرس www.Washingtonninstitute.org/pubs/psg.pdf//:P 3) پارسونز، آنتونى، غرور و سقوط، ترجمه منوچهر راستین، تهران، انتشارات هفته، چاپ اول 1363، صفحه 30. 4) میان مطبوعات و سیاست، حسنین هیکل، ترجمه محمد کاظم موسایى، انتشارات شرکت الفبا، تهران، چاپ اول، زمستان 1364، صفحه 187. منبع مقاله : خبرگزاری فارس / دکتر محمد حسن قدیری ابیانه س </p> text/html 2019-03-29T08:16:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری طرح امریکا برای بازگشت به ایران http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/733 <p>پس از به قدرت رسیدن باراک اوباما، تمامی ظرفیت ها و راهکارهای مواجهه ایالت متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، در یک برنامه پژوهشی و تحقیقاتی مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه این طرح تحقیقاتی قبل از انتخابات سال 1388 انتشار یافت. این گزارش 160 صفحه ای با عنوان "کدام مسیر به سمت ایران" توسط مرکز خاور میانه ای سابان وابسته به موسسه بروکینگز، سه رویکرد را در قالب 9 سناریو مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. از آنجا که طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران مبتنی بر بررسی مذکور می باشد لذا مرور اجمالی آن برای تبیین طرح آمریکا ضروری است. رویکردها و سناریو های آمریکا برای مواجهه با ایران 1. رویکرد فشار + تحریم + تهدید معتبر نظامی: این رویکرد درقالب هفت سناریو، عمدتاً راهکارهای جمهوری خواهان برای مواجهه ایالت متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران را در بر می گیرد که شامل گزینه های زیر است. • سه گزینه نظامی علیه ایران (حمله رژیم صهیونیستی، تهاجم گسترده و حمله محدود آمریکا به ایران) • سه گزینه تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران از درون (انقلاب مخملی، شورش های قومی و مساعدت در کودتای نظامی) • یک گزینه بازدارندگی از طریق تهدیدات (ژئوپلتیک زدایی از ایران به همراه فشار اقتصادی، نظامی و روانی به ایران که از زمان ریاست جمهوری ریگان در دستور آمریکا بوده است) 2- رویکرد فشار + تحریم برای تحذیر ایران: رویکرد دوم در واقع ترجمان سیاست چماق و هویج یا مشت آهنین در دست مخملین است. این رویکرد گزینه های به اصطلاح دیپلماتیک را در قالب دو سناریوی "اقناع" و "تعامل" مورد توجه قرار می دهد. رویکرد دوم که بیانگر نوع نگاه اکثر دموکرات های آمریکا برای مواجهه با ایران است، از مجازات و تشویق برای اقناع نمودن و تحذیر ایران استفاده می کند. در این رویکرد می بایست تعامل تاکتیکی ایالت متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران از طریق هویج اشتها آور صورت پذیرد. 3- رویکرد معامله بزرگ با ایران: رویکرد سوم بخش کوچکی از دموکرات ها و برخی از نظریه پردازان و استراتژیست های آمریکایی را شامل می شود که البته نگاه غالب در آمریکا به حساب نمی آید. معتقدان به این رویکرد با اذعان به این نکته که "آمریکا نمی تواند از اهمیت ایران چشم بپوشد" ، "عصر اوباما را آخرین فرصت برای آمریکا می دانند". طرفداران رویکرد معامله بزرگ با ایران، بر این باورند که باید با وسوسه کردن تهران به معامله بزرگ، تعامل راهبردی بین آمریکا و ایران برقرار کرد. اینان بر این اعتقاد هستند که به صورت "گام به گام" و یا "حجم گسترده" می توان ایران را اقناع نمود که از سیاست های خصمانه دست بر دارد. در این باره کنث. ام. پولاک یکی از تهیه کنندگان گزارش مرکز سابان می گوید: "چنین معامله ای موهبتی الهی برای آمریکا، اسرائیل، عربستان و سایر متحدان در منطقه و فراتر از منطقه خواهد بود." شایان ذکر است معتقدان به تعامل راهبردی با ایران، از گذشته تا به حال، از طرق مختلف، با برخی از جریان های داخلی در کشورمان مرتبط بوده و هستند. در این میان تعامل گرایان کدخدا پذیر در ایران، چشم امید به این رویکرد بسته اند. طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران یک طرح ده ساله و پنج مرحله ای است که در مراحل پایانی می بایست به تعامل راهبردی و تعیین نقش برای ایران از سوی آمریکا منتهی گردد. این طرح سه راهبرد "مهار"، "تغییر رفتار" و "تغییر ساختار" جمهوری اسلامی را در دستور کار دارد. این طرح برای نفوذ و بازگشت به ایران بعد از فتنه آمریکایی 88 و شکست آن کلید خورد. با شکست فتنه آمریکایی در ایران، کاخ سفید با چند پیامد مواجه شد: • تضعیف نیروهای غرب گرا در ایران • فزاینده شدن خشم و نفرت عمومی نسبت به آمریکا و فتنه گران غرب باور • شکست رویکرد "فشار + تحریم + تهدید معتبر" و سناریوی انقلاب مخملی برای تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران از درون شرایط مذکور عملاً این مجال را به معتقدان "فشار + تحریم" (رویکرد دوم نسبت به ایران) داد تا برای تحذیر ایران، طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران را به فاز اجرا منتقل نمایند. با رصد و تفرس این طرح، به نظر می رسد که تاکنون دو مرحله از پنج مرحله آن سپری شده است و آمریکایی ها مترصد عملیاتی کردن سه مرحله بعدی هستند که از دو مرحله قبلی بسیار مهم تر است. مرحله اول طرح نفوذ: گام اول: "پاس و آبشار" مرحله اول از طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران چند گام را در بر می گرفت که در گام اول که از آن می توان با عنوان "پاس و آبشار" یاد کرد، هم افزایی فتنه گران با غربی ها منجر به تصویب و اجرایی شدن تحریم های جدید و هوشمندانه علیه جمهوری اسلامی ایران گردید. اصرار فتنه گران برای قانون ستیزی و بی ثبات سازی محیط داخلی ایران، در واقع پاسی بود علیه "منافع ملی" و "امنیت ملی" به بیگانگان، که با آبشار تحریم های جدید از سوی سلطه گران هم افزا شد. گام دوم: "تضعیف اقتصاد ملی ایران" این گام آغاز عملیات فشار و تحریم برای تحذیر ایران بود که با تضعیف اقتصاد ملی ایران، تضعیف قدرت ملی، نارضایتی و رویگردانی اجتماعی در داخل ایران را جستجو می کرد. در این گام با کاهش ارزش پول ملی، اثر بخشی تحریم ها از طریق انتقال فشار به معیشت جامعه هدف گذاری شده بود. گام سوم: "جنگ ادراکی برای شرطی سازی افکار عمومی نسبت به تحریم ها" پس از تضعیف اقتصاد ملی و کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی، گام سوم از مرحله اول نیز با جنگ ادراکی عملیاتی شد. در این گام طرف های آمریکایی و اروپایی شرطی سازی افکار عمومی نسبت به تحریم ها را در دستور کار قرار دادند. در این میان نشست های استانبول و بغداد می بایست دو تصویر متفاوت را به افکار عمومی در ایران منتقل می کرد که سازنده دو ادراک کاملاً متفاوت و متضاد از نتایج مذاکرات و تأثیر آن بر سبد معیشت جامعه باشد. • مذاکرات به ظاهر مثبت در استانبول با تأثیر مثبت بر سبد معبشت جامعه • مذاکرات به ظاهر منفی در بغداد با تأثیر منفی بر سبد معیشت جامعه در نتیجه جنگ ادراکی در هم افزایی با تحریم های هوشمند عملاً افکار عمومی را به این انگاره نزدیک ساخت که تغییر در سیاست خارجی یگانه راه بهبود وضعیت معیشت است. البته تضعیف اقتصاد ملی و اثربخشی تحریم ها، مجدداً سناریوی بی ثبات سازی در محیط داخلی ایران (شورش های اجتماعی و عملیات ویژه) را به موازات طرح آمریکا برای تغییر (نفوذ و بازگشت به ایران) به گزینه های کاخ سفید اضافه نمود. گام چهارم: "انتقال غربگرایان لیبرال وسکولار از حاشیه به متن" غرب گرایان لیبرال و سکولار که در فتنه آمریکایی بصورت پاس وآبشار با غربی ها هم افزایی نمودند: در این گام سعی نمودند از پاس طرف های غربی بهره برده و با آبشار علیه گفتمان انقلاب اسلامی و دستاورد های مقاومت، از حاشیه به متن قدرت نفوذ کنند. تکنوکرات هایی که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در اولین روز سال 1392 و پیش از انتخابات ریاست جمهوری نسبت به نوع نگرش آن ها به تحریم ها و خطر آنها فرمودند: «البته من این را بگویم ــ این را یک بار دیگر هم چند ماه قبل از این گفتم ــ که آمریکائیها اظهار خوشحالی کردند وگفتند که فلانی اعتراف کرد که تحریمها اثر گذاشته. بله، تحریمها بی اثر نبود؛ میخواهند خوشحالی کنند، بکنند. تحریمها بالاخره اثر گذاشت؛ این هم یک اشکال اساسی در خود ما است. اقتصاد ما دچار این اشکال است که وابسته‌ی به نفت است. ما باید اقتصاد خودمان را از نفت جدا کنیم؛ دولتهای ما در برنامه‌های اساسیِ خودشان این را بگنجانند. من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتمکاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان "تکنوکرات" لبخند انکار زدند که مگر میشود!؟ بله، میشود؛ باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه‌ریزی کرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی یک کشور به یک نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمرکز پیدا میکنند.» فرایند پاس و آبشار در این گام، نفوذ در حلقه های تئوریک وتصمیم ساز را به نفوذ در مناصب تصمیم گیر پیوند زد. روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در این ارتباط صراحتا اذعان داشت: "تلاش های کنونی برای ایجاد فشار اقتصادی برایران باید با تلاش برای حمایت از اپوزیسون داخلی همراه شود". همچنین سوزان مالونی و ری تکیه از پژوهشگران مرکز سابان با تایید بر این سیاست اظهار داشتند: "سیاست آمریکا در مقابل ایران باید تشدید فشارهای اقتصادی و تحریم مالی آن کشور، تقویت نیروهای آن ملت و تاثیر گذاری روی رقابت های درونی صاحبان قدرت آن کشور باشد". مرحله دوم طرح نفوذ: براساس رصد و تفرس اقدامات آمریکایی ها،این مرحله از طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران را می توان در سه گام روایت کرد: گام اول: "عملیات فریب استراتژیک" در این گام مقامات کاخ سفید با طراحی عملیات فریب استراتژیک و نشان دادن درب باغ سبز، سعی نمودند در بازیگران جدید قدرت، عطش فزاینده ای برای مذاکره ایجاد کنند. اقدامات ذیل شاهد مثال این گام است: • اعلام لغو تحریم ها در کمتر از سه ماه پس از آغاز مذاکرات توسط جان کری • ارسال پیام دیپلماتیک از سوی طرف چینی مبنی بر آزادی ده ها میلیارد دلار از دارایی های توقیف شده ایران در صورت آغاز مذاکرات • اعلام آمادگی برای 8 میلیارد دلار سوئیفت توسط دیپلمات یک کشور اروپایی، پس از آغاز مذاکرات گام دوم: "انتقال مذاکرات به کانال یک دیپلماسی" پس از طراحی عملیات فریب استراتژیک، کارگزاران طرف آمریکایی برای نفوذ و بازگشت به ایران، درصدد برآمدند تا علاوه بر انتقال مذاکرات از کانال دو به کانال یک دیپلماتیک، روند مذاکرات در این گام را به شرح ذیل مدیریت نماید: • رویکرد فشار و تحریم ایران را به پای میز مذاکره کشاند. • انجام مذاکرات فراتر از موضوع هسته ای • دوجانبه سازی مذاکرات بین آمریکا و ایران • انجام مذاکرات در همه سطوح به ویژه سطوح عالی گام سوم: "ایجاد اشتباه محاسباتی در نبرد محاسبات" در این گام ایجاد اشتباه محاسباتی در طرف ایرانی، عملاً اختیار ویژه ای را به طرف آمریکایی تقدیم خواهد نمود. این امتیازات تکالیفی را متوجه ایران خواهد ساخت که در عمل، ضریب موفقیت طرح آمریکا را در مراحل بعدی افزایش خواهد داد. در این راستا دقت در زوایای پیدا و پنهان متن برجام و قطعنامه 2231 علاوه بر اینکه تصویری از مسیر حرکت در آینده را نمایان می سازد، شمارش گل های خورده و زده طرفین در نبرد محاسبات را نیز نشان می دهد. مرحله سوم طرح نفوذ: "تحذیر از طریق اقناع"، سومین مرحله از طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران است. در مرحله تحذیر از طریق اقناع، ایران برای در امان ماندن از مجازات ها (بازگشت پذیری تحریم ها) و بهره مند شدن از مشوق ها (تعلیق مشروط برخی از تحریم ها) می بایست ملزم به حرکت در مسیر ریل گذاری شده توسط آمریکا گردد. مرحله سوم از طرح آمریکا از یک سو می خواهد جمهوری اسلامی ایران را در چارچوب "راهبرد مهار"، محدود سازد و از دیگر سو، ایران را به صورت تدریجی و عملی، در مسیر "راهبرد تغییر رفتار" قرار دهد. در این ارتباط بررسی گزارش مرکز سابان و متن برجام و قطعنامه 2231 دو موضوع فوق را به خوبی نمایان می سازد. • مسیر ریل گذاری شده برای اقناع ایران در یک مختصات چهارگانه • مین گذاری در برجام و قطعنامه 2231 برای ممانعت از خروج ایران از مسیر ریل گذاری شده. در گزارش مرکز خاورمیانه ای سابان، مسیر ریل گذاری شده برای تحذیر و اقناع ایران، بدین صورت تعیین شده است : 1. امریکا تحت هیچ شرایطی نباید بپذیرد که ایران کشور برتر منطقه باشد. 2. برنامه هسته ای ایران منتفی شود 3. حمایت از حزب الله و حماس منتفی شود 4. تغییر نقشه وضع موجود منطقه از سوی ایران کنار گذاشته شود. در واقع مختصات چهارگانه مذکور، ریل گذاری است که ایران باید خود را در آن قرار دهد. همچنین مین گذاری های صورت گرفته در برجام و قطعنامه 2231 در هم افزایی با مسیر ریل گذاری شده برای تحذیر و اقناع عملاً مختصات تحذیر را ثبیت می نماید و مانع خروج ایران از این مسیر می گردد: 1. محدودیت های برنامه موشکی برای مقابله با برتری ایران در منطقه 2. تحریم تسلیحاتی برای منتفی ساختن حمایت ایران از حزب الله و حماس 3. بازرسی و کنترل های بی سابقه و محدودیت های زمانی آشکار و پنهان برای عقب نگه داشتن و منسوخ نمودن برنامه هسته ای ایران 4. مکانیزم ماشه در برگشت پذیری تحریم ها برای کنترل رفتار منطقه ای ایران. بنابراین در مرحله سوم طرح آمریکا، اقناع و حذر داشتن ایران در چارچوب مختصات چهارگانه مورد اشاره در گزارش سابان معین و از طریق تصویب برجام و قطعنامه 2231 لازم الاجرا می گردد. مرحله چهارم طرح نفوذ: وسوسه کردن ایران به تعامل با آمریکا چهارمین مرحله از طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران است. در گزارش مرکز خاورمیانه ای سابان با صراحت هدف از این مرحله را این گونه بیان می کند:" تغییر رفتار ایران از طریق تعامل و تشویق" همچنین در ادامه گزارش مرکز سابان پیرامون تعامل تاکید می شود: "این رویکرد موفقیت گسترده ای در دراز مدت دارد و تغییر حکومت را به دنبال دارد." در مرحله چهارم، طراحان و کارگزاران طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران تغییرات زیر را از طریق جریان های غرب گرا در ایران به انتظار نشسته اند. 1. تغییر در سیاست جمهوری اسلامی ایران 2. تغییر در معادلات و آرایش سیاسی در ایران 3. تغییر در وضعیت فرهنگی و اجتماعی در ایران 4. تغییر در مناسبات اقتصادی ایران و امریکا در مرحله چهارم آمریکایی ها تلاش می کنند بازی "پاس و آبشار" را با غرب گرایان جریان اسلام آمریکایی برای تغییر در ایران دنبال کنند. در این بین تغییر در دو حوزه سیاست خارجی و فرهنگی از الویت بیشتری برای آمریکایی ها و غرب گرایان کدخداپذیر برخوردار است. آمریکایی ها انتظار دارند در این مرحله روند تغییرات فوق، زمینه بازگشایی دفتر حافظ منافع این کشور در ایران را فراهم نموده و تدیجاً به عادی سازی روابط بین دو کشور منتهی گردد. مرحله پنجم طرح نفوذ: تعیین نقش و سهم برای ایران از سوی آمریکا پنجمین مرحله از طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران می باشد. از منظر آمریکایی ها، این مرحله می بایست مصادف با تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران و سلطه همزمان در منطقه گردد. نتیجه گیری: طرح آمریکا به ویژه مراحل سوم و چهارم، تهدیدات بسیاری جدی و مهمی را متوجه منافع ملی، امنیت ملی، اقتدار منطقه ای و از همه مهمتر"هویت دینی و انقلابی" جمهوری اسلامی ایران می نماید. در این میان به نظر می رسد عناصر استحاله شده به تحریک عوامل و حلقه های تصمیم ساز نفوذی در هماهنگی و هم افزایی با طرح آمریکا قرار گرفته اند. اشتیاق زاید الوصف بریدگان از مکتب امام (ره) و اصول و ارزش های انقلاب اسلامی برای تعامل هرچه سریعتر با آمریکا، عملاً آنان را به جریان اسلام آمریکایی مبدل ساخته است. اظهارات و مواضع اخیر این افراد در ضرورت تعامل و ارتباط با آمریکا، در آینده ای نزدیک ممکن است مخاطراتی را متوجه وحدت و انسجام ملی نماید. سخن پایانی: هدایت های روشنگرانه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) به عنوان امام امت به بهترین وجه دست آمریکایی ها برای نفوذ را نمایان ساختند. ایشان در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام و اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی در تاریخ 26/5/1394 طرح نفوذ را نشان دادند که می بایستی همه تصمیم گیران و تصمیم سازان نسبت به آن هوشیار بوده و وظیفه خود را در قبال آن انجام دهند: «نقشه‌ی دوّم دشمن نفوذ است؛ میخواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد؛ میخواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است؛ در ایران هم نیّتشان این است. آنها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای -این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول- نیّت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را؛ با همه‌ی توان -که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است- مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد.» منبع مقاله : خبرگزاری فارس / نویسنده: دکتر رضا سراج </p> text/html 2019-03-29T08:15:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری زاویه های نفوذ اقتصادی http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/732 <p>رونمایی از زوایای پروژه نفوذ اقتصادی برخلاف ادعاهای لابی‌های دلالی سیاسی - اقتصادی که مدعی هستند همواره کوشیده‌اند فقط برای «بهبود زندگی مردم ایران» با «تحریم‌های اروپا و آمریکا» مبارزه کنند، شواهد و مستندات بسیاری حکایت از آن دارد که دلالان مذکور هیچ گاه صرفا برای برداشته شدن تحریم‌ها تلاش نکرده‌اند، بلکه رسما به عنوان عوامل رسمی وابسته به کنگره‌ها و وزارتخانه‌های غربی، کوشیده‌اند در ظاهری «ایران‌دوست» با به‌کارگیری اصول «دیپلماسی عمومی»، به مهندسی جامعه ایرانی پرداخته و جهت تحریم‌ها را تغییر دهند. به طور مثال لابی نایاک وابسته به کنگره آمریکا که با مساعدت برخی عوامل نفوذی حتی تا مرحله حضور در مذاکرات «ایران و 1+5» نیز صعود کرد، در گزارش «از دست دادن میلیاردها دلار؛ هزینه تحریم ایران بر اقتصاد آمریکا» که با همکاری دلال نفتی مشهور ایرانی، نگارش شده، رسما می‌گوید: ما باید کاری کنیم مستقیما سپاه، مراکز علمی و دانشگاهی، بانک‌ها و موسسات مالی و مراکز دولتی همکار با نهادهای دفاعی ایران هدف تحریم‌ها قرار گیرند و مسیر برای بهره‌برداری آمریکا و اروپا از بازار ایران با حمایت از لابی‌های داخلی فراهم شود. این خطی است که رسما در متن برجام و قطعنامه 2231 قابل ردیابی است. لابی مشترک چاپندگان جهانی هدف اصلی این است که لابی اقتصادی مشترک میان ایران و اروپا و آمریکا تقویت شود و با اتکا به قدرت اقتصادی خود «اصول سیاست خارجی» کشور را با تهدید به وارد آوردن فشار مستقیم و خردکننده به مردم، تغییر دهد. به همین جهت است که سیاست‌های ایجاد شفافیت اقتصادی در کشور و اجرای اصول اقتصاد مقاومتی با فشار و منفی‌بافی گروهی مشترک از رسانه‌ها و نفوذی‌ها مواجه شده و به‌رغم تعریف و تمجید دولتی‌ها حتی چند قدم در مرحله اجرا پیشرفت نداشته است. این لابی اقتصادی مشترک، هر چند در بدنه مملو از دلالان دولتی و بین‌المللی دون‌پایه است اما وجود برخی نام‌ها در رأس آن نشان از اهمیت نقش تعریف شده در عرصه «سیاست خارجی غرب» دارد. «سر ریچارد دالتون»، دیپلمات ارشد و شوالیه انگلیسی چتم هاوس، «جک‌استراو» وزیر اسبق خارجه انگلیس، نورمن لامونت وزیر اسبق بازرگانی انگلیس، هوبرت ودرین وزیر پیشین خارجه فرانسه و هیلاری کلینتون و مادلین آلبرایت وزرای پیشین خارجه آمریکا، پشت‌پرده کمیته بازاریابی آمریکایی - انگلیسی نفت و گاز ایران در لندن قرار دارند و از ارتباطات مالی گسترده‌ای با لابی‌های اقتصادی دلالی مذکور برخوردارند. اقتصاد پیش‌مرگ سیاست به طور مثال نورمن لامونت از مدیران چند صندوق سرمایه‌گذاری انگلیسی- آمریکایی از جمله «گروه بالی» به شمار می‌رود. گروه بالی از طریق علاقبند، مدیر ارشد خود، تاکنون میلیون‌ها دلار خرج کمپین انتخاباتی هیلاری کلینتون کرده است! همچنین مجموعه لامونت پیش از این بیش از 900 هزار دلار خرج پروژه «آشتی ایران و آمریکا» وزارت خارجه اوباما کرده است. از طرفی گروه بالی به طور همزمان از روابط ویژه‌ای با کارگزاران غربگرای ایران برخوردار است و سهم عمده‌ای از ثروت و نفوذ خود را از صنعت نفت و گاز ایران کسب کرده است. الی گرانپایه، عضو شورای روابط خارجی اروپا می‌گوید: «حضور در ایران بسیار به نفع بریتانیاست، چرا که میز ایران بدون تماس با جامعه و سیاستمداران این کشور نمی‌تواند به وظایف خود عمل کند. جمع‌آوری اطلاعات از داخل ایران به نفع آمریکا و اسرائیل است. ما فقط در موضوع هسته‌ای جدی نیستیم و خواهان مشارکت در اقتصاد ایران هستیم و باید با سندروم استعماری دایی‌جان ناپلئون در داخل ایران مبارزه کنیم». ریچارد دالتون، سرکنسول انگلیس در اسرائیل و سفیر این کشور در تشکیلات خودگردان فلسطین که در روند به اصطلاح صلح خاورمیانه، بسیار موثر بود و در فاصله سال‌های 2003 تا 2006 سفیر انگلیس در ایران بوده، در رابطه با اهمیت برقراری ارتباط سیاسی- اقتصادی ایران و انگلیس می‌گوید: «مهم‌تر از روابط ایران و آمریکا، بازسازی اعتبار انگلیس در خاورمیانه است». او به همراه وزرای نام برده شده، از مدیران رسمی «بزرگ‌ترین نشست بانک‌ها و شرکت‌های ایرانی برای جلب سرمایه‌گذاران اروپایی در لندن» بود که سال گذشته برگزار شد! کنفرانسی که وزارت خارجه انگلیس رسما ارتباط آن با دولت این کشور را تکذیب کرد و در عین حال نهاوندیان، رئیس دفتر روحانی، پیامی حمایت‌آمیز برای دیپلمات‌های ارشد برگزارکننده آن فرستاد! هدف اصلی از برگزاری شوهای به اصطلاح «جذب سرمایه‌گذار خارجی» ایران در لندن همان است که دالتون و استراو بر آن تاکید دارند. انگلیس می‌خواهد «کلیددار ورود و خروج کشورها» به بازار ایران باشد و متاسفانه هم‌اکنون ایران در رسمیت‌بخشی به این تحلیل نقشی مهم و داوطلبانه ایفا می‌کند! از طرفی این شاید بزرگ‌ترین کلاهی باشد که بر سر جبهه غربگرایان ایران رفته، چرا که ابتدا حجم زیادی از منابع ملی را به عنوان «باج» به آمریکایی‌ها پرداخت کردند و سپس در رویه‌ای غیرعادی اصرار به پرداخت «باج مضاعف» به انگلیسی‌ها دارند! حتی در این میان برای دله‌های اروپایی نیز سهمی ویژه در نظر گرفته‌اند و حق استعمار و استثمار نیمه‌ورشکسته‌ها و ضعفای اروپایی همچون هلند، بلژیک، ایتالیا و... را هم رسمیت بخشیده‌اند! بازار ایران هدیه به ضعفای اروپا! در اقتصاد حرف اول «سودآوری تصمیمات» است. اگر مبنای افزایش بی‌حساب و کتاب واردات از اروپا و آمریکا در دوره‌های مختلف به قدرت رسیدن غربگرایان در ایران، قربانی کردن اقتصاد پای سیاست خارجی نیست، پس چطور آقایان آمارهای ذیل را توجیه می‌کنند؟! براساس آمار رسمی گمرک جمهوری اسلامی ایران در 5 ماه نخست 94، محصولات اساسی کشاورزی همچنان در صدر کالاهای وارداتی قرار دارند و 5 کالای «ذرت دامی» به قیمت ۵۲۸ میلیون دلار، «برنج» به قیمت ۳۵۴ میلیون دلار، «کنجاله سویا» به قیمت ۳۳۸ میلیون دلار، «دانه سویا» به قیمت ۳۲۷ میلیون دلار و «گندم» به قیمت ۲۹۱ میلیون دلار عمده محصولات وارداتی کشور در این مدت به شمار می‌روند. اما نکته قابل توجه مبادی وارداتی عمده محصولات اساسی کشور است. محصولات اساسی مذکور در حالی از هلند، سوییس، انگلستان، آلمان، ایتالیا و... وارد شده‌اند که امکان خریداری آنها از کشورهای منطقه و همسایه چون قزاقستان و روسیه با قیمت پایین‌تر به علت هزینه حمل‌ونقل کمتر وجود دارد. این مساله صریحا خلاف بند دوازدهم سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است که در آن اشاره شده است: «افزایش قدرت مقاومت و کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد کشور از طریق توسعه پیوندهای راهبردی و گسترش همکاری و مشارکت با کشورهای منطقه و جهان بویژه همسایگان». استقلال و سیاست خارجی وابسته به همین جهت است که مضرات یک سیاست خارجی غیر مستقل که به جز حراج منابع و منافع ملی، برنامه دیگری برای برقراری ارتباط با دنیا ندارد، حتی می‌تواند به علت تیز کردن دندان طمع کشورهایی که از منظر رتبه قدرت در موضع ضعیف‌تری از دولت هدف قرار دارند، از مقابله با «جنگ مستقیم» نیز خطرناک‌تر باشد، چرا که «تهدید به جنگ» ذاتا کشورهای اروپایی را به علت قرار گرفتن در موقعیت اقتصادی و سیاسی پایین‌تر و وابستگی به منابع انرژی خاورمیانه، از طمع‌ورزی منصرف می‌کند و به عبارتی دست خالی آنها را در استعمارورزی بی‌پشتوانه قدرت، به نمایش می‌گذارد اما وادادگی در عرصه سیاست خارجی «باج‌خواهی» را به «حق عمومی» همه اعضای کلوب تبدیل کرده و صف باج‌خواهان را طولانی و طولانی‌تر می‌کند! علاوه بر آن با در پیش گرفتن چنین سیاستی، رونق اقتصادی که هیچ؛ باید انتظار ادامه روند ورشکستگی تولیدکنندگان داخلی و تحلیل رفتن زیرساخت‌های پرهزینه و گران‌قیمت ایرانی را داشته باشیم که به واسطه کاهش تولید، به تدریج از دور خارج می‌شوند. جالب اینجاست که در عین حال شعار می‌دهند هدف از معامله منافع ملی در حوزه «هسته‌ای»، جذب سرمایه‌گذار خارجی و فروش بیشتر نفت و گاز است در حالی که منابع نفت و گاز را هم همچون هسته‌ای و سایر زیرساخت‌های اقتصادی پیش‌تر در زد و بند با دیپلمات‌های عالیرتبه و دلالان دون‌پایه، پیش‌فروش کرده و خرج سیاست خارجی پرهزینه و کم‌بازده غیربومی کرده‌اند. بورس و بازار بیمار با درک اصول سیاست خارجی غربگرایان ایرانی، تحلیل وضعیت اقتصادی غیرقابل دفاع کشور در شرایط به اصطلاح «پسا‌تحریم» در بورس و بازار، کار چندان مشکلی نیست. آنها نه «زبان بین‌الملل» را بهتر از قبلی‌ها می‌شناسند و نه بر خلاف قمپزهای گزاف، بهره‌هوشی ویژه‌ای در حوزه سیاست دارند! تنها مزیت نسبی سیاستمداران غربگرای ایران به دیگران، به رسمیت شناختن «حق باج‌خواهی» و «استثمار» غرب است! برد این اقلیت پر هزینه در انکار منابع و منافع قدرت ملی و تضعیف ساختارهای ابرقدرتی کشور همچون سپاه و ارتش و تولیدکنندگان داخلی و کارشکنی در برابر سیاست‌های بومی قدرت‌آفرین همچون «اقتصاد مقاومتی» است. معامله با دشمن و پرداخت «حق دلالی» به همه رابطان دون‌پایه، با هدف تثبیت قدرالسهم استثماری بیگانه در حوزه منافع ملی به منظور کسب حمایت خارجی برای تضمین «دوام سیاسی» از سیاست‌های رسمی این سیاستمداران «بی‌وطن» است. حال حساب کنید در چنین شرایطی «کلاه وطن» و «ملی‌گرایان» و حامیان استقلال کشور کجای معرکه است! درک این مار و پله خطرناک و کشف چنین پازل هولناکی بهترین مسیر برای رمزگشایی از مفاد برجام و نقش جک استراو در کنفرانس بازاریابی برای صنعت نفت و گاز ایران در لندن است! منبع مقاله/ نویسنده: مجتبی اصغری رونمایی از زوایای پروژه نفوذ اقتصادی </p> text/html 2019-03-13T15:24:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری راه های مقابله با نفوذ امریکا در ایران http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/731 <p>نفوذ آمریکا در دوران پسابرجام مقوله‌ای است که با هشدار امام خامنه‌ای به سر تیتر بولتن‌ها و میز خطابه‌ها آمد حال آنکه این نفوذ، به نوعی قبلاً تحقق یافته بود و همه می‌دانند که فتنه سال ۸۸ حاصل این نفوذ بود. حتی این نفوذ را در دوران دولت اصلاحات می‌توان بیشتر مشاهده کرد؛ آنجا که سکولارها از توهین به خدا، قرآن، اهل‌بیت، ولایت‌فقیه، شورای نگهبان، سپاه، بسیج و حجاب ابایی نداشتند و فضای دانشگاه‌ها را متشنج کردند و غائله ۷۸ را سبب شدند. در آن زمان نفوذ، آن‌قدر شدید شد که امام خامنه‌ای درباره آن‌ها فرمود: آن‌ها حتی از اربابان خارجی خودشان هم جلوتر حرکت می‌کنند. اگر اکنون بحث از نفوذ پسابرجام است به خاطر آن است که آن دوران سیاه تکرار نشود و یا در قالب بزک شده و تغییر شکل یافته‌ای، عموم جامعه را آلوده و بیمار نکند و ذائقه دینی و انقلابی تغییر نیابد زیرا در دوران اصلاحات، عموم جامعه آلوده نشد و نشانه آن، رو گرفتن مردم از شعارهای اصلاحات در انتخابات ۸۴ و ۸۸ است. از طرفی در دو مطلب تردید و اختلافی نیست: 1- نفوذ خارجی بدون وجود افراد غرب‌زده داخلی امکان‌پذیر نیست و به اصطلاح فلسفی باید مقتضی موجود باشد. 2- این افراد هم اکنون به‌صورت بقایای اصلاح‌طلبان افراطی و طرفداران فتنه ۷۸/۸۸و پشیمان شدگان از انقلاب در کشور وجود دارند هرچند بسیار قلیل و ضعیف و دچار یأس و ناامیدی و افسردگی سیاسی و خودخوری هستند. آنچه اکنون می‌خواهم به آن اشاره کنم کیفیت نفوذ کابوهای آمریکایی و کیفیت تأثیر پیاده نظام داخلی آن‌ها در جامعه نیست که آن بسیار مفصل است بلکه می‌خواهم به تفکر غرب‌زده‌های داخلی که روزنه نفوذ هستند اشاره کنم: شاید برای کسی چنین سؤالی پیش بیاید که این غرب‌زده‌ها چگونه با علم به دشمنی آمریکا، سعی در بزک کردن این شیطان دارند و مرتب بر استقلال و انقلاب و نیروهای مؤمن و سپاه می‌تازند؟ خب با چه هدفی و به چه امیدی؟ منافع آنان چیست؟ این منافع چه وقت تأمین می‌شوند؟ چه وقت به هدف و آرزوی خود می‌رسند؟ آیا اینان از نفوذ آمریکا و در پی آن فتنه و هرج‌ومرج و ناامنی و آنگاه حمله نظامی امریکا به کشور نمی‌ترسند؟ جواب بسیار ساده است در واقعه تاریخی جنگ احزاب خیانت بنی قریظه معروف است که قرآن در سوره انفال (۵۶/۵۷) به آن اشاره می‌نماید؛ همچنین قرآن در اوایل سوره شریفه بقره آیاتی بسیار دقیق دارد. از جمله: - وَإذا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ - أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکن لاَّ یشْعُرُونَ - وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـکن لاَّ یعْلَمُونَ - وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَی شَیاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ آیات قران به صراحت از مدعیان اصلاحات پرده برمی‌دارد که فاسد کننده جامعه هستند و وقتی به آن‌ها گفته می‌شود که فساد نکنید، می‌گویند ما دنبال اصلاح هستیم. آن‌ها در جمع مؤمنین خود را از آن‌ها معرفی می‌کنند اما مخفیانه و در نزد شیطان، مؤمنین را تمسخر می‌کنند و به شیطان میگویند که ما با شما هستیم؛ اینان نه تنها از حمله آمریکا به ایران هراسی ندارند بلکه خوشحال هم هستند و حتی کدهایی به آمریکا می‌فرستند که در فلان نقطه و مسئله نقطه ضعف داریم. دلیل واضح است: آن‌ها با حمله به مقدسات و انقلاب و ایجاد زمینه نفوذ و حمله، می‌خواهند در دوران پساحمله، مزد خوش‌رقصی خود را از دست شیطان بگیرند و به‌عنوان دست‌نشانده آمریکا، خود به حکومت برسند. آن‌ها در صورت حمله نه به جبهه می‌روند و نه آسیب خواهند دید لذا به چه علت باید نگران نفوذ و حمله آمریکا باشند؟ اتفاقاً آن‌ها برای حمله روزشماری می‌کنند تا از وضع فلاکت‌بار امروزشان که منفور جامعه هستند خلاص شوند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که آمریکا پس از اشغال یک کشور، نمی‌تواند خود بر آن کشور حکومت کند بلکه نیاز به یک دست‌نشانده‌ای از ملیت همان کشور اشغال‌شده دارد. آمریکا حتی در عراق نیز فقط برای مدت کوتاهی از یک حاکم محلی آمریکایی استفاده کرد. گفتار آن‌ها به آمریکا «قالوا انا معکم» است و در این راه در حال مسابقه با سلطنت‌طلبان خارج نشین هستند که مبادا اپوزیسیون خارجی از آن‌ها جلو بزند و بیش از آن‌ها، خود را در دل شیطان جای دهد؛ توصیه ما به وطن‌فروشان و غرب‌زده‌های داخلی آن است که یا از سرنوشت شمر و عمر و شبث عبرت بگیرند و احتمال بدهند حتی در صورت دامن زدن به بدترین خیانت، آمریکایی‌ها آن‌ها را جواب کنند. یا اینکه دست از نفاق بردارند و به صراحت موضع خود را شفاف کنند و اگر هم ترس از قانون دارند باید هزینه آن را بپردازند و خون بدهند یا مانند رفقایشان چادر به سر مخفیانه از مرز خارج شوند تا حداقل به آن‌ها یک اتاق ۱۰ متری برای بدگویی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جایزه بدهند. چه اینکه ما حاضریم در راه بستن راه نفوذ و حمله، خون بدهیم و جواب خون فقط خون است وگرنه خود را بیش از این خسته نکنند و به دو مقاله و تریبون و رقاص و بی حجاب دخیل نبندند که نظام اسلامی با این بادها تکان نمی‌خورد. و چه خوش گفت حافظ مرز ادب فارسی این مملکت: ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست .... عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری ناگفته پیداست که روی سخن ما با ساده اندی‌شان و سهل اندی‌شانی نیست که در هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب به آن‌ها اشاره شد زیرا سهل اندی‌شان چه بسا حقیقت دشمنی و عمق خطر نفوذ را درک نکنند و از روی غفلت و جهالت، دچار خطای محاسباتی می‌روند اینان حتی در صورت کسب قدرت کامل در کشور، حاضرند ولی‌فقیه و مراجع معظم تقلید را هرچند در حد مقام پاپ نما و تشریفاتی، بپذیرند و به مراسم مذهبی هم کمک‌هایی کنند و حجاب را در سطح یک دستمال ۱۰ سانتی بر سر زنان قبول کنند اما منافقان داخلی با اصل ولایت‌فقیه نیز مخالف‌اند و تا مرز پذیرش قانون همجنس‌بازی نیز پیش خواهند رفت. نویسنده: ناصر اکبری/مشرق چرا اصلاح‌طلبان بهترین ابزار برای نفوذ آمریکایی هستند؟ </p> text/html 2019-03-13T15:19:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری اصلاطلبان ابزار نفوذ امریکا در ایران http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/730 <p>نفوذ آمریکا در دوران پسابرجام مقوله‌ای است که با هشدار امام خامنه‌ای به سر تیتر بولتن‌ها و میز خطابه‌ها آمد حال آنکه این نفوذ، به نوعی قبلاً تحقق یافته بود و همه می‌دانند که فتنه سال ۸۸ حاصل این نفوذ بود. حتی این نفوذ را در دوران دولت اصلاحات می‌توان بیشتر مشاهده کرد؛ آنجا که سکولارها از توهین به خدا، قرآن، اهل‌بیت، ولایت‌فقیه، شورای نگهبان، سپاه، بسیج و حجاب ابایی نداشتند و فضای دانشگاه‌ها را متشنج کردند و غائله ۷۸ را سبب شدند. در آن زمان نفوذ، آن‌قدر شدید شد که امام خامنه‌ای درباره آن‌ها فرمود: آن‌ها حتی از اربابان خارجی خودشان هم جلوتر حرکت می‌کنند. اگر اکنون بحث از نفوذ پسابرجام است به خاطر آن است که آن دوران سیاه تکرار نشود و یا در قالب بزک شده و تغییر شکل یافته‌ای، عموم جامعه را آلوده و بیمار نکند و ذائقه دینی و انقلابی تغییر نیابد زیرا در دوران اصلاحات، عموم جامعه آلوده نشد و نشانه آن، رو گرفتن مردم از شعارهای اصلاحات در انتخابات ۸۴ و ۸۸ است. از طرفی در دو مطلب تردید و اختلافی نیست: 1- نفوذ خارجی بدون وجود افراد غرب‌زده داخلی امکان‌پذیر نیست و به اصطلاح فلسفی باید مقتضی موجود باشد. 2- این افراد هم اکنون به‌صورت بقایای اصلاح‌طلبان افراطی و طرفداران فتنه ۷۸/۸۸و پشیمان شدگان از انقلاب در کشور وجود دارند هرچند بسیار قلیل و ضعیف و دچار یأس و ناامیدی و افسردگی سیاسی و خودخوری هستند. آنچه اکنون می‌خواهم به آن اشاره کنم کیفیت نفوذ کابوهای آمریکایی و کیفیت تأثیر پیاده نظام داخلی آن‌ها در جامعه نیست که آن بسیار مفصل است بلکه می‌خواهم به تفکر غرب‌زده‌های داخلی که روزنه نفوذ هستند اشاره کنم: شاید برای کسی چنین سؤالی پیش بیاید که این غرب‌زده‌ها چگونه با علم به دشمنی آمریکا، سعی در بزک کردن این شیطان دارند و مرتب بر استقلال و انقلاب و نیروهای مؤمن و سپاه می‌تازند؟ خب با چه هدفی و به چه امیدی؟ منافع آنان چیست؟ این منافع چه وقت تأمین می‌شوند؟ چه وقت به هدف و آرزوی خود می‌رسند؟ آیا اینان از نفوذ آمریکا و در پی آن فتنه و هرج‌ومرج و ناامنی و آنگاه حمله نظامی امریکا به کشور نمی‌ترسند؟ جواب بسیار ساده است در واقعه تاریخی جنگ احزاب خیانت بنی قریظه معروف است که قرآن در سوره انفال (۵۶/۵۷) به آن اشاره می‌نماید؛ همچنین قرآن در اوایل سوره شریفه بقره آیاتی بسیار دقیق دارد. از جمله: - وَإذا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ - أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکن لاَّ یشْعُرُونَ - وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـکن لاَّ یعْلَمُونَ - وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَی شَیاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ آیات قران به صراحت از مدعیان اصلاحات پرده برمی‌دارد که فاسد کننده جامعه هستند و وقتی به آن‌ها گفته می‌شود که فساد نکنید، می‌گویند ما دنبال اصلاح هستیم. آن‌ها در جمع مؤمنین خود را از آن‌ها معرفی می‌کنند اما مخفیانه و در نزد شیطان، مؤمنین را تمسخر می‌کنند و به شیطان میگویند که ما با شما هستیم؛ اینان نه تنها از حمله آمریکا به ایران هراسی ندارند بلکه خوشحال هم هستند و حتی کدهایی به آمریکا می‌فرستند که در فلان نقطه و مسئله نقطه ضعف داریم. دلیل واضح است: آن‌ها با حمله به مقدسات و انقلاب و ایجاد زمینه نفوذ و حمله، می‌خواهند در دوران پساحمله، مزد خوش‌رقصی خود را از دست شیطان بگیرند و به‌عنوان دست‌نشانده آمریکا، خود به حکومت برسند. آن‌ها در صورت حمله نه به جبهه می‌روند و نه آسیب خواهند دید لذا به چه علت باید نگران نفوذ و حمله آمریکا باشند؟ اتفاقاً آن‌ها برای حمله روزشماری می‌کنند تا از وضع فلاکت‌بار امروزشان که منفور جامعه هستند خلاص شوند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که آمریکا پس از اشغال یک کشور، نمی‌تواند خود بر آن کشور حکومت کند بلکه نیاز به یک دست‌نشانده‌ای از ملیت همان کشور اشغال‌شده دارد. آمریکا حتی در عراق نیز فقط برای مدت کوتاهی از یک حاکم محلی آمریکایی استفاده کرد. گفتار آن‌ها به آمریکا «قالوا انا معکم» است و در این راه در حال مسابقه با سلطنت‌طلبان خارج نشین هستند که مبادا اپوزیسیون خارجی از آن‌ها جلو بزند و بیش از آن‌ها، خود را در دل شیطان جای دهد؛ توصیه ما به وطن‌فروشان و غرب‌زده‌های داخلی آن است که یا از سرنوشت شمر و عمر و شبث عبرت بگیرند و احتمال بدهند حتی در صورت دامن زدن به بدترین خیانت، آمریکایی‌ها آن‌ها را جواب کنند. یا اینکه دست از نفاق بردارند و به صراحت موضع خود را شفاف کنند و اگر هم ترس از قانون دارند باید هزینه آن را بپردازند و خون بدهند یا مانند رفقایشان چادر به سر مخفیانه از مرز خارج شوند تا حداقل به آن‌ها یک اتاق ۱۰ متری برای بدگویی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جایزه بدهند. چه اینکه ما حاضریم در راه بستن راه نفوذ و حمله، خون بدهیم و جواب خون فقط خون است وگرنه خود را بیش از این خسته نکنند و به دو مقاله و تریبون و رقاص و بی حجاب دخیل نبندند که نظام اسلامی با این بادها تکان نمی‌خورد. و چه خوش گفت حافظ مرز ادب فارسی این مملکت: ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست .... عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری ناگفته پیداست که روی سخن ما با ساده اندی‌شان و سهل اندی‌شانی نیست که در هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب به آن‌ها اشاره شد زیرا سهل اندی‌شان چه بسا حقیقت دشمنی و عمق خطر نفوذ را درک نکنند و از روی غفلت و جهالت، دچار خطای محاسباتی می‌روند اینان حتی در صورت کسب قدرت کامل در کشور، حاضرند ولی‌فقیه و مراجع معظم تقلید را هرچند در حد مقام پاپ نما و تشریفاتی، بپذیرند و به مراسم مذهبی هم کمک‌هایی کنند و حجاب را در سطح یک دستمال ۱۰ سانتی بر سر زنان قبول کنند اما منافقان داخلی با اصل ولایت‌فقیه نیز مخالف‌اند و تا مرز پذیرش قانون همجنس‌بازی نیز پیش خواهند رفت. نویسنده: ناصر اکبری/مشرق چرا اصلاح‌طلبان بهترین ابزار برای نفوذ آمریکایی هستند؟ </p> text/html 2019-03-13T15:19:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری هدف پشت پرده امریکا از ارتباط با ایران http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/729 <p>هیات های تجاری و اقتصادی غربی پی در پی، به ایران سفر می کنند و آمادگی خود را برای گسترش روابط اقتصادی با ایران آعلام می کنند. این وضعیت قابل تأمل و بررسی است. آنها چه اهدافی را در ایران دنبال می نمایند؟ آلوده سازی مهمتر از مهار جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتو بین‏ المللی استراتژیک لندن که در هفته نامه آمریکایی نیوزویک در فروردین ماه 1377 منتشر شده است، عمق سیاست غرب در قبال ایران را نشان می‌دهد. وی می‏گوید: " ... غرب باید به شیوه‏ای که کمونیسم را مهار و آلوده کرد با سایر دشمنان خود عمل کند .... آلوده سازی، شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن و .... از راههای اصلی آلوده‏ سازی جوامع است.... اکنون نیز باید یک استراتژی دوگانه مهار و آلوده ‏سازی در دستور کار باشد... مهار کافی نیست و آلوده ‏سازی مهمتر است. ... خوشبختانه آلوده‏ سازی شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن (در کالاهای غیر استراتژیک) و .... از جمله آنهاست ..."(1) همچنین انستیتو سیاست خاورمیانه واشنگتن، نتیجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر نمود و در آن تأکید کرد که: " ... صادرات کالاهای مصرفی به ایران باید از سر گرفته شود، این کار باعث کم شدن ارز خارجی موجود در ایران خواهد شد ..."(2) ممکن است تصور شود که سیاست‌های فوق مربوط به دشمنی غرب با ایران در نظام جمهوری اسلامی ایران است. اسناد و مدارک نشانگر آن است که غرب اصولا با ملل مسلمان خصومت داشته است و سیاست خویش علیه مسلمان را حتی در زمان رژیم‌های دست نشانده نیز دنبال می‌کرده و اصولا برای اعمال همین سیاست‌ها بوده است که با کودتا و هزار ترفند و توطئه دیگر، رژیم‌های مزدوری را بر کشورها حاکم می‌کرده است. تلاش انگلیس برای ترویج فرهنگ مصرف گرایی فرهنگ مصرف زدگی و تجمل گرایی در جامعه که بسیار گسترده است، در ادارات نیز نمود می‏ یابد. مصرف های بی‏ رویه در ادارات، تجمل گرایی‌ها و تغییر مکرر دکوراسیون‏ ها، نشأت گرفته از این فرهنگ غلط جاری است. آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلیس در رژیم شاه که پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از کشور، ایران را ترک کرد در کتاب خود تحت عنوان غرور و سقوط، متن اظهاراتش را در سال 1974 میلادی (1352 شمسی) خطاب به بازرگانان انگلیس و کسانی که دست اندر کار تجارت و معامله با ایران بودند، چنین به رشته تحریر در آورده است: ".... نخستین کاری که اینجا می‏ کنید این است که تا می ‏توانید کالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایه ‏گذاری کنید که برای فروش کالایتان چاره ‏ای جز این کار نداشته باشید. اما اگر مجبور باشید در اینجا سرمایه ‏گذاری کنید به میزان حداقل ممکن، سرمایه‏ گذاری کنید و صنایعی را انتخاب کنید که قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنایع مونتاژ که در واقع سوار کردن قطعات صادراتی انگلیسی در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نکات، من معتقدم که ایران، یکی از بهترین بازارهایی است که شما می‏توانید برای مصرف کالاهای خود در جهان سوم پیدا کنید."(3) اظهارات سفیر انگلیس که در اوج روابط حسنه انگلیس با رژیم شاه بیان شده، نشان دهنده ماهیت سیاست انگلیس نسبت به ایران و سایر ملل جهان سوم می‏باشد. مسلماً توصیه مقام‌های انگلیسی به کسانی که مسئولیت طراحی و سازماندهی امور قانون‏ گذاری، اقتصادی، گمرکات، تبلیغات و... ایران را به عهده داشته ‏اند نیز در راستای همین سیاست، برای رشد مصرف گرایی در ایران بوده است. آمریکا نیز همین سیاست را در مورد ایران داشته است. اما توطئه علیه ملت‌های مسلمان و سایر کشورهای جهان سوم، یک سیاست دیرینه است که آمریکا از سال ها قبل آنرا دنبال می کرده است و طبیعتا انگلستان نیز که در سیاست های استعماری خود، از قرنها پیش به اجرا در آورده بود. راه موفقیت از دیدگاه سازمان سیای آمریکا آمریکایی ها در تبلیغات خود، به ویژه در رادیو آزادی، متعلق به سازمان سیا، بارها خود را دلسوز ملت ایران مطرح کرده‌اند و برای آنها اشک تمساح ریخته‌اند و خواستار موفقیت ملت ایران شده‌اند. برای آشنایی با اینکه آمریکایی‌ها چه راهی را برای کسب موفقیت، به مردم جهان اسلام نشان می‌داده‌اند، نوشته‌ای از محمد حسنین هیکل، نویسنده و روزنامه‏ نگار معروف مصری ذکر می‌گردد. او در زمان جمال عبدالناصر، رهبر فقید مصر، در زمان جنگ جهانی دوم، وزیر امور تبیلغات دولت او بود. هیکل، ، در کتاب خود تحت عنوان «میان مطبوعات و سیاست» که به فارسی نیز منتشر شده است، مطلبی را به صورت پاورقی در صفحه 187 کتاب به شرح زیر نوشته است: گزارش کمیته ویژه کنگره آمریکا... در سال 1974 به ریاست سناتور چرچ تشکیل شد و وی مأمور بررسی فعالیت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بود. بخشی از آن به تأسیس مؤسسات مطبوعاتی و انتشاراتی در بسیاری از کشورهای اروپایی و جهان سوم و حتی در خود آمریکا مربوط می‏ شد. از جمله نکته ‏های قابل توجه در این گزارش این بود که مجله «ریدرز دایجست» که بعداً نیز با عنوان «المختار» به زبان عربی منتشر شد، در فهرست مجلاتی ذکر شده بود که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا به انتشار آن کمک کرد و عجب این بود که نخستین شماره عربی آن که در مصر چاپ شد به سردبیری «فواد مصروف» بود... هم او بود که وی را به سال 1944 به کرمیت روزولت (عضو سیا در سفارت آمریکا در مصر) معرفی کرد... سالی که اواخر آن مجله الخبارالیوم منتشر شد و نیز المختار بعد توسط مؤسسه اخبارالیوم منتشر شد. ارزش هایی هم که المختار ترویج می‏کرد، در دو مورد قابل توجه است: - اول موفقیت بستگی به شانس دارد و بر حسب اتفاق بدست می‏آید. - دوم عدالت اجتماعی، مرهون کرم کسانی است که حاضر به دادن اعانه و نیکوکاری باشند.(4) ابعاد آلوده سازی باید بررسی کرد که سازمان سیا چه هدفی را از ترویج اعتقاد به شانس به عنوان عامل موفقیت دنبال می‏کند و چرا نزد مردم جهان سوم به تبلیغ شانسی بودن موفقیت می ‏پردازد؟ و اینکه چرا به جای تشکیل یا حفظ حکومتی مردمی و خواستار عدالت و مبارزه با مفاسد و مفسدین، باید عدالت را مرهون کرم داراها دانست و کاری به این نداشت که این داراها، این دارایی‌ها را از کجا آورده‌اند؟! چرا آمریکا که در تبلیغات داخلی کشور خود، راه موفقیت را "کار، کار، کار" عنوان می‌نماید، اما در کشورهای اسلامی، آنرا به شانس ربط می‌دهد؟ قطعا هدف آمریکا تضعیف فرهنگ کار و ممانعت از موفقیت مسلمانان بوده است. راستی، آلوده سازی که به قول جرالد سگال، شیوه‌های گوناگونی دارد، از چه راه‌هایی قابل تحقق است. مصرف زدگی و تضعیف فرهنگ کار، فقط بخشی از این آلوده سازی است. گسترش مفاسد اجتماعی و اقتصادی نیز در حقیقت بخشی از آن است. یکی از طرقی که غرب برای ترویج مفاسد اقتصادی به کار می‌برد، پناه دادن به کسانی است که با ارتکاب دزدی و اختلاس به خارج از ایران فرار می‌کنند. احساس امنیت در صورت فرار به خارج، می‌تواند مشوق و هموار کننده گسترش مفاسد اقتصادی باشد. چرا غربی‌ها، اینقدر در مقابل جریان مبارزه با مفسدین اقتصادی برآشفته شده‌اند و در تبلیغات خود که توسط رادیوهای فارسی زبان آنها صورت می‌گیرد، در صدد خدشه وارد کردن و در حقیقت متوقف کردن مبارزه با مفسدین هستند؟ اصولا چه راه‌های دیگری برای آلوده سازی وجود دارد که به قول جرالد سگال، مهمتر از مهار است. خلاصه آنکه آنچه را آمریکا در ایران خواستار آن است، آلوده سازی است. نه فقط آنچه را ما آلودگی می‌دانیم، بلکه آنها، نیز سیاست خود را آلودگی و "آلوده سازی" می‌دانند و آن را مکمل مهار محسوب می‌کنند. غربی ها مایلند با ایران در امور غیر استراتژیک و مصرفی تجارت نمایند اما حاضر نمی شوند در امور زیر بنایی مشارکت کنند. مراقب نیت آنها باشیم. بدانیم که تجارت با ایران در کالاهای غیراستراتژیک مکمل تحریم ها و مبتنی بر دشمنی با ملت ایران است. تجارت با آنها باید در امور استراتژیک و زیر بنایی باشد وگرنه باید مراقب فریب کاری و دشمنی آنها باشیم خداوند در آیه 118 تا 120 سوره آل عمران می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان، (دوست و) همراه مگیرید. (آنان) از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی‌ورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید. دشمنی از لحن و سخنشان آشکار است؛ و آنچه را در سینه‌هاشان نهان می‌دارند، بزرگتر است. در حقیقت، ما نشانه‌های(دشمنی آنان) را برای شما بیان کردیم، اگر تعقل کنید. هان، شما کسانی هستید که آنان را دوست دارید، و (حال آنکه) آنان شما را دوست ندارند، و شما به همه کتابها(ی خدا) ایمان دارید، و چون با شما برخورد کنند، می‌گویند: "ایمان آوردیم." و چون (با هم) خلوت کنند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را می‌گزند. بگو: "به خشم خود بمیرید" که خداوند به راز درون سینه‌ها داناست. اگر به شما خوشی رسد آنان را بد حال می‌کند؛ و اگر به شما گزندی رسد بدان شاد می‌شوند؛ و اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌رساند؛ یقینا خداوند به آنچه می‌کنند احاطه دارد. پی‌نوشت‌ها: 1) جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتوى بین المللى استراتژیک لندن در هفته نامه آمریکایى نیوزویک در فروردین ماه 1377 بر مطلب مذکور تاکید کرده بود. 2) روزنامه کیهان مورخ 1380/1/18 به نقل از گزارش گروه مطالعات ریاست جمهورى انستیتو سیاست خارجى واشنگتن به نقل از اینترنت به آدرس www.Washingtonninstitute.org/pubs/psg.pdf//:P 3) پارسونز، آنتونى، غرور و سقوط، ترجمه منوچهر راستین، تهران، انتشارات هفته، چاپ اول 1363، صفحه 30. 4) میان مطبوعات و سیاست، حسنین هیکل، ترجمه محمد کاظم موسایى، انتشارات شرکت الفبا، تهران، چاپ اول، زمستان 1364، صفحه 187. منبع مقاله : خبرگزاری فارس / دکتر محمد حسن قدیری ابیانه س </p> text/html 2019-03-13T15:11:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری فریب کاری مذهبی http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/728 <p>4ـ فریب کاری های مذهبی بسیاری از کسانی که در ظاهر به پای بندی های دینی توجه نمی کنند؛ یک وابستگی درونی و عاطفی به مقدسات دارند؛ یعنی به صورت کلی از دین نبریده اند. برخی از شبکه های پر مخاطب فارسی زبان با درک این رابطه درونی، سیاستی فریب کارانه را در پیش گرفته و برنامه هایشان را با این ذائقه ها هماهنگ می کنند؛ مثلاً در هنگام نماز، اذان شیعی پخش می کنند، در مناسبت های مذهبی برنامه هایی با موضوع مذهبی روز می گذارند، در مناسبت هایی مانند شهادت اهل بیت(علیهم السلام)؛ به ویژه در محرم، تغییرات محسوسی در برنامه های خود ایجاد کرده و از پخش آهنگ های تند پرهیز می کنند. آن ها با این کار، خود را هم رنگ با مخاطبان نشان داده و اهداف خود را پشت سر این فریب کاری ها پنهان می کنند. وقتی با برخی از مردم ساده اندیش درباره اهداف شوم این شبکه ها صحبت می کنید، تعجب کرده و می گویند: «شما نسبت به همه چیز بدبین هستید. این بندگان خدا هم مثل ما هستند و در زمان اذان، اذان پخش می کنند و به هنگام عزا موسیقی محزون می گذارند»./ کتاب بشقاب های سفره پشت بام من دشمنان اسلام و ایران از آغازین روزهای پیروزی نهضت شکوهمند امام خمینی(ره) تاکنون بنا بر خوی استکبارگرایانه خویش، همواره و به انحاء مختلف، در صدد یافتن مسیرهای نفوذ به بنیان مرصوص این انقلاب الهی و استحاله گفتمان حق طلبانه آن هستند. از مفاد اسناد محرمانه به دست آمده در لانه جاسوسی آمریکا، این واقعیت ملموس چهره عیان نمود که جهان سلطه، حضور مؤثر حکومتی مردمی و مبتنی بر ارزش های دینی را در دنیای گرفتارآمده به دام لیبرالیسم و کمونیسم نمی پسندد، لذا تمام توان خود را مصروف داشتند تا اگر بتوانند جلوی خیزش ملت به رهبری مرجعیت عالیقدر را بگیرند و یا با جلب همکاری عناصر خودفروخته و لیبرال مسلک، بخشی از جریان های انقلابی را آلوده به لوث وجود آنان کنند تا در روز مبادا، منافع استراتژیک غرب در ایران محفوظ بماند و چنان چه امکان کودتا و تغییر در ارکان اصلی حاکمیت فراهم شد، این نقشه خائنانه با یاری عوامل نفوذی شان تحقق یابد. برای عملیاتی نمودن این سیاست خصمانه، مستکبران و اذناب آن ها همه ابزارهای لازم را در نظر گرفتند و آگاهی از منافذی که می تواند به کم رنگ شدن آرمان های مورد حمایت مستضعفان و در نهایت اضمحلال نظام بیانجامد را در اولویت برنامه های اجرایی مرتبط با دیپلماسی عمومی، نظامی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و... قرار دادند. رهبر معظم انقلاب اسلامی طیّ دیدار اخیر با میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل بیت «علیهم السلام» در این خصوص فرمودند: «آمریکایی ها می خواهند از توافقی که هنوز نه در ایران و نه در آمریکا تکلیفش و رد یا قبول شدنش معلوم نیست، وسیله ای برای نفوذ در ایران بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته ایم و با همه توان بالای خود، اجازه نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا حضور سیاسی در ایران را به آمریکایی ها نمی دهیم.» در این مقاله کوتاه با بررسی و آسیب شناسی حوزه سیاست، راه های نفوذ آمریکا از این طریق را به اختصار تبیین خواهیم نمود. کاخ سیاه استکبار برای پیشبرد و تسهیل نفوذ سیاسی در ایران، نقشه های متعددی ترسیم نموده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: الف) تطمیع عناصر سیاسی این راهبرد همیشگی دشمن در تطمیع و تسلط بر پندار و رفتار کارگزاران، با بهره گیری از ابزار «ضعف نفس و ایمان» برخی سیاسیون، مجرای عمل می یابد. به عنوان مثال؛ غرور و خودشیفتگی مفرط «ابوالحسن بنی صدر» باعث شد تا او به وعده های واهی، فریفته گردد و در تقابل با امام و امت، نخستین دوره ریاست جمهوری را به سرانجامی تلخ اما عبرت آموز مبدّل سازد و یا در دوره مجلس ششم، شاهد بودیم که چگونه داعیه داران یک خط سیاسی با انجام تحصن و نگارش نامه های موهن، در میدان رسانه ای جبهه معاندان انقلاب، به نقش آفرینی پرداختند. هم چنین، وقوع حوادث تأسف بار در فتنه آمریکایی 88 و عملکرد آکنده از ابهام بعضی خواص، نمادی آشکار از تحقق همین رویکرد نفوذ سیاسی ارزیابی می گردد. ب) تئوری تحریم و مذاکره جمهوری اسلامی به واسطه پای فشردن بر ارزش های مکتبی، در میادین گوناگون مورد هجمه جهانخواران بوده و هست. حربه نخ نمای تحریم، راهکاری دیرآشنا برای مهار قدرت رو به تزاید ایران می باشد و دشمنان با اتخاذ روش دوگانه «تحریم و مذاکره»، هدف واحدی را پیگیری می کنند که در رأس آن، نفوذ به ارکان اقتدار کشور و رفع خطر تعمیق روزافزون فرهنگ ظلم ستیزی و انقلابی گری است. یا نگاهی گذرا به روند مذاکرات ایران و غرب در موضوعات مختلف به ویژه پرونده هسته ای، این مطلب در اذهان شکل می گیرد که مقوله «تحریم و مذاکره» متناسب با کسب توفیقات ملت ما در داخل و خارج، به دستمایه ای جدّی برای جلوگیری از تداوم روند مثبت پیشرفت در این جامعه ایمانی، تبدیل شده است. ج) اختلاف افکنی سیاست دیرینه «تفرقه انداز و حکومت کن» اگرچه آبشخوری انگلیسی دارد ولی امروز در ردیف اصلی ترین راهبردهای سیاست خارجی آمریکا برای شکست استحکام درونی دولت های مخالف نظام سلطه به کار گرفته می شود. این که صدها رسانه سمعی و بصری فارسی زبان با هزینه های هنگفت مالی و راهبری عوامل وابسته به صهیونیسم بین الملل، کوچکترین زوایای رفتار سیاستمداران ما را مورد تأمّل قرار داده و بر آتش تنازعات داخلی و اختلافات معمول اجرایی می دمند، ریشه در این نگاه وحدت شکنانه و تفرقه افکنانه ایالات متحده دارد. هدایت مطالبات صنفی و تلاش برای دامنه دار شدن برخی از مصادیق آن ها، تأکید هدفمند بر تفاوت های فرهنگی و مذهبی با اشاعه این نظریه دروغین که جماعتی از اقلیت های ایرانی در تنگنا هستند و طرح مباحث کذبی از قبیل عدم رعایت اعلامیه حقوق بشر و...، در شمار عناوین مندرج در کارنامه شیطان بزرگ است. د) حمایت از اقدامات ساختارشکنانه مبنایی ترین سیاست آمریکایی ها در جنگ نرم با نظام دینی ما، توسعه رفتارهای ساختارشکنانه و ترویج نگرش های عداوت آمیز نسبت به اصل مترقی ولایت فقیه است. دشمنان عزت مسلمین به خوبی می دانند که پایداری این حاکمیت ولایی، به تداوم حیات فقه حکومتی در قامت رسای «ولایت فقیه» بستگی دارد و تا زمانی که دیده بان بصیر انقلاب با پشتوانه اعتقاد راسخ ملت به وعده لایتخلّف الهی در سپردن زعامت زمین و زمان به مستضعفان و تیزبینی و درایت کم نظیر معظمٌ له، توطئه های ریز و درشت سردمداران جبهه کفر را نقش بر آب می کنند، آنان نخواهند توانست افکار شوم و پلیدشان را اجرایی نمایند لذا مشاهده می کنیم که محور منازعات دولت های استکباری با ایران اسلامی، تلاش مستمر و البته بی فایده در جهت تخریب چهره ممتاز و بی بدیل رهبری امت اسلام است. پشتیبانی مداوم از نشریات زنجیره ای و تضعیف نهادهای قانونی کشور مانند: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شورای نگهبان، قوه قضائیه و... که در صیانت از اصل انقلاب و دستاوردهای آن دارای مسؤولیت خطیری هستند، جزء لاینفک برنامه بلند مدت نظام سلطه در ایران طیّ سه دهه گذشته است و اتخاذ چنین سیاستی را نمی توان از هدف گذاری غرب برای تعبیر خواب آشفته براندازی نظام جمهوری اسلامی با انجام اقدامات ساختارشکنانه، جدا دانست. ه‍) شبهه آفرینی و شایعه سازی از قدیمی ترین راهکارهای شیطانی برای ملکوک نمودن چهره نهضت های اصیل مردمی و رهبران آن ها، «شبهه افکنی و شایعه سازی» است. در تاریخ معاصر؛ منافقین کوردل با بهره مندی از این روش مذموم به ترور شخصیت بزرگان انقلاب پرداختند و سپس با ترور فیزیکی عناصر خدوم و گرانقدری همچون شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر و... بر صفحات ننگین کتاب قطور جنایات شان افزودند. با گسترش فضای مجازی و امکان دسترسی آحاد مردم به امواج مخرب بنگاه های دروغ پراکنی و شبکه های اجتماعی، تهدیدات فراوانی از ناحیه شبهه افکنان و شایعه سازان به وجود آمده که مستلزم تمهید تدابیر لازم و عاجل توسط مسؤولان امر در تنویر افکار عمومی و پاسخگویی سریع و متقن به شبهات مطروحه می باشد. به یقین، تا «مبارزه با صهیونیست ها» به عنوان اصلی لایتغیّر در نظام سیاسی ما مورد تأکید و توجه است، این عداوت و کینه توزی های استکبار جهانی، هیچگاه به پایان نخواهد رسید پس باید به تأسی از معیار قرآنی «وَ لَن یَجْعَلَ الله لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» و رهنمودهای عالمانه رهبر حکیم و فرزانه مان، همیشه به هوش باشیم و با شناخت و تبیین راه های نفوذ آمریکا، حامیان تروریسم دولتی رژیم نامشروع و کودک کش صهیونی را در رسیدن به امیالشان، ناکام بگذاریم. ان شاء الله. شرکت کنندگان در مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح روز چهار شنبه 25 شهریور ماه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا دیدار کردند و مطابق اولین خبرهای منتشرشده از این دیدار، رهبر معظم انقلاب در این دیدار بر مسائل مهم سیاسی و اهداف دشمن در برهه کنونی و وظایف مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه تاکید نمودند.برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له مورد توجه قرار می گیرد: 1. وظیفه اصلی نخبگان انقلابی کشور، مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی است. 2. خطر نفوذ دشمن: نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، خطرناک تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است. 3. به دنبال هضم ایران در مقابل اراده مستکبرین هستند. 4. بیداری مسؤولان و انقلابیون، باعث ناکامی و نا امیدی دشمن خواهد شد. در سخنرانی های اخیر رهبر معظم انقلاب به خصوص پس از جمع بندی مذاکرات هسته ای و شکل گرفتن چیزی که به نام برجام هسته ای خوانده می شود، رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها و بارها بر مساله نفوذ دشمن و شیوه ها و رفتارهای دشمن برای نفوذ، سخن به میان آورده اند. شاید کمتر موضوعی را بتوان یافت که رهبر معظم انقلاب در 6 یا 7 سخنرانی متوالی به صورت مکرر در مورد خطر آن، چنین مطالبی را گوشزد کرده باشند و با اصرار فراوان بر جلب توجه مسؤولان و دلسوزان کشور به آن تاکید داشته باشند. همان طور که رهبر معظم انقلاب چندین بار متذکر شده اند، هنوز تکلیف برجام هسته ای در ایران و در آمریکا نهایی و مشخص نشده است اما آنچه مشخص است این است که دشمن در فضای کنونی پس از برجام به دنبال نفوذ در ایران اسلامی و بسط سلطه خویش در کشور و حضور در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های کشور و از میان بردن استقلال و آزادی کشور است. این امر را از خلال تذکرات چندین و چند باره رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره خطر نفوذ دشمن و این که دشمن به بهانه برجام و با سوء استفاده از آن به دنبال چنین راهبرد خطرناکی است، می توان دریافت. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان خویش در جمع خبرگان و سخنرانی قبل و بعد از آن نیز بر این مساله تاکید کردند اما این بار در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یکی از محورهای اصلی بیانات ایشان، همین مساله نفوذ و تلاش دشمن برای نفوذ بوده است. شرکت کنندگان در مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صبح روز چهار شنبه 25 شهریور ماه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا دیدار کردند و مطابق اولین خبرهای منتشر شده از این دیدار، رهبر معظم انقلاب در این دیدار بر مسائل مهم سیاسی و اهداف دشمن در برهه کنونی و وظایف مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه تاکید نمودند. البته هنوز (ظهر روز چهارشنبه) خبر کامل و مشروح بیانات معظم له در این دیدار منتشر نشده است اما از آنجا که مخاطبان محترم این نشریه نیازمند توجه به برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له در این دیدار هستند، به اختصار هرچه تمامتر و بر اساس اخبار مختصر منتشرشده از این دیدار، برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له مورد توجه قرار می گیرد: 1. وظیفه اصلی نخبگان انقلابی کشور، مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی است یکی از محورهای اصلی بیانات معظم له خطاب به سران سپاه و همه انقلابیون و دلسوزان انقلاب اسلامی آن بوده است که وظیفه اصلی خود را مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی در کشور بدانند و خاطرنشان ساخته اند: باید پایه های انقلاب و فکر انقلابی را بسیار مستحکم کرد. این وظیفه ی اساسی نخبگان سپاه و همه ی نخبگان انقلابی کشور است. 2. خطر نفوذ دشمن: نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، خطرناک تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است بخش مهم دیگری از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در باب خطر نفوذ دشمن و برنامه آنها برای نفوذ همه جانبه در ایران بود. ایشان در این باره خاطرنشان ساختند: امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ برای این کشور است. نفوذ اقتصادی و امنیتی در مقابل نفوذ فکری، فرهنگی و سیاسی، اهمیت کمتری دارد. البته مسئولان گوناگون از جمله سپاه، جلوی نفوذ امنیتی را با کمال قدرت می گیرند. چشمان بینای مسئولان اقتصادی باید در مقابل نفوذ اقتصادی باز باشد. دشمن برای نفوذ فرهنگی سعی می کند باورهایی که جامعه را سرپا نگه داشته دگرگون، مخدوش و در آنها رخنه ایجاد کند. برای نفوذ سیاسی سعی می کنند در مراکز تصمیم گیری و اگر نشد در مراکز تصمیم سازی نفوذ کنند. وقتی یک کشور این گونه تحت نفوذ سیاسی قرار گرفت، حرکت و جهت گیری های آن کشور طبق اراده ی مستکبرین خواهد بود? . 3. به دنبال هضم ایران در مقابل اراده مستکبرین هستند ایشان با خاطر نشان ساختن تلاش دشمن برای هضم ایران اسلامی در برابر خواست و اراده مستکبران عالم، خاطر نشان کردند که امروز مخالفان و دشمنان نظام اسلامی در عین اعتراف به قدرت و نفوذ و اثر گذاری منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، به افرادی از جمهوری اسلامی صریحاً می گویند روحیه انقلابی را این قدر دنبال نکنید و جزء جامعه جهانی شوید. این یعنی کاری کنید که از قدرت بیافتید تا شما را ببلعیم و در نقشه های چند کشور مستکبر و زورگو حل شوید. مطابق این بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی، دشمنان نظام اسلامی از این طریق به دنبال آن هستند که برخی از افرادی که در نظام اسلامی قرار دارند را به مخالفت با انقلابی گری وادارند و از این طریق انقلاب و انقلابی گری در ایران را به حاشیه برانند. در چنین احوالی، وظیفه این افراد که مخاطب دشمن هستند و دشمن به مخالفت آنها با انقلابی گری امید بسته است آن است که با صراحت در انقلابی گری و بیان صریح مواضع انقلابی امام و رهبری، دشمن را از خود نا امید کنند و زمینه نفوذ دشمن و یا سست شدن اراده انقلابی در کشور را از میان ببرند. بر همین اساس رهبر معظم انقلاب در سخنرانی های قبلی خود به مسؤولان کشور متذکر شدند که باید به صراحت و با بیان انقلابی با دشمنان ملت مواجه شوید. اگر این افراد تحت تأثیر وساوس شیطانی دشمن فریب بخورند و تصور کنند که می توان انقلابی گری را افراطی گری خواند و به اسم مقابله با افراط، انقلابی گری را از کشور زدود، در واقع به خود و کشور آسیب وارد می کنند و البته جمهوری اسلامی ایران به حول و قوه الهی و با تدبیر رهبری حکیمانه ای که خدای متعال روزی این مردم کرده است، از این برهه عبور خواهد کرد. ان شاءالله. 4. بیداری مسؤولان و انقلابیون باعث ناکامی و نا امیدی دشمن خواهد شد نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که آینده از آن نظام اسلامی است. زمینه نفوذ دشمن و امکان سوء استفاده او از این زمینه به این معنی نیست که ناامید و یا نسبت به آینده بدبین باشیم، مهم آن است که مسؤولان کشور و انقلابیون و دلسوزان انقلاب، فعال و بیدار و همدل باشند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب: اگر ما بیدار باشیم، امید دشمن ناامید خواهد شد. وعده می دهند که ایرانِ چند سال دیگر، این ایران نیست. نباید گذاشت این فکر و امید شیطانی در دل دشمن پا بگیرد. منبع مقاله : تسنیم /ج بررسی راه‌های مقابله با نفوذ سیاسی آمریکا در ایران </p> text/html 2019-03-09T14:33:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری هدف شناسی امریکا http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/727 <p>هدف شناسی آمریکا در ایران وقتی مقام معظم رهبری از مقابله با نفوذ آمریکا خبر می‌دهند و آمریکا را متهم به نفوذ در ایران می‌کنند، چه حجتی دارند؟ برای پاسخ به این سؤال لازم است به خود غربی‌ها و آمریکایی‌ها مراجعه کنیم. مایک مولن، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا در فروردین امسال به نشریه پولیتیکو می‌گوید: «توافق هسته‌ای تنها راه تغییر رژیم ایران است.» ما سؤال می‌کنیم چگونه ممکن است؟ ما صرفاً یک توافق در حیطه‌ای مشخص کرده‌ایم چگونه آنان به تغییر فکر می‌کنند؟ از سوی دیگر باید به این سؤال پاسخ دهیم که بین برجام و زنده‌شدن اپوزیسیون خاک گرفته در غرب چه رابطه‌ای وجود دارد؟ چند روز پیش همایشی با عنوان «ایران دوران گذار» در لندن برگزار شد که جمعی از مدعیان حقوق بشر و کارکنان بی. بی.سی فارسی و... در آن حضور داشتند. فردی به نام ریچارد آدامز که احتمالاً از کارشناسان دستگاه جاسوسی انگلیس است، در آنجا می‌گوید: «ما در 18 ماه آینده فرمول‌های دوقطبی‌سازی در ایران را اجرا می‌کنیم؛ هم در حوزه فردی و اجتماعی و هم در حوزه کلان و از هیچ فرصتی برای قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت ایران فروگذار نمی‌کنیم.» و یکی از کارشناسان آمریکایی به نام کالین کال می‌گوید: «آمریکا سند راهبردی برای پساتوافق آماده کرده است.» که حکایت از آن دارد که آمریکا به‌دنبال ایجاد «بی‌حسی» در ملت ما و شل‌کردن عضلات مقاومتی ماست. وقتی اختلاف دو کشور در سطح ماهیتی است و منافع منطقه‌ای نیز به تعبیر مقام معظم رهبری 180 درجه با هم اختلاف دارد، آمریکا از این رابطه به دنبال چیست؟ وزیر خارجه آمریکا در شورای روابط خارجی آمریکا بخشی از این پرده را بالا می‌زند و فلسفه محدودیت‌های 15 ساله در برجام را توضیح می‌دهد: «گذشت 15 سال می‌تواند تغییرات زیادی در ایران ایجاد کند... باور من این است که در 15 سال در یک کشور اتفاقاتی می‌افتد. اگر به ایران امروز نگاه کنید می‌بینید که کشوری دارای مردمی با تحصیلات است که قبل از این با همه کشورهای منطقه از جمله اسرائیل رابطه دوستانه‌ای داشت. می‌دانید که سرزمین پارس، تاریخی طولانی دارد و واقعیت این است که جوانان آن‌ها 25 درصدشان بیکارند، آینده می‌خواهند، اگر به تهران بروید، من نبوده‌ام ولی دوستان من که رفته‌اند به من گفته‌اند که جوانان به‌دنبال گوشی هوشمند هستند و می‌خواهند بخشی از دنیا باشند. من نمی‌دانم تا 15 سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز این‌که می‌دانم اتفاقات زیادی روی می‌دهد. مسأله اینجاست که شما نمی‌توانید تغییر را خلق کنید بلکه باید احتمالات را بیازمایید... کسی هم نمی‌توانست تصور کند که وقتی نیکسون به چین رفت، در این کشور چه روی می‌دهد... آنان (مسؤولان دولتی ایران) به‌دنبال مذاکره برای مناسباتی متفاوت هستند.» آمریکایی‌ها پس از ناکامی در راهبردهایی همچون «براندازی سخت» از طریق نظامی به راهبرد «تغییر رفتار» درباره ایران رسیدند. پس از خرداد 1376 «استحاله از درون» را دنبال کردند و «براندازی نرم» را جایگزین دو راهبرد پیشین نمودند و با صراحت اعلام کردند: «ما برای براندازی انقلاب اسلامی از درون، دنبال انقلابیونی می‌گردیم که در عین ستودن امام خمینی، بشود آنان را به خدمت گرفت.» به نظر می‌رسد آمریکا به‌دلیل تحلیل توان نظامی و افت ابرقدرتی در خاورمیانه از یک‌سو و ناامیدی از جریانات برانداز داخلی از سوی دیگر، راهبرد خود را پلکانی نموده است. قبلاً به‌دنبال براندازی و براندازان بود اکنون به‌دنبال جریانی است که اهداف انقلاب اسلامی را در حد شکم تقلیل داده باشد و ملت انقلابی و مقاوم ایران را به‌سان ملتی گرسنه که دهانش را به‌سوی غرب باز کرده، معرفی کند. بنابراین آمریکایی‌ها این‌بار به‌دنبال براندازی سریع نیستند بلکه به‌دنبال جریان کردن «رابطه خواهی» هستند و در این‌راه برای گرفتن قدرت دفاع از نیروهای انقلاب، ناکامی‌های احتمالی را از زبان کسانی‌که «در عین ستودن خمینی می‌شود به خدمت گرفت» به داخل نظام ارجاع می‌دهند تا تنها گزینه حل مسائل کشور ورود آمریکا باشد. اولویت امروز آمریکا انتخاب بین بد و بدتر در داخل کشور است و بر این باور است که در قطب‌بندی‌های موجود (که در بالا بدان اشاره شد) می‌توان بازی نمود و یک قطب را در قدرت استمرار داد تا 10 یا 15 سال فرا رسد و میعادشان برای برگرداندن خواب راحت به صهیونیست‌ها مهیا گردد. بنابراین آمریکا در گام اول به‌دنبال «ترک برداشتن مبارزه با آمریکا» در داخل کشور و ایجاد تردید نسبت به دشمنی دشمنان است. راه چاره در حال حاضر این است که مراقب باشیم تا در قبال باز کردن یک دروازه، دروازه‌های دیگر محکم کنترل شود و پیوست اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برجام در مواجهه با برنامه‌ریزی‌های چند لایه آمریکا مهیا شود. تا ما صهیونیست‌ها را به رسمیت نشناسیم و بر گسترش اسلام تأکید کنیم، از انگیزه دشمنی آنان چیزی کم نخواهد شد. منبع مقاله: تسنیم هدف شناسی آمریکا در ایران وقتی مقام معظم رهبری از مقابله با نفوذ آمریکا خبر می‌دهند و آمریکا را متهم به نفوذ در ایران می‌کنند، چه حجتی دارند؟ برای پاسخ به این سؤال لازم است به خود غربی‌ها و آمریکایی‌ها مراجعه کنیم. مایک مولن، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا در فروردین امسال به نشریه پولیتیکو می‌گوید: «توافق هسته‌ای تنها راه تغییر رژیم ایران است.» ما سؤال می‌کنیم چگونه ممکن است؟ ما صرفاً یک توافق در حیطه‌ای مشخص کرده‌ایم چگونه آنان به تغییر فکر می‌کنند؟ از سوی دیگر باید به این سؤال پاسخ دهیم که بین برجام و زنده‌شدن اپوزیسیون خاک گرفته در غرب چه رابطه‌ای وجود دارد؟ چند روز پیش همایشی با عنوان «ایران دوران گذار» در لندن برگزار شد که جمعی از مدعیان حقوق بشر و کارکنان بی. بی.سی فارسی و... در آن حضور داشتند. فردی به نام ریچارد آدامز که احتمالاً از کارشناسان دستگاه جاسوسی انگلیس است، در آنجا می‌گوید: «ما در 18 ماه آینده فرمول‌های دوقطبی‌سازی در ایران را اجرا می‌کنیم؛ هم در حوزه فردی و اجتماعی و هم در حوزه کلان و از هیچ فرصتی برای قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت ایران فروگذار نمی‌کنیم.» و یکی از کارشناسان آمریکایی به نام کالین کال می‌گوید: «آمریکا سند راهبردی برای پساتوافق آماده کرده است.» که حکایت از آن دارد که آمریکا به‌دنبال ایجاد «بی‌حسی» در ملت ما و شل‌کردن عضلات مقاومتی ماست. وقتی اختلاف دو کشور در سطح ماهیتی است و منافع منطقه‌ای نیز به تعبیر مقام معظم رهبری 180 درجه با هم اختلاف دارد، آمریکا از این رابطه به دنبال چیست؟ وزیر خارجه آمریکا در شورای روابط خارجی آمریکا بخشی از این پرده را بالا می‌زند و فلسفه محدودیت‌های 15 ساله در برجام را توضیح می‌دهد: «گذشت 15 سال می‌تواند تغییرات زیادی در ایران ایجاد کند... باور من این است که در 15 سال در یک کشور اتفاقاتی می‌افتد. اگر به ایران امروز نگاه کنید می‌بینید که کشوری دارای مردمی با تحصیلات است که قبل از این با همه کشورهای منطقه از جمله اسرائیل رابطه دوستانه‌ای داشت. می‌دانید که سرزمین پارس، تاریخی طولانی دارد و واقعیت این است که جوانان آن‌ها 25 درصدشان بیکارند، آینده می‌خواهند، اگر به تهران بروید، من نبوده‌ام ولی دوستان من که رفته‌اند به من گفته‌اند که جوانان به‌دنبال گوشی هوشمند هستند و می‌خواهند بخشی از دنیا باشند. من نمی‌دانم تا 15 سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز این‌که می‌دانم اتفاقات زیادی روی می‌دهد. مسأله اینجاست که شما نمی‌توانید تغییر را خلق کنید بلکه باید احتمالات را بیازمایید... کسی هم نمی‌توانست تصور کند که وقتی نیکسون به چین رفت، در این کشور چه روی می‌دهد... آنان (مسؤولان دولتی ایران) به‌دنبال مذاکره برای مناسباتی متفاوت هستند.» آمریکایی‌ها پس از ناکامی در راهبردهایی همچون «براندازی سخت» از طریق نظامی به راهبرد «تغییر رفتار» درباره ایران رسیدند. پس از خرداد 1376 «استحاله از درون» را دنبال کردند و «براندازی نرم» را جایگزین دو راهبرد پیشین نمودند و با صراحت اعلام کردند: «ما برای براندازی انقلاب اسلامی از درون، دنبال انقلابیونی می‌گردیم که در عین ستودن امام خمینی، بشود آنان را به خدمت گرفت.» به نظر می‌رسد آمریکا به‌دلیل تحلیل توان نظامی و افت ابرقدرتی در خاورمیانه از یک‌سو و ناامیدی از جریانات برانداز داخلی از سوی دیگر، راهبرد خود را پلکانی نموده است. قبلاً به‌دنبال براندازی و براندازان بود اکنون به‌دنبال جریانی است که اهداف انقلاب اسلامی را در حد شکم تقلیل داده باشد و ملت انقلابی و مقاوم ایران را به‌سان ملتی گرسنه که دهانش را به‌سوی غرب باز کرده، معرفی کند. بنابراین آمریکایی‌ها این‌بار به‌دنبال براندازی سریع نیستند بلکه به‌دنبال جریان کردن «رابطه خواهی» هستند و در این‌راه برای گرفتن قدرت دفاع از نیروهای انقلاب، ناکامی‌های احتمالی را از زبان کسانی‌که «در عین ستودن خمینی می‌شود به خدمت گرفت» به داخل نظام ارجاع می‌دهند تا تنها گزینه حل مسائل کشور ورود آمریکا باشد. اولویت امروز آمریکا انتخاب بین بد و بدتر در داخل کشور است و بر این باور است که در قطب‌بندی‌های موجود (که در بالا بدان اشاره شد) می‌توان بازی نمود و یک قطب را در قدرت استمرار داد تا 10 یا 15 سال فرا رسد و میعادشان برای برگرداندن خواب راحت به صهیونیست‌ها مهیا گردد. بنابراین آمریکا در گام اول به‌دنبال «ترک برداشتن مبارزه با آمریکا» در داخل کشور و ایجاد تردید نسبت به دشمنی دشمنان است. راه چاره در حال حاضر این است که مراقب باشیم تا در قبال باز کردن یک دروازه، دروازه‌های دیگر محکم کنترل شود و پیوست اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برجام در مواجهه با برنامه‌ریزی‌های چند لایه آمریکا مهیا شود. تا ما صهیونیست‌ها را به رسمیت نشناسیم و بر گسترش اسلام تأکید کنیم، از انگیزه دشمنی آنان چیزی کم نخواهد شد. منبع مقاله: تسنیم </p> text/html 2019-03-09T14:30:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری اولین نفوذ پس از انقلاب اسلامی، http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/726 یکی از اولین مصداق‌هایی که از نفوذ در هر کشوری به ذهن متبادر می‌شود، بحث نفوذ از طریق جاسوسان است. قدمت جاسوسی از یک دولت شاید به قدمت وجود خود دولت برمی‌گردد و از هزاران سال قبل جاسوس و جاسوسی در بین کشورها وجود داشته است. پس از انقلاب اسلامی نیز دشمنان نظام اسلامی به دنبال جاسوسی از سازمان‌ها و مردم بودند و یکی از اولین جاسوس‌هایی که در کشور دستگیر شد، محمدرضا سعادتی ، از اعضای بلندپایه سازمان مجاهدین خلق(منافقین)، بود. وی در آن زمان متهم به جاسوسی برای شوروی شد و برای این اتهام خود به زندان افتاد. ادامه این ماجرای جالب را با هم مرور می‌کنیم. محمدرضا سعادتی *سعادتی که بود؟ محمدرضا سعادتی فرزند سید علی به سال ۱۳۲۳ در شیراز و در خانواده‌ای روحانی و کم‌بضاعت به دنیا آمد. پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه در سال ۱۳۴۱با رتبه دوم و بورسیه دولتی در دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۴۵ در رشته مهندسی برق فارغ التحصیل شد و به سربازی رفت و به عنوان سپاه ترویج آبادانی و مسکن در ایلام مشغول کار گردید. پس از پایان خدمت وظیفه در سال ۱۳۴۷ وارد کارخانه ذوب آهن اصفهان شد و سال بعد به دایره مهندسی ستاد نیروی هوایی منتقل شد و دو سال و نیم در آن مرکز به کار پرداخت. همزمان با کمک برادران جلال زاده، شرکتی تحت عنوان نولکو را به ثبت رساندند و از طریق جلال‌زاده با مهدی رضایی آشنا شد و به عنوان سمپات به همکاری با سازمان مجاهدین خلق پرداخت. هر چند که پیش از آن در دوره دانشجویی با ناصر صادق آشنا شد و مدتی هم در برق منطقه‌ای شیراز همکارش بود، اما سعادتی در بازجویی عضویت خود را در تشکیلات مجاهدین مرتبط به مهدی رضایی (با نام مستعار بهروز همایونفر) می‌داند. سعادتی همچنین در بازجویی علت گرایش خود به مبارزه علیه رژیم پهلوی را، اعدام ۲ تن از دوستان مارکسیستش به نام‌های اسماعیل معین عراقی و محمد هادی فاضلی می‌داند که در گروه سیاهکل فعالیت داشته‌اند. بر اساس نظریه موجود در پرونده سعادتی، حضور وی در ذوب آهن اصفهان زمینه‌ای برای ارتباط وی با کارشناسان شوروی گردیده بود و از آن تاریخ توسط سرویس اطلاعاتی نشان شده بود. سعادتی از جمله کسانی است که از ضربه شهریور ۱۳۵۰ ساواک به سازمان مجاهدین در امان ماند، اما در اردیبهشت ۱۳۵۱ در پی دستگیری مهدی رضایی ، سعادتی به همراه همسرش ناهید جلال‌زاده دستگیر شدند. سعادتی به حبس ابد محکوم شد و در زندان به کمون مسعود رجوی پیوست و به سید سیکو مشهور شد. سعادتی در زندان، تاریخ معاصر تدریس می‌نمود که از جمله شاگردان او می‌توان به بهزاد نبوی اشاره كرد. هر چند بهزاد نبوی بیشتر شاگردی شعاعیان دیگر چهره مشهور به روس گرایی را نموده است. بهزاد نبوی سعادتی در ۲۲ آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد و ۲۳ بهمن، زمانی که سازمان طی اطلاعیه ای علنی اعلام وجود كرد، در جمع کادر مرکزی ۱۵ نفره آن قرار گرفت. همچنین به عضویت هیئت مدیره شرکت نولکو بازگشت که شرکتی برای پوشش فعالیت‌های سازمان بود. وی در کنار این امور، طبق اقدامی برنامه‌ریزی شده به فعالیت در دادستانی انقلاب تهران نیز پرداخت. (1) مسعود حقگو از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین در گفت‌وگویی با خسرو تهرانی اظهار داشته است: سعادتی نزدیک‌ترین شخص به مسعود رجوی بوده است. وقتی تهرانی تأکـید کـرد کـه او شـاید از مـوسی خیابانی هم به رجوی نزدیک‌تر بوده باشد، حقگو ضمن تأیید این مطلب، گفت: من احتمال قریب به یقین می‌دانم که در زندان از اواخر سال 54 به بعد، سعادتی نفر دوم سازمان محسوب می‌شد. (2) *کشف ارتباط سیکو و فیسینکو در این دوره بود که با مأموران شوروی ارتباط گرفت اما خیلی زود لو رفت و هنگام در اختیار گذاشتن پرونده سر لشکر مقربی به ولادیمیر فنسینکو (دبیر اول سفارت شوروی) در شرکت نولکو در ۶/۲/۱۳۵۸ دستگیر شد. مقربی یکی از نظامیان عالی رتبه ارتش شاهنشاهی بود که مدت ۲۵ سال برای شوروی‌ها جاسوسی می‌کرد و در پاییز سال ۱۳۵۵ توسط اداره کل ضد جاسوسی (اداره کل هشتم) ساواک دستگیر شد و به سرعت محاکمه و اعدام گردید. دستگیری و اعدام سریع او در طی این سال‌ها برای مأمورین شوروی سؤال برانگیز بود که چطور مقربی لو رفت و چه اطلاعاتی در اختیار اداره کل ضد جاسوسی قرار داد. عباس امیر انتظام در خاطرات خود گفته است: «... در یکی از روزهای اسفند ۱۳۵۷ منشی من اطلاع داد که شخصی می‌خواهد به ملاقات من بیاید و یک مسئله امنیتی را درمیان بگذارد. پس از توافق من مردی درحدود ۵۰ سال با قدی متوسط با لباس رسمی و کراوات به اطاقم آمد. من صندلی طرف راست خودم را به او تعارف کردم. پس از نشستن به من گفت که کارمند و عضو اداره ضدجاسوسی ساواک است. طبق خبر او قرار است در ساعت ۵ بعد از ظهر امروز یکی از دیپلمات‌های سفارت شوروی به دیدن یک ایرانی در ساختمانی در میدان ۲۵ شهریور [7 تیر فعلی] برود و چیزهایی را دراختیار فرد ایرانی قرار دهد؛ ضمناً گفت که طرف ایرانی عبدالعلی نامیده می‌شود. این فردآمده بود تا کسب تکلیف کند. مطالب را بلافاصله به اطلاع نخست وزیر رساندم. ایشان دستور داد که آن شـخص مسـئله را تعقیب کند، ولی آقای بازرگان از شنیدن نام عبدالعلی که نام یکی از فرزندانش بود، ناراحت شده بود. کارمند اداره ضدجاسوسی ساواک به کارش ادامه داد و روز بعد گزارش کارش را به من داد که به اطلاع نخست وزیررساندم … بعدها وی گفت که عبدالعـلی را دسـتگیر کرده‌اند و نام واقعی این فرد محمدرضا سعادتی است که با دستگاه‌های عکاسی مخصوص جاسوسی که از دیپلمات روسی دریافت کرده، دستگیر شـده است. ( نکته جالب درباره امیرانتظام این است که خود وی بعدها به جرم جاسوسی برای آمریکا محاکمه و به زندان محکوم شد ) عباس امیرانتظام البته ابراهیم یزدی عامل گزارش اولیه را دکتر چمران معرفی نموده است اما آنچه مسلم است شناسایی اولیه وی توسط دولت موقت انجام گرفته است. چگونگی دستگیری این جاسوس بلندپایه، همچون مقربی همچنان برای شوروی به صورت یک معما باقی مانده بود تا به جای حل معمای قبلی معمای دیگری نیز بر آن افزوده شود. این خلأ اطلاعاتی باقی بود تا آنکه سازمان مجاهدین انقلاب در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۵۸ برخی اسناد و خلاصه گزارش مأموریت سعادتی و بخشی از اظهارات وی در بازجویی را منتشر کرد. در اسنادی که انتشار یافت نوع ارتباطات سعادتی با واسطه اطلاعاتی سازمان جاسوسی شوروی و اسناد تحویل شده و درخواست‌های سعادتی از وی فاش گردید. (3) *فیسینکو کیست؟ پس از پیروزی انقلاب، به دستور مستقیم كمیته مركزی حزب كمونیست اتحاد جماهیر شوروی، ایستگاه K.G.B در تهران موفق شد در روز ۱۴ فوریه ۱۹۷۹ مطابق با ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ مستقیماً با مرکز رهبری دو سازمان مجاهدین خلق و فداییان خلق تماس بگیرد. مسئولیت این ارتباط به عهده ولادیمیر فیسنكو افسر شاخه اطلاعات سیاسی ایستگاه (مستقر در سفارت شوروی در تهران)، گذارده شد. وی به زبان فارسی، تسلط كامل داشت و با موهای مشکی و چشمان قهوه‏ای، شباهت فراوانی به ایرانی‌ها داشت. ولادیمیر کیتوویچ فیسینکو دبیر اول سفارت شوروی و عضو K.G.B در رستف روسیه به دنیا آمد. او دانشجوی انستیتوی زبان‌های شرقی یک دانشگاه ایالتی مسکو بود که به فراگیری زبان فارسی و انگلیسی پرداخت. سـپس بورسیه دانشگاه تهران را دریافت کرد. فیسینکو به تاریخ نیز علاقه مند بود و یک مقاله در مورد نفت ایران نوشت. در سال ۱۹۶۴ با نینا نیکولا پونا پکلانیک که دانشجوی گروه عربی در همان انستیتو بود، ازدواج کرد. همسرش که دختر یک مقام نظامی عضو هیئت مدیره K.G.B بـود بـه هـمراه فـیسینکو بـه ایـران آمـد و مـنشی سفارت شوروی در تهران شد. (4) *گزارش دستگیری سعادتی قسمت‌هایی از گزارش چگونگی دستگیری و بازپرسی انقلاب اسلامی و دادستانی انقلاب به شرح ذیل است: ضمن مراقبت از اتومبیل سیاسی شوروی در مورخه ۵/۲/۵۸ مشاهده گردید که یک نفر مرد روسی از اتومبیل پیاده [شد] و درخیابان دیبا منشعب ازخیابان روزولت وارد شرکت نولکو -که یک مؤسسه صنعتی است- گردید. در بررسی بعدی مشخص شد که مرد روسـی بـه نـام ولادیمیر فیسنکو؛ دبیراول سفارت شوروی می‌باشد و مرد تماس‌گیرنده یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق است ... چون معلوم بود که رهبر مجاهدین در ساعت ۰۰/۱۷ مورخه ۶/۲/۵۸ و یا ۷/۲/۵۸(در قـرار ملاقات یدکی) با افسر اطلاعاتی شوروی -جهت مبادله اسناد و مدارک- ملاقات می‌نماید، لذا بررسی‌های لازم به عمل آمد و طی طرحی مأمورین سپاه پاسداران انقلاب هدایت شدند که ۵ دقیقه قبل از شروع ملاقات مأمورین به شرکت وارد [شوند] و مرد تماس‌گیرنده و مدارک را ضبط نمایند. ... پس ازدستگیری مرد تماس گیرنده فیسنکو جهت ورود به شرکت نولکو مراجعه نمود ولی توسط مأمورین به او تکلیف شد که از شرکت خارج شود و فیسنکو بعد از خروج از شرکت، سوار اتومبیلی که توسط سه نفر مأمور شوروی هدایت می‌شد گردید و منطقه را ترک نمود. در بازرسی بدنی از مردتماس گیرنده مشخّص شد که مسلح به اسلحه کمری می‌باشد و نیز در جستجوی مقدماتی از وسایل شرکت یادداشتی که حاکی از همکاری ایـن شـخص بـا سرویس اطلاعات شوروی می‌باشد، به دست آمد. در گزارش‌های منتشره از بازجویی‌ها آمده است که وی ضمن اعتراف به همکاری با سازمان جاسوسی شوروی در ایران و تحویل اسناد محرمانه، به اخـذ وسـایل وامکـانات فـنّی آموزشی و الکترونیک و عملیاتی ازسازمان جاسوسی شوروی اذعان نموده بود. او در آخرین ملاقات نیز فهرستی از ما یحتاج سازمان را تهیه نموده بود که در زمان دستگیری به دست ماموران افتاد. (5) *واکنش‌ها به دستگیری سعادتی با افشای دستگیری سعادتی توسط سازمان مجاهدین انقلاب و به نتیجه نرسیدن لابی‌های محرمانه، سازمان مجاهدین خلق از ۲۵ خرداد ۵۸ تا ۹ تیرماه آن سال بیش از ۷ اطلاعیه در حمایت از وی صادر نمود. در ادامه جوسازی‌ها در مسیر رسیدگی به این پرونده، در تیرماه ۵۸ اطلاعیه ای با امضای ۴۲ تن از شاعران و نویسندگان چپگرا از جمله احمد شاملو، سیمین بهبهانی، گلی ترقی و… منتشر شد و در حالی که خود سعادتی و سازمان ارتباط با شوروی را پذیرفته بودند، او را «گروگان آزادی در چنبر تهمت‌ها و افتراهای مرموز» خواندند و از این «عضو سازمان مترقی! مجاهدین خلق» به سالک طریق عشق یاد كرده و خواهان آزادی او شدند. همزمان جمعیت حقوقدانان نیز که در کنترل نیروهای مارکسیست مشرب بود، با ارسال نامه ای به وزیر دادگستری نسبت به شکنجه سعادتی گلایه کرده و در سناریوی جدیدی او را نه خائن بلکه نگهدارنده اسرار و اسنادی از روابط پشت پرده سازمان‌های جاسوسی غرب برای سازمان معرفی نمودند. سعادتی خود نیز در نامه ای به دادستان کل، خواستار حضور نماینده‌ای از سازمانش شد اما به رغم اشتراک این پیشنهاد از سوی گروه‌های مختلف، سازمان نماینده خود را به دادگاه وی نفرستاد تا از پیگیری قضایی و بررسی ماهوی موضوع امتناع نماید. در پی اعتراض مردم به مواضع سازمان در ۱۷ تیرماه در مشهد، اولین تیراندازی اعضاء سازمان به سوی مردم انجام شد که اگرچه تلفاتی نداشت اما نشان از آغاز رو در رو قرار گرفتن سازمان با نظام و ملت داشت؛ امری که در ۳۰خرداد ۶۰ به اوج خود رسید. (6) *سرانجام سعادتی چه شد؟ پس از بازجویی‌های متعدد روابط عمومی دادسرای انقلاب اسلامی مرکز روز ۲۴ آبان ۵۹ اعلام کرد: « بدین وسیله به اطلاع مردم مسلمان و مبارز می‌رساند پرونده اتهامی آقای سیدمحمدرضا سعادتی عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران به اتهام داشتن رابطه با جاسوس شوروی در دادگاه ویژه انقلاب اسلامی مرکز تحت رسیدگی قرار گرفت و متهم به ۱۰ سال زندان محکوم شد. » (7) برنامه‌ریزی سازمان با انفجار 7 تیر تکمیل شد که در آن، آیت الله دکتر بهشتی و 72 تن از یاران نظام و انقلاب به خاک و خون کشیده شدند. همزمان با این اقدام که توسط رابطین سازمان پیشتر به اطلاع اعضای زندانی آن رسیده بود، برنامه‌ریزی شورش در داخل زندان توسط سعادتی صورت گرفت و پس اعلام خبر انفجار حزب جمهوری اسلامی، تعدادی از هواداران و اعضاء مجاهدین در زندان با شنیدن این خبر شروع به خواندن سرود و پایکوبی کردند و جو زندان را ملتهب کرده و به هم ریختند. آیت الله گیلانی و شهید لاجوردی آنها را به محوطه زندان اوین آوردند و به صحبت و نصیحت آنها پرداختند که در این مرحله افجه‌ای طبق برنامه‌ریزی قبلی و با هدایت سعادتی از موقعیت خود در میان نگهبانان زندان سوء استفاده کرده و اسلحه‌ای را از نگهبانی گرفته و به سوی محوطه خیز برمی‌دارد تا آقایان گیلانی و لاجوردی را ترور کند. کاظم افجه‌ای به دلیل فعالیت در سازمان مجاهدین خلق و ضدیت با جمهوری اسلامی دستگیر و در زندان به سر می‌برد که شهید کچویی با او به بحث نشسته بود و او نیز وانمود می‌کرد که معقول شده است و توانسته بود تا حدی اعتماد مسئولین و نگهبانان زندان را جلب نماید. به دنبال خیز افجه‌ای برای ترور، شهید کچویی متوجه رفتار وی می‌گردد و به سوی او می‌رود که با شلیک افجه‌ای به شهادت می‌رسد و او فرار کرده و از آنجا که به ورودی‌ها و خروجی‌های زندان آشنا بوده است، خود را به پشت بام ساختمان اداره زندان‌ها (دادستانی) رسانده و از آنجا خودش را پرتاب می‌کند که در اثر سقوط کشته می‌شود. افجه‌ای در کنار مسعود رجوی همزمان با ترور شهید کچویی در هشتم تیرماه، بر خلاف تحلیل سازمان که گمان می‌کردند با انفجار حزب جمهوری اسلامی، نیروهای حزب‌اللهی مرعوب می‌شوند و عناصر آنها فرصت کودتا می‌یابند و عناصر زندانی نیز با این شورش آزاد می‌گردند، فضا علیه منافقین تشدید شد و مردم در خیابانها به راهپیمایی و عزاداری پرداختند. در همین روز بود که همزمان با شورش سعادتی از داخل زندان چندین ماشین اسلحه غیر مجاز که توسط اعضای سازمان در خیابانهای تهران تردد می نمودند، شناسایی شد. شهید محمد کچویی با شکست این طرح و کشته شدن کاظم افجه‌ای، مهدی آسمان‌تاب به برنامه‌ریزی قبلی برای ترور مسئولین دادستانی و طرح آشوب در زندان اقرار می‌کند و با توجه به اقاریر سعادتی و دیگر اسناد بدست آمده، نقش سعادتی در این ترور از سوی دادگاه قطعیت می‌یابد و در مردادماه 60 به اعدام محکوم می‌شود. (8) پی‌نوشت‌ها: 1- http://www.rouzshomar.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B3%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%AF/ 2- سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ج 2، ص423 3- http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail/441/ 4- سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ج 2، ص420. 5- همان، ص 425. 6- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940511000211 7- http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail/441/ 8- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940511000211 منبع مقاله : مشرق نیوز اولین نفوذی پس از پیروزی انقلاب اسلامی text/html 2019-03-09T14:29:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری از طرخ خاورمیانه بزرگ تا پروژه نفوذ http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/725 <p>گفتمان جمهوری اسلامی به‌عنوان یک الگوی هویتی و ارزشی متفاوت، همواره در مقابل گفتمان نظام سلطه قرار داشته است. پس سیاست مهار و مدیریت ایران با چشم‌انداز حداکثری تغییر نظام همواره در دستور کار آمریکا قرار داشته است. این موضوع البته در مقاطعی با رویکرد سخت نظامی و در مقاطعی مانند فتنه‌ی ۸۸با استفاده از الگوی براندازی نرم، پیگیری شده است. بر همین اساس، نباید انتظار داشت که حتی پس از توافق هسته‌ای نیز ایالات‌متحده به روند دشمنی و سیاست‌های مبتنی بر مهار، نفوذ، تغییر رفتار و براندازی نظام جمهوری اسلامی خاتمه دهد، بلکه به‌عکس، شواهد نشان می‌دهد که نظام سلطه مترصد فرصتی است تا از فضای سیاسی و اقتصادی ناشی از برجام حداکثر استفاده را ببرد و طراحی‌های خود را علیه جمهوری اسلامی ایران تعمیق بخشد. درست به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار امروز خود با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۲۵ شهریور) با اشاره به نیت شوم دشمنان سلطه‌گر برای بازگشت و نفوذ در ایران اسلامی فرمودند: «در زمینه‌ی سیاسی نیز بیگانگان به‌دنبال نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد، نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی هستند که در صورت تحقق این توطئه، جهت‌گیری‌ها، تصمیمات و حرکت عمومی کشور، بر اساس خواست و اراده‌ی بیگانگان، تنظیم و اجرایی خواهد شد.» همه‌ی گام‌های این مبارزه‌ی راهبردی نفوذ برای این صورت می‌گیرد که آمریکا بتواند از فضای به‌وجودآمده، به تغییر در معادله‌ی قدرت و سیاست داخلی ایران برسد؛ امری که هرچند در اظهارات علنی مقامات آمریکایی به آن اشارتی می‌شود، اما در واقع بیش از هر چیزی بر آن حساب و تمرکز کرده‌اند که این فضا، مقدمه‌ی نفوذ و سپس براندازی جمهوری اسلامی باشد، نه مقدمه‌ی پذیرش این کشور به‌مثابه‌ی یک قدرت هسته‌ای. پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ی مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران، که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»۱ در واقع برجام و افزایش تعامل با ایران از دید آن‌ها بیش از آنکه به‌معنای راه یافتن ایران به جامعه بین‌المللی باشد، به‌معنای راه یافتن آمریکا به درون ایران است.۲ با توجه به این توضیحات می‌توان فرایند و هدف‌گذاری این نفوذ را در این موارد تشریح نمود: 1. تغییر در دستگاه محاسباتی نظام تلاش برای تغییر ادراک و اخلال در دستگاه محاسباتی تصمیم‌گیری و یا تصمیم‌سازی نظام جمهوری اسلامی از جمله رویکردهایی بوده است که همواره در کوران حوادث سیاسی، توسط نظام سلطه علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این رویکرد در نگرش راهبردی نظام سلطه به‌ویژه معطوف به مقاطعی است که آن‌ها احساس می‌کنند در برخی از قسمت‌های ساختار سیاسی کشور اشتیاقی جهت تعامل با غرب وجود دارد. لذا عمده‌ی تمرکز این رویکرد بر دولتمردان سیاسی است و اساساً با استفاده از مجموعه‌ای از رویکردهای سخت و نرم، تلاش می‌کند نخبگان سیاسی کشور را در مسیر اهداف غرب هدایت کند و استحاله‌ی نظام را رقم بزند. نظام سلطه برای پیشبرد این روند، از طرح فروپاشی شوروی برای جمهوری اسلامی ایران بهره می‌گیرد که سابقه‌ی به‌کارگیری آن را می‌توان در اواسط دهه‌ی هفتاد شمسی نیز ملاحظه کرد. بر این مبنا، تلاش کرده‌اند رویکرد نخبگان سیاسی کشور را با اعمال فشارها و تهدیدات فزاینده به‌سویی تغییر دهند که آنان احساس کنند «هزینه‌ی» تقابل با غرب و ایستادگی بر آرمان‌های انقلاب اسلامی، بسیار بیشتر از «فایده‌های» آن است. همین ایده و وجود گروه‌های سیاسی برانداز داخلی با سابقه‌ی انقلابی، زیربنای پروژه‌ی انقلاب رنگی نیز به‌شمار می‌آید؛ امری که مقام معظم رهبری با شناخت روند برنامه‌ریزی‌های نظام سلطه، بیان داشتند: «تنها امید دشمنان این است که انقلاب به دست کسانی به شکست برسد که خود در انقلاب نقش داشتند.»۳ بنابراین همان‌طور که در دوران مقاومت برای افزایش دارایی‌های چانه‌زنی در پرونده‌ی هسته‌ای، تحریم‌های اقتصادی و فتنه‌های داخلی سیاسی برای تغییر ادراک سیاسی و سرگشتگی ساختار تصمیم‌گیری کشور طراحی شد، در دوران پس از برجام (در صورت تصویب) نیز گزینه‌های افزایش فشارهای منطقه‌ای، تغییر ذائقه‌ی فرهنگی و چماق تحریم‌ها، همان کارکرد تغییر ادراک را پیگیری می‌کند. هدف آن است که جمع‌بندی مسئولان جمهوری اسلامی به این‌سو معطوف گردد که در صورت ارزش‌مداری در سیاست داخلی و خارجی، با فشارهای خارجی زیاد و احتمال گسترش اعتراضات داخلی مواجه خواهند شد. 2. تقویت شبکه‌ی حامیان غرب در داخل این مشروط‌سازی و محدودسازی سیاست داخلی کشور، به‌طور مستقیم منجر به تقویت جناح‌های سیاسی غرب‌گرا خواهد شد و گام بعدی طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی در ایران است. در واقع همه‌ی این اقدامات با هدف تهی کردن ساختار نظام از محتوای ارزشی آن صورت می‌گیرد. همان‌گونه که این تصور باطل در دوران اصلاحات نیز به وجود آمد و در همان زمان نیز رهبر معظم انقلاب با اشاره به وجود یک طرح همه‌جانبه‌ی آمریکایی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، چنین بیان داشتند: «این طرح، طرح بازسازی‌شده‌ای است از آنچه که در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد. به نظر خودشان می‌خواهند همان طرح را در ایران اجرا کنند. دشمن این را می‌خواهد.»۴ اما به‌هرصورت آمریکا در قالب الگوی نفوذ، تلاش می‌کند تا طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی را در جمهوری اسلامی نیز پیگیری نماید. بر همین اساس، اندیشکده‌ی «بنیاد دفاع از دموکراسی» در گزارشی صراحتاً به این موضوع اشاره می‌کند که «در توافق هسته‌ای، این جنبه‌ی مثبت وجود دارد که شاید این توافق برایمان تنها ده سال زمان به‌منظور نابود ساختن حکومت ایران خریده باشد. با در نظر داشتن این مسئله، این مدت‌زمان باید به‌طور کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. تکرار موضع ایالات‌متحده درباره‌ی تضمین فروپاشی پرده‌ی آهنین، یک نقطه‌ی آغاز محسوب می‌شود. آنچه در فاصله‌ی سال‌های ۸۰-۱۹۷۹در لهستان اتفاق افتاد، یک نمونه‌ی برجسته قلمداد می‌شود. اعتصاب سال ۱۹۸۰ در کارخانه‌ی کشتی‌سازی لنین در گدانسک، در نهایت به فروپاشی امپراتوری شوروی منجر شد. ایالات‌متحده می‌بایست از فضای به‌وجودآمده از مذاکرات هسته‌ای با ایران استفاده کرده و شبکه‌ی حامیان غرب در ایران را فعال کند تا از این طریق، تغییرات سیاسی در ایران به وجود آورد. در واقع توافق هسته‌ای کنونی، فرصت منحصربه‌فردی را برای تمرکز بر تغییر ایران به دست می‌دهد.»۵ این همان موضوعی است که می‌توان در گفتار دولتمردان آمریکایی از جمله باراک اوباما و جان کری نیز مشاهده کرد. جان کری در دوم مرداد گذشته در شورای روابط خارجی آمریکا، با اظهار اینکه آمریکا نسبت به آینده‌ی ایران حساب باز کرده است، بیان داشت: «من نمی‌دانم تا ۱۵ سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد، جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی در کشورها رخ خواهد داد.»۶ 3. تغییر ذائقه‌ی فرهنگی شاید بتوان یکی از مهم‌ترین راه‌های نفوذ را، نفوذ در حوزه‌ی «فرهنگ» جامعه و به‌ موازات آن، زمینه‌سازی برای تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه دانست. همان‌گونه که «جوزف نای» با خوشحالی از شلوارهای جین آبی جوانان شوروی یا پخش سریال‌های آمریکایی در تلویزیون نیکاراگوئه در حین تضاد با حکومت آمریکا و آهنگ و شوهای تلویزیونی، به‌عنوان اثرات و منابع قدرت نرم آمریکا یاد می‌کرد،۷ اینک نیز همان الگوی فرهنگی برای تغییر ارزش‌های فردی و سبک زندگی جامعه‌ی ایرانی به کار می‌رود. این تهدیدات نرم‌افزاری که رهبر انقلاب از آن‌ها تحت عنوان «ناتوی فرهنگی» نام برده‌اند، برای کسب قدرت سیاسی با ابزار تخریب اخلاق، مصرف‌گرایی، بی‌اعتنایی به هویت ملی، دلبستگی به ارزش‌های آمریکایی و... اعمال می‌شوند. این شکل از تهدیدات در کوتاه‌مدت در قالب مسائلی چون مهاجرت نخبگان و تنش‌های سیاسی به‌شکل اغتشاش در مشروعیت، انسجام و ظرفیت نظام‌های سیاسی به‌عنوان مؤلفه‌های نرم امنیتی، بروز می‌کند، ولیکن در بلندمدت با تغییر در ذائقه‌ی عمومی جامعه، به تزلزل اساسی در آن مؤلفه‌های نرم امنیتی و تغییر در جهت‌گیری‌های کلان یک جامعه می‌انجامد. به نظر می‌رسد یکی از اولین گام‌ها در فرایند تغییر ذائقه‌ی فرهنگی، اخبار حضور و فعالیت مک‌دونالد در کشور است. نمادسازی مبتنی بر مک‌دونالد، تعبیری جز پذیرش سبک زندگی آمریکایی ندارد. نتیجه‌ی این سه رویکرد آن است که فضای افکار عمومی و سیاست داخلی کشور به‌شدت مشروط می‌گردد؛ چراکه در واقع مشروط‌سازی فضای سیاسی داخل کشور و جهت‌دهی به انتخاب مردمی، دو نتیجه‌ی طبیعی در پی خواهد داشت: اولاً تغییر در ادراک سیاسی تصمیم‌گیران نظام و ثانیاً هموارسازی برای قدرت یافتن نخبگان غرب‌گرا. پی‌نوشت‌ها: *دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل ۱.هارل، پیتر، باید به‌دنبال ترویج اصلاحات سیاسی در ایران پساتوافق باشیم/ ارتباط با نهادهای غیردولتی و مدنی ایران باید تقویت شود، به نقل از مؤسسه‌ی مطالعات آمریکا، قابل رؤیت در: ۳ http://asipress.ir/vdci۵wa۳.t۱aqw۲bcct.html 2. محمدی، مهدی، هشدارهای امنیت ملی در فضای پساتوافق، روزنامه‌ی وطن امروز، ۲۶ مرداد ۱۳۹۴. ۳. بیانات رهبر معظم انقلاب در دانشگاه علم و صنعت، ۲۴ آذر ۱۳۸۷. ۴. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، ۱۹ تیر ۱۳۷۹. 5. Weinthal, Benjamin, Analysis Iran Nuclear agreement wont improve Human Rights, Foundation for Defense of Democracies, ۲۳jul۲۰۱۵, available in: http://www.defenddemocracy.org/media-hit/benjamin-weinthal-analysis-iran-nuclear-agreement-wont-improve-human-rights ۶. http://www.state.gov/secretary/remarks/۲۰۱۵/۰۷/۲۴۵۲۵۳.htm Obama Barak, we are prepared to use all elements of our power to secure our interests in the middle east, Al SharghAwsat, available in: http://english.aawsat.com/۲۰۱۵/۰۵/article۵۵۳۴۳۴۲۲/obama-we-are-prepared-to-use-all-elements-of-our-power-to-secure-our-interests-in-the-middle-east 7. جوزف نای، قدرت نرم، ترجمه‌ی محمد حسینی‌مقدم، فصلنامه‌ی راهبرد، شماره‌ی ۲۹، پاییز ۱۳۸۲. منبع مقاله : Khamenei.ir / نویسنده: عبدالله مرادی از طرح خاورمیانه بزرگ تا پروژه نفوذ </p> text/html 2019-03-09T14:27:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری روحیه تنوع تلبی http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/724 <p>هیأت» را می‌توان قدیمی‌ترین تشکل دینی و سیاسی در جامعه‌ی ایران دانست. نقش هیأت‌ها در مبارزه علیه رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی، و پس از آن تا به امروز در عرصه‌های مختلف دینی و فرهنگی و سیاسی بر کسی پوشیده نیست. رهبر انقلاب هیأت‌ را به مثابه «کلاس درس» دانسته و معتقدند: « هیئت‌های مذهبی باید کلاس درس باشند؛ یعنی اگر کسی ده جلسه یا یک دهه رفت پای منبری نشست، آخر دهه احساس کند یک مطلب را فهمیده است... این جزء نقص‌های کنونی کشور ماست.» با حاج مهدی سلحشور، مداح اهل بیت علیهم‌السلام درباره‌ی ویژگی‌های هیأت، کارکردهای آن، آفت‌های کنونی آن، و همچنین اهمیت نقش هیئت‌ها در مبارزه با نفوذ فرهنگی دشمن به گفت‌وگو نشستیم. چه مؤلفه‌هایی در هیئت و عزاداری سیدالشهدا وجود دارد که می‌تواند توده‌ی مردم را جذب خود کند؟ تفاوت هیئت‌های مذهبی با سایر تشکل‌های دینی، فرهنگی و سیاسی در چیست؟ در نگاه اول، هیئت سیدالشهدا یک کانون جوشان محبت و عاطفه است، هیئت یعنی محل قرار دل‌ها در این دنیای پرازدحام و عصر آهن. آن چیزی که روح و صفا می‌بخشد به جان‌ودل یک انسان، محبت و عاطفه است؛ آن‌هم محبتی از جنس نور از چشمه‌ی زلال اهل‌بیت علیهم‌السلام و به‌نظر هیئت ارضاکننده‌ی این بُعد بسیار مهم در زندگی بشر است. دومین مؤلفه‌ی جذاب هیئت، ارضای بُعد آرمان‌گرایی انسان است. روضه یعنی ترسیم حالات عمیق و دردناک یک انسان کامل در راه رسیدن به یک هدف والا و قدسی و بلکه سوق دادن همه‌ی بشریت به آن قله‌ی کمال. اینکه سیدالشهدا روز عاشورا طفل شیرخواره‌اش را روی دست گرفت و آمد وسط میدان بلا، یعنی نقطه‌ی اوج بشریت، یعنی یک انسان کامل با تمام سرمایه به مصاف تمام زشتی‌ها می‌رود و با شهادت علی‌اصغرش، فضاحت جبهه‌ی باطل و حقانیت جبهه‌ی حق را اثبات می‌کند. این یعنی نجات بشریت که در زیارت اربعین هم آمده است: «و بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِیرَة الضَّلالَه» خونش را بهای بیداری و نجات ما کرد. سومین مؤلفه، همین شور و به ‌تعبیر امام خمینی رحمه‌الله‌علیه هیاهوست. حضرت امام رحمه‌الله‌علیه می‌فرمودند: هر مکتبی که پایش سینه‌زن نباشد، نمی‌ماند. این شور و هیاهو خودش جذابیت هدفمند خاصی را به‌دنبال دارد. این اوج عاطفه است که انسان از غم عزیزش بر سر و سینه بزند. چهارمین مؤلفه اینکه هیئت محلی برای ابراز مودت به اهل‌بیت و رسیدن به همدلی، تفاهم، برادری و صمیمیت است. اینکه جمعی در یک نقطه‌ی مشترک با هم احساس شراکت عمیق دارند و برای آن ابراز همدردی می‌کنند، خود از جذابیت‌های هیئت است. اصلاً دیدن این صورت‌های خیس از اشک، یک جاذبه‌ی ویژه است که برکت‌های فراوان دارد. یک عده مست و سرخوش و بی‌خبر از جامعه تربیت می‌شوند و به گمان اینکه نوکر اهل‌بیت هستند، دچار توهم معنویت می‌شوند، درحالی‌که هیچ حرکت و جنبشی مشاهده نمی‌شود. هیئت رفتن این عده فقط جنبه‌ی تخلیه کردن عواطف و احساسات پیدا می‌کند. هیئت مخدر یعنی هیئتی که انسان را مست و مدهوش و بی‌خبر و بریده از امام حسین علیه‌السلام بار می‌آورد. به‌عنوان پنجمین مؤلفه باید بگویم هیئت یک مأمن امن و پناهگاه مطمئن است که نقش بسیار سازنده‌ای در تأمین امنیت و آرامش دارد. در زیارت جامعه هم آمده است که اهل‌بیت «کهف‌الوری» هستند. ششمین مؤلفه که وجه تمایز هیئت با سایر تشکل‌های مذهبی و فرهنگی است، درونی و جوششی بودن آن است، برخلاف تشکل‌های دیگر که نوعاً دستوری و بیرونی و فرمایشی هستند. آنچه هیئت را هیئت می‌کند و باعث تجمع قلوب می‌شود، همین علقه‌ی درونی و پیوند فطری با سیدالشهداست. کسی این ظرفیت را ندارد که این موج عظیم تجمع را با هر امکانات و ابزاری ایجاد کند. اینکه ائمه به ما گفته‌اند: «إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً»، حکایت از این حرارت درونی ناگفتنی دارد که امتیاز ویژه و منحصربه‌فرد هیئت است. این شش مؤلفه باعث جذب توده‌ی مردم به هیئت می‌شود و تفاوت هیئت با تشکل‌های دیگر را به‌طور کامل نشان می‌دهد. آفت‌هایی که هیئت‌های کنونی را تهدید می‌کند، کدام‌ هستند و چگونه می‌توان بر آن‌ها فائق آمد؟ برخی آفات درونی هستند؛ یعنی مربوط به محدوده‌ی خود هیئت و جبهه‌ی خودی است و برخی آفات بیرونی و از ناحیه‌ی دشمن‌اند. آفات درونی را می‌توان این‌طور تقسیم کرد که برخی از آن‌ها مربوط به محتوای هیئت هستند و برخی مربوط به شکل و قالب آن. آن دسته از آفات درونی که مربوط به محتوای هیئت است، ناشی از عدم توازن یا حتی تغافل در هریک از سه عنصر اساسی محتوای مداحی‌هاست که حضرت آقا فرمودند و آن سه عنصر عقل، حماسه و عاطفه هستند. متأسفانه بعضی این سه عنصر را به‌طور کامل ادا نمی‌کنند و این منجر به کم‌اثر یا بی‌اثر شدن کار یا موجب بروز رخدادهای بدی می‌شود. برای مثال، اینکه ما فقط بر عاطفه تکیه کنیم و صرف اشک گرفتن برای ما ارزش باشد، یکی از آفت‌هاست. آن‌وقت متوسل به هر روشی برای اشک گرفتن می‌شویم. بنابراین عدم رعایت تعادل این سه عنصر باعث به وجود آمدن یک خطر بزرگ برای هیئت‌ها می‌شود و آن خطر «تخدیر» هیئتی‌هاست. به این معنا که یک عده مست و سرخوش و بی‌خبر از جامعه تربیت می‌شوند و به گمان اینکه نوکر اهل‌بیت هستند، دچار توهم معنویت می‌شوند، درحالی‌که هیچ حرکت و جنبشی مشاهده نمی‌شود. هیئت رفتن این عده فقط جنبه‌ی تخلیه کردن عواطف و احساسات پیدا می‌کند. بلاتشبیه کاری که موادمخدر می‌کند این است که انسان را در توهم و بی‌خبری قرار می‌دهد. هیئت مخدر یعنی هیئتی که انسان را مست و مدهوش و بی‌خبر و بریده از امام حسین علیه‌السلام بار می‌آورد. درحالی‌که انسان خودش هم متوجه نیست و خدای‌نکرده مشمول این آیه‌ی قرآن کریم می‌شود: «قُل هَل نُنَبِّئُکُم بِالاَخسَرینَ اَعمالًا، اَلَّذینَ ضَلَّ سَعیُهُم فِى الحَیوةِ الدُّنیا وَ هُم یَحسَبونَ اَنَّهُم یُحسِنونَ صُنعًا»؛ زیانکارترین گروه انسان‌ها کسانی هستند که فکر می‌کنند آدم‌حسابی هستند، نوکرند، غلام‌اند، مداح‌اند، سینه‌زن‌اند، اما در واقع نیستند. این «یحسبون انهم یحسنون صنعا» یعنی تخدیر. این خطرناک‌ترین آفت درونی هیئت در بخش محتوایی است. اما آفات درونی که مربوط به شکل و قالب هیئت‌هاست و ممکن است دامن‌گیر همه‌ی ارکان هیئت، یعنی سخنران، مدیر، مداح و مستمعین باشد، آفاتی مانند حسادت‌های منفی، شهرت‌طلبی‌ها، اسراف، ریخت‌وپاش و همچنین آنچه مربوط به شخص مداح است، برجسته‌تر است که در حوزه‌ی فنی مانند سبک‌ها و اجرای آن‌ها مشاهده می‌شود. باید از سبک‌های آلوده پرهیز کرد. تعبیر رهبر معظم انقلاب در این موضوع بسیار عالی است که می‌فرمایند محتوای عالی و قدسی را در ظرف آلوده و نجس نباید ریخت. اما آفاتی که از ناحیه‌ی بیرون، یعنی دشمن، دامن‌گیر هیئت می‌شود نیز بسیار مهم است، چون هیئت‌ها بسیار در جنگ نرم مؤثر و کارآمد هستند و اصلاً به تعبیری می‌توان گفت انقلاب ما یک انقلاب هیئتی بود و از هیئت‌ها رشد و نمو پیدا کرد. قطعاً دشمن برای صدمه زدن به این سنگر مهم و منحصربه‌فرد تمام تلاشش را خواهد کرد. اگر توانش این امکان را بدهد که مانع برگزاری هیئت شود، قطعاً مضایقه نمی‌کند که الحمدالله و به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و خون شهدا، هرگز این امکان را ندارد. اما دشمن درصدد تضعیف، تخریب و نفوذ در آن‌ها و خنثی کردن آن‌ها هست و خواهد بود. رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود می‌فرمایند: «هیئت‌های مذهبی باید کلاس درس باشند؛ یعنی اگر کسی ده جلسه یا یک دهه رفت پای منبری نشست، آخر دهه احساس کند یک مطلب را فهمیده است... این جزء نقص‌های کنونی کشور ماست.» برای حل این موضوع که از دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب است، چه باید کرد؟ بله، واقعاً هیئت یعنی کلاس درس و حتی حضرت آقا در یکی از دیدارهایشان با مداحان فرمودند مداحی یعنی معلمی. به نظر می‌رسد یک کلاس موفق و پرثمر باید دارای این خصوصیات باشد: اول خود معلم باید شاخصه‌های لازم را داشته باشد. مداحی به‌مثابه‌ی معلمی زمانی به ثمر می‌نشیند که مداح دارای منظومه‌ی فکری و شناخت و مطالعات دینی با تکیه بر منابع اصیل دینی مانند آثار امام خمینی رحمه‌الله‌علیه، رهبر معظم انقلاب، شهید مطهری، آیت‌الله مصباح و سایر بزرگان باشد. مداح تا خود شاگردی علما و بزرگان دین را نکند، نمی‌تواند جریان‌ساز و معلم باشد. در یک کلاس درس، مواد آموزشی و اهداف آن ترسیم شده است، اما متأسفانه در هیئت مشکل بزرگی داریم. حرکت هیئت‌ها مبنی بر یک برنامه‌ی منسجم و نظام‌مند که از یک اتاق‌فکر تراز انقلاب اسلامی نشئت گرفته باشد، نیست. البته حرکت‌هایی انجام گرفته است، ولی به‌هیچ‌وجه راضی‌کننده و کافی نیست و باید هرچه زودتر برای این داستان فکری شود. مداح باید روی روضه و سینه‌زنی کار عمیق کرده باشد. علاوه بر اینکه چیزهایی بخواند که براساس منابع اصیل دینی باشد. باید مخاطبش را هم جلو ببرد؛ یعنی مخاطب بعد از یک دهه شرکت در هیئت، یک گره از گره‌های ذهنی‌اش باز شده یا مطلبی جدید آموخته باشد. مداح باید روی روضه و سینه‌زنی کار عمیق کرده باشد. علاوه بر اینکه چیزهایی بخواند که براساس منابع اصیل دینی باشد. باید مخاطبش را هم جلو ببرد؛ یعنی مخاطب بعد از یک دهه شرکت در هیئت، یک گره از گره‌های ذهنی‌اش باز شده یا مطلبی جدید آموخته باشد. مداحی یک هنر است. مداح علاوه بر مطالبی که به‌صورت عیان ذکر می‌کند، باید روی ضمیر ناخودآگاه مخاطب هم کار کند. به‌طور مثال، رهبر معظم انقلاب که نگاه‌ها و مبانی ایشان مبتنی بر قرآن و سیره‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام است، بارها پیرامون تکریم نسل جوان، تأثیر نسل جوان در حل بحران‌ها و استفاده از جوان در مسائل و کارهای محوری و مهم، سخنانی را فرموده‌اند. سیره‌ی سیدالشهدا علیه‌السلام را هم که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که سیدالشهدا در ماجرای کربلا برای جوانان یک نقش محوری تعریف کرده‌اند. جوانان آن دوره هم به‌خوبی توانسته‌اند در موقعیت‌های حساس نقش ایفا کنند و این در منابع و مقاتل واقعاً مشهود است. وقتی مداح این مسئله را متوجه شد و از آن در روضه‌ی خود بهره گرفت، آن‌وقت روضه‌ای که می‌خواند، درحالی‌که عمیق و اصیل است، ناظر به مسائل روز جامعه و مثل یک کلاس درس است که به مخاطب به شکل غیرمستقیم می‌گوید ببین سیدالشهدا چگونه برای جوانان ارزش قائل بود و به آن‌ها مسئولیت می‌سپرد، ببین جوانان بنی‌هاشم در موقعیت‌های حساس و بحرانی کربلا چگونه به‌صورت موفق نقش‌آفرینی کردند. اگر می‌خواهی امروز حسینی باشی، باید این‌گونه باشی. آن‌وقت هیئت می‌شود کلاس درس. همچنین هیئت باید علاوه بر جلسات عمومی که دارد، یک‌سری کلاس‌های خصوصی‌تر در وقتی گسترده‌تر داشته باشد که در آن‌ها مباحثی را مطرح کنند که احتیاج به بسط بیشتری دارند و عمیق‌تر هستند. رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود می‌فرمایند: «هیئت‌ها نمی‌توانند سکولار باشند. هیئت امام حسین سکولار ما نداریم! هر کس علاقه‌مند به امام حسین است، یعنی علاقه‌مند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است. معنای اعتقاد به امام حسین است.» رابطه‌ی هیئت با اسلام سیاسی چگونه است؟ چرا هیئت‌ها نمی‌توانند سکولار باشند؟ سیاست به‌معنای درست یعنی جهت‌گیری علمی و عملی علیه جبهه‌ی ظلم، یکی از عناصر ضروری و حیاتی نهضت امام حسین علیه‌السلام است و اگر این نباشد، اصلاً انقلاب امام حسین معنا ندارد. هرکس علاقه‌مند به نام و یاد امام حسین علیه‌السلام است، باید مرام حسین علیه‌السلام را پیاده کند. سیاست‌زدایی از هیئت‌ها، به ‌تعبیر شهید مطهری در کتاب «حماسه‌ی حسینی»، یعنی مسخ کردن هیئت‌ها، یعنی خنثی و بی‌اثر کردن هیئت‌ها و جالب است که خود شهید مطهری می‌فرمایند: اگر این‌طور شد، خود یزیدها، عمربن‌سعدها اگر زنده بودند، مانند هیئت ما، بلکه باشکوه‌تر از این‌ها هیئت می‌گرفتند، چون اساساً این هیئت برای آن‌ها ضرری ندارد. رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود پیرامون این موضوع، این‌گونه می‌فرمایند که یکی از خصوصیات ائمه‌ی طاهرین این بوده که همه‌ی آن‌ها مبارزین و مجاهدین فی‌سبیل‌الله بودند. یکی از ائمه‌ی طاهرین را سراغ ندارید که این‌ها در موضع مجاهدت و مبارزه قرار نداشته باشد. وقتی ائمه‌ی اطهار به این شکل اهل مسائل سیاسی و مبارزه بوده‌اند و اصل حرکت امام حسین برای مبارزه با سکولاریسم بوده است، ما چطور می‌توانیم سکولار باشیم. سیدالشهدا در قیامش می‌خواست استکبار آن زمان را نابود کند و بخش اجتماعی را اصلاح کند و نشان دهد که اسلام به مسائل اجتماعی کار دارد. قیام سیدالشهدا تبلور واقعی مبارزه با سکولاریسم است. آن‌وقت ما چگونه می‌توانیم هیئت سکولار داشته باشیم؟ چگونه می‌توانیم در هیئتمان به مسائل اجتماعی کار نداشته باشیم؟ چنین چیزی امکان ندارد. هیئت‌ها چگونه می‌توانند پرده از نقشه‌ی دشمن در تحولات روز بردارند؟ چگونه می‌توانند در برابر نفوذ فرهنگی دشمن، سد ایجاد کنند؟ اگر هیئت با این شاخصه‌ها و مأموریت‌ها که ذکر کردیم، برگزار شد و جبهه‌ی حق و باطل را به‌درستی ترسیم کرد و مصادیق به‌روز آن را ارائه داد و به مخاطب فهماند که امروز هم جریان حسینی و جریان یزیدی داریم و مخاطب را به این سمت هدایت کرد که ولایت‌فقیه نقش جریان حسینی را امروز ایفا می‌کند و استکبار به‌سرکردگی آمریکا و صهیونیسم، جریان یزیدی امروز است، آن‌وقت مستمع خودش مسیر حق را پیدا می‌کند. همان‌طور که در زیارت عاشورا می‌خوانیم، «اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ». اگر این‌طور باشیم، یعنی «آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ» را درست فهمانده‌ایم، تمام آن شور و هیجان و عاطفه و تجمع و آن ظرفیت‌های عظیم علیه یزیدی‌های زمان به‌صورت خودجوش بسیج خواهند شد. هیئات چگونه می‌توانند در مقابل نفوذ فرهنگی دشمن سد ایجاد کنند؟ حضرت آقا در یک دیداری فرموده بودند که هیئت یعنی سنگر خود را حفظ کنیم. پس در عرصه‌ی مبارزه‌ی فرهنگی و جنگ نرم، از نگاه حضرت آقا، هیئت سنگر است، یک سنگر منحصربه‌فرد و ویژه که هم در مرحله‌ی شناسایی و رصد کردن معضلات فرهنگی باید فعال باشد و هم در زمینه‌ی راهکارهای عملیاتی برای مبارزه با آن‌ها باید قدم بردارد. هیئت اجتماعات بزرگی به راه می‌اندازد و وظیفه دارد که در این اجتماعات فرهنگ‌ساز باشد و فرهنگ جریان سیدالشهدا علیه‌السلام و خصوصیات جریان یزید امروز را تبیین کند. یکی از راهکارهای جریان یزید در زمان ما، نفوذ فرهنگی است و هیئت باید با تبیین خط اصیل سیدالشهدا و مسائل روز، آن را تبیین کند. حضرت آقا در یک دیداری فرموده بودند که هیئت یعنی سنگر خود را حفظ کنیم. پس در عرصه‌ی مبارزه‌ی فرهنگی و جنگ نرم، از نگاه حضرت آقا، هیئت سنگر است، یک سنگر منحصربه‌فرد و ویژه که هم در مرحله‌ی شناسایی و رصد کردن معضلات فرهنگی باید فعال باشد و هم در زمینه‌ی راهکارهای عملیاتی برای مبارزه با آن‌ها باید قدم بردارد. با شاخص‌هایی که برای هیئت ذکر کردیم، باید گفت هیئت سنگر و سد در برابر نفوذ است. اما اگر هیئتی شاخصه‌های کافی یا حداقلی را نداشت، خودش می‌شود محل نفوذ. معقل شخصی از افراد دستگاه ابن‌زیاد بوده است. باید درباره‌ی او مطالعه کنیم تا بحث نفوذ در هیئات را بهتر متوجه شویم. ابن‌زیاد به «معقل» که از افراد دستگاه خود بود، مقدار زیادی پول داد و گفت در شهر کوفه در میان افراد نهضت حسین‌بن‌علی علیه‌السلام برو به آن‌ها پول بده و بگو برای نهضت خرج کنند و به آن‌ها وانمود کن که تو از آن‌ها هستی: «واعلمهم انک منهم» و به این وسیله در بین آن‌ها نفوذ کن. معقل هم در بین افراد نهضت امام حسین علیه‌السلام رفت و به آن‌ها پول داد و القا کرد که از آن‌هاست و از اسرار آن‌ها باخبر شد و به همین وسیله توانست به مخفیگاه مسلم در شهر کوفه دست پیدا کند و منجر به شهادت مسلم شد. امروز هم عده‌ای در بین هیئتی‌ها می‌آیند و به آن‌ها پول می‌دهند و می‌گویند هرچقدر دیگر هم می‌خواهید به شما پول می‌دهیم، اما در هیئت‌تان کار به مسائل روز، ولایت‌فقیه، شهدا و امثال این مسائل نداشته باشید و ایجاد اختلاف در بین شیعه و اهل تسنن کنید. این مدل جدید نفوذ در هیئات است. پس این هیئت با شاخصه‌هایی که ذکر کردیم، می‌شود سنگری منحصربه‌فرد برای خواص فرهنگی دغدغه‌مند با تفکر حسینی و انقلابی و جهادی که به تعبیر آقا، انگشت اشاره‌ی امام حسین علیه‌السلام را هم می‌تواند بفهمد و در آن مسیر حرکت کند. هیئت با دشمن‌شناسی نافذ خود می‌تواند با رصد کردن دشمن با هرگونه نفوذی از طرف دشمن مقابله کند که این کار نیاز به تشکیلات و اتاق‌فکر دارد. نهایتاً اینکه هیئت نمی‌تواند نسبت به مسائل فرهنگی روز منفعل و بی‌موضع باشد. گفتمان‌سازی، مبارزه با صهیونیسم و مبارزه با دشمن باید جزء لاینفک هیئت امام حسین علیه‌السلام باشد. منبع: khamenei.ir </p> text/html 2019-03-09T14:25:00+01:00 mojtaba3655.mihanblog.com مجتبی رنجبری مقابله با نفوز فرهنگی غرب http://mojtaba3655.mihanblog.com/post/723 <p>رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای روز ۲۵ شهریور در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران فرمودند: «نفوذ فرهنگی و سیاسی خطرناک‌تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است؛ دشمن بدنبال دگرگون کردن باورهای جامعه است» در این زمینه، دیدگاه دو هنرمند درباره تعریف نفوذ فرهنگی و راه‌های مقابله با آن را می‌خوانید: نیاز به تقویت مبانی هنر انقلاب احمد شاکری نویسنده و منتقد ادبی در گفت‌وگو با کیهان گفت: نفوذ فرهنگی که جلوه غالب آن نفوذ هنری است، همواره با یک نوع نفوذ علمی و پس زمینه نظری همراه بوده است. ادبیات و هنر انقلاب اگر می‌خواهد با نفوذ فرهنگ و هنر غربی مقابله کند، راهش تنها تولید هنر دینی و انقلابی نیست، بلکه راه این است که هم هنر دینی و انقلابی تولید شود و هم نظریه دینی و انقلابی هنر تقویت شود. نویسنده کتاب «انجمن مخفی» توضیح داد: عرصه هنر، یکی از مهم‌ترین مجاری نفوذ فرهنگی غرب بوده است. هم اکنون نیز ابزارهایی چون شبکه‌های ماهواره ای، فیلم‌های سینمایی، آثار هنری و مکتوب و ... ابزارهایی برای ورود و انتشار فرهنگ غربی به عنوان یک فرهنگ مهاجم هستند. اما آنچه مهم است اینکه نمی‌توان این ساحت را از نفوذ علمی جدا کرد. به این معنی که جریان هنر غربی همواره در کنار توسعه و تبلیغ، خود را تئوریزه کرده است. مبانی فکری و نظری هنر غربی بسترهای لازم را برای ورود، تحمیل و ترویج آن فراهم می‌کند. به عنوان مثال در عرصه ادبیات داستانی که قدمتش در کشور ما چندان زیاد نیست یکی از مجاری نفوذ فرهنگی، ترجمه آثار متعدد ادبیات غرب است که در کنار آن، آثاری هم توسط شبه روشنفکرها تألیف شده است. وی با طرح این پرسش که چه چیزی موجب ماندگاری و تثبیت این گونه آثار در فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی ما شده است؟ بیان داشت: یک وجه این قضیه بطور طبیعی اتفاق می‌افتد یعنی مخاطب عام وقتی با این آثار ارتباط برقرار می‌کند، به صورت غیرخودآگاه و نامحسوس از آنها تأثیر می‌پذیرد. اما وجه دیگر این است که همین آثار، پیوند گسست ناپذیری با مبانی تئوریک ادبیات اومانیستی دارند. نویسنده «عریان در برابر باد» تصریح کرد: به صورت مشخص، دانشگاه‌ها و محافل علمی ما باید به تقویت هنر دینی و انقلابی در برابر هنر نفوذگر کمک کنند. چون جریان هنر دینی و انقلابی باید پایه و مبانی فکری داشته باشد. این درحالی است که محافل علمی و آکادمیک ما آثار دینی و انقلابی را هم با مبانی غربی تحلیل می‌کنند. به همین دلیل هم خصائص مهم در این آثار را یا نادیده می‌گیرند یا تضعیف می‌کنند. شاکری تأکید کرد: ممکن است بدون نظریه هم بتوانیم آثاری را خلق کنیم، اما نتیجه، آثاری مجمل خواهد بود. تضمین‌کننده بقای هنر و سدی که می‌خواهیم در برابر تهاجم ایجاد کنیم، تولید فکر است. ساحتی که متأسفانه بسیار کم به آن پرداخته شده است. همیشه مسئله ما تولید هنر و ادبیات انقلابی و دینی بوده است و کارهای خوبی هم خلق شده است، اما مسئله نظریه پردازی در ساحت هنر، چندان جدی نبوده و کارهایی هم که انجام شده، جریان ساز نبوده است. معضل انفعال فرهنگی سیدمسعود شجاعی طباطبایی کاریکاتوریست، مدیرمسئول نشریه کیهان کاریکاتور و مدیر خانه کاریکاتور ایران هم به کیهان گفت: هشدار نسبت به نفوذ و تهاجم فرهنگی دشمن تنها به زمان کنونی محدود نمی‌شود، بلکه رهبر معظم انقلاب بارها در سخنرانی‌های خود بطور مستقیم و غیرمستقیم به این مسئله اشاره داشته‌اند. حتی گاهی اشاره‌های واضح و صریحی به برخی از موضوعات نموده‌اند. مثل اشاره به فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» که بطور واضح توجه به این بود که سینمای هالیوود به دنبال این است که شخصیت‌های کاذبی را در قالب قهرمان مطرح کرده و بر تن جنایتکارها لباس بزک شده بدوزد و تصویری وارونه ارائه دهد. به واسطه همین مصادیق تا حد زیادی تعریف این قضیه روشن است. وی تأکید کرد: متأسفانه ما از ابتدای انقلاب تا به حال همواره با جریان انفعال فرهنگی در مقابل نفوذ فرهنگی دشمن مواجه بوده ایم. به طوری که در مقابل خیلی از اتفاقات یا واکنش نشان نمی‌دهیم یا بسیار منفعلانه عمل می‌کنیم و حتی گاهی برخی از جریان‌ها از نفوذ فرهنگی حمایت می‌کنند. مثل ماجرای استعفای دولت موقت به خاطر تسخیر لانه جاسوسی آمریکا که در عرصه سیاسی رخ داد، در عرصه فرهنگی نیز بارها چنین رفتارهایی را مشاهده کرده ایم. دبیر دوسالانه کاریکاتور تهران ادامه داد: اینکه رهبر انقلاب درباره برخی از مسائل تأکید می‌کنند و بطور دقیق و جزئی به آن می‌پردازند، نشان می‌دهد که بدنه سیاستگذاران آن حوزه دچار انفعال و کم کاری است، وگرنه اگر مسئولین به کار خود درست عمل کنند نیاز به این همه تذکر نیست. همچنان که تاریخ دوران انقلاب و دفاع مقدس نشان می‌دهد، همواره حضور صریح و جدی امام خمینی(ره) و حضرت آقا در مسائل امنیتی و عقیدتی مانع از بروز حوادث ناگوار شده است. مثل صدور حکم ارتداد سلمان رشدی توسط حضرت امام که خیلی‌ها را شوکه کرد. شجاعی طباطبایی ادامه داد: رهبر انقلاب نیز همچون حضرت امام دائم در حال گوشزد مسائل هستند. نخبگان، مسئولین و کسانی که در صدر اتفاقات فرهنگی و هنری و سیاسی هستند باید این موارد را درک کنند. دبیر مسابقه کاریکاتور هولوکاست تصریح کرد: در شرایطی که به برکت خون شهدا جایگاه ما در عرصه بین‌المللی قدرتمند است، غلبه این همه انفعال در برابر تهاجم فرهنگی دشمن بسیار عجیب است. این درحالی است که اگر اهالی و مسئولین فرهنگی ما متوجه عزت و جایگاه امروز ایران شوند هیچ گاه در موضع کوچک قرار نخواهند گرفت و به وضعیت متناسب با شأن جمهوری اسلامی خواهند رسید. نبش قبر بانوی‌ شعر انقلاب در امامزاده صالح! چشم رسانه ملی به حرکات ضیا هم روشن شد آداب مجری‌گری در برنامه هفت رعایت نمی‌شود از ادعای آزادی‌خواهی تا عطش برای اسکار آمریکایی رژ لب؛ ریمل و لاک دستاورد جدید برجام! وزرا در استفاده از فیس بوک همانند مردم تابع قانون باشند دو سه مورد دیده‌ام که بسیار تند کشف حجاب کرده اند دو سه مورد دیده‌ام که بسیار تند کشف حجاب کرده اند اگر برخورد نشود بقیه هنجارشکنان نیز فرصت پیدا می‌کنند داخلی فرهنگی خبر Share/Save/Bookmark کد مطلب: 113371 راه‌های مبارزه با نفوذ فرهنگی غرب/انصارحزب الله </p>